یکی از روش هایی که سرمایه گذاران از آن برای سرمایه گذاری در بازار سرمایه استفاده می کنند تحلیل بنیادی است زیرا استفاده از این روش باعث می شود تا سرمایه گذار در طول بلند مدت سود مناسبی را دریافت کند. در این میان یکی از گام های اصلی در تحلیل بنیادی بررسی مواردی است که جزء اصول فاندامنتال است که در ذیل آنها را معرفی می کنیم.

 

  1. بررسی وضعیت مالی شرکت ها (استفاده از صورت های مالی)
  2. سودآوری شرکت ها
  3. تصمیم گیری برای انتخاب سهام شرکت ها 

 

برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و سوددهی شرکت ها باید به سراغ اولین و اساسی ترین معیارهای سنجش وضعیت مالی یعنی استفاده و بررسی صورت های مالی برویم زیرا صورت های مالی هستند که به صورت شفاف اطلاعات مالی، دارایی ها و شرایط آنها و بدهی هایی که شرکت دارد را به ما نشان می دهند.

 

۴ صورت مالی بسیار مهم و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی

 

بنابراین برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و بنگاه های اقتصادی باید بتوانیم عناصر و اجزای تشکیل دهنده این صورت های مالی را به صورت دقیق مورد بررسی قرار دهیم زیرا این امر بسیار ضروری است.

 

هدف از ایجاد یک واحد اقتصادی چیست؟

هدف اصلی موسسین و سهامداران از ایجاد یک واحد تجاری کسب سود و منفعت است در واقع کسب سود از موارد مورد انتظار تامین کنندگان اصلی یک واحد تجاری به شمار می رود از طرفی عملکردها و فعالیت هایی که در یک واحد تجاری نمود مالی دارند را می توان در صورت های مالی مشاهده کرد.

 

صورت های مالی

مجموعه عملیات تامین مالی و فعالیت های سرمایه گذاری را به صورت خلاصه صورت های مالی گویند، گزارش هایی که از طریق صورت های مالی فراهم می شوند حاوی موارد مهم و اطلاعات پرکاربردی هستند که از آنها برای سرمایه گذاری و افزایش اعتبار از آنها استفاده می کنند.

 

گزارش ها حاوی اطلاعات مهم مالی هستند که بر مبنای موارد زیر تهیه می شوند.

 

  • حاصل فعالیت بنگاه اقتصادی در یم دوره زمانی مشخص
  • تنظیم بر اساس استانداردهای مشخص و بر مبنای اصول حسابداری
  • استفاده برای پیش بینی و مقایسه شرکت ها

 

 

چه چیزی در تدوین صورت های مالی به عنوان هدف مطرح است؟

آنچه که در تدوین و تنظیم صورت های مالی به صورت یک هدف مورد بحث است ارائه اطلاعاتی از وضعیت مالی، عملکرد مالی و منعطف بودن واحد تجاری به صورتی خلاصه و طبقه بندی شده است (یکی از اصول مهم حسابداری طبقه بندی اطلاعات مالی است) است و اما این گزارشات باید به گونه ای باشد که برای استفاده کنندگان غایی این اطلاعات به صورت گزارشی، سودمند باشد تا بتوانند تصمیمات مرتبط را به درستی بگیرند.

 

صورت های مالی اساسی کدامند؟

صورت های مالی اساسی و مهم به چهار دسته تقسیم می شوند که عبارت است از: ترازنامه، صورت حساب سود و زیان، صورت گردش وجوه نقد و صورت سود و زیان جامع؛ البته این نکته نیز حائز اهمیت است که یادداشت هایی که به هرکدام از این صورت های مالی پیوست می شوند نیز از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

در صورت های مالی مفروضاتی نیز در نظر گرفته می شوند که در ذیل به معرفی آنها می پردازیم.

 

  • صورت‌های مالی با استفاده از سیستم حسابداری تعهدی و اصل تطابق تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض تداوم فعالیت شرکت تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض محافظه‌کاری تهیه می‌شوند.
  • الزام به افشای کامل هر گونه ارقام یا اعداد اضافی در یادداشت‌های ضمیمه وجود دارد.

 

 

ترازنامه

یکی از صورت های مالی اساسی ترازنامه است که اقلام دائمی واحد تجاری در پایاین یک دوره زمانی مشخص را به ما نشان می دهد بنابراین در این گزارش خلاصه ای از موارد زیر را می توان بدست آورد:

 

  • دارایی ها
  • بدهی ها
  • سرمایه و حقوق صاحبان سرمایه

 

 

این گزارش در انتهای سال در شرکت ها ارائه می شود، ترازنامه گزارشی است که هدف اصلی از ارائه آن مشخص کردن میزان دارایی های (زمین، ساختمان، ماشین، وجه نقد و ...) و میزان بدهی های (حساب های پرداختنی و ..) شرکت ها است.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

ترازنامه نشان دهنده وضعیت مالی شخصیت حقوقی یک شرکت در زمانی مشخص است بنابراین در مواردی از آن به عنوان صورت شرایط مالی و یا صورت وضعیت مالی نیز یاد می کنند. صورت مالی ترازنامه اطلاعات مهمی درباره وضعیت مالی شرکت ارائه می دهد که حاوی ساختار مالی، میزان نقدینگی و انعطاف پذیری شرکت است.

 

وضعیت مالی شرکت ها ممکن است شامل موارد زیر باشد که عبارت است از:

 

  • منابع اقتصادی تحت کنترل
  • ساختار مالی شرکت
  • میزان نقدینگی
  • توان بازپرداخت بدهی‌ها
  • ظرفیت سازگاری با محیط عملیاتی شرکت

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

 

نکته: در حقیقت ترازنامه منعکس کننده بهای تمام شده تاریخی است اما در مواردی به اشتباه ترازنامه را منعکس کننده ارزش های جاری حساب های مختلف تلقی می کنند.

ترازنامه همانند صورت های مالی دیگر دارای اجزایی هستند که عبارت است از:

الف- دارایی‌ها

ب- بدهی‌ها

ج- سرمایه

 

با توجه به اجزای مذکور، اساس ترازنامه شرکت‌ها بر پایه معادله زیر قرار می‌گیرد که به آن معادله حسابداری می‌گویند:

 

سرمایه+ بدهی‌ها=دارایی‌ها

 

 

الف) دارایی ها (ASSET)

به اموال و یا منابع اقتصادی که متعلق به یک شرکت است دارایی گویند، برای اینکه بتوانیم یک قلم را در شرکت به عنوان دارایی محسوب کنیم باید ویژگی های زیر را در نظر بگیریم.

منبع اقتصادی باشد یعنی برای واحد تجاری منافع آتی داشته باشد

  • در تسلط مالکانه واحد تجاری باشد
  • قابل تبدیل به پول باشد

 

دارایی ها به دسته کلی دارایی های مشهود مانند زمین، ساختمان، موجودی نقدی و موجودی کالا و دارایی های نامشهود مانند صورت حقوق مالی،

 امتیازات غیر قابل رویت (سرقفلی و ...) تقسیم می شوند که ممکن است ثابت و یا جاری باشند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

دارایی های موجود در ترازنامه به دسته کلی داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) و دارایی های جاری طبقه بندی می شوند. دارایی های جاری به گروهی از دارایی ها گفته می شوند که دارایی قدرت نقدشوندگی بالایی هستند. این نوع از دارایی های دارای ویژگی های خاصی هستن یعنی در کوتاه مدت به صورت مستقیم و یا طی یک فرایند یا یک چرخه عملیاتی به وجه نقد تبدیل می شوند.

 

انواع دارایی های جاری شامل مواردی از قبیل وجوه نقد، بانک، سرمایه گذاری های کوتاه مدت، اسناد دریافتنی، بدهکاران، موجودی ها و اوراق بهادار قابل فروش هستند. نکته مهم در این زمینه این است که وجوه نقد و بانک به صورت ذاتی ماهیت نقد شوندگی را در کوتاه مدت دارا هستند. به داریی‌های جاری، سرمایه در گردش یا دارایی‌های در گردش هم گفته می‌شود.

 

چرخه عملیات یا چرخه فرایند در حسابداری به چه معناست؟

چرخه فرایند از چندین مرحله تشکیل شده است که از مرحله سرمایه گذاری و خرید مواد خام برای تولید کالا و خدمات شروع می شود و با مراحل جمع آوری وجه نقد از طریق فروش کالا یا خدمات پایان می پذیرد.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

اجزای دارایی های جاری چیست؟

دارایی های جاری شامل موارد مختلفی است که به اختصار در ذیل توضیح می دهیم.

 

وجوه نقد و بانک: پول رایج، اسکناس، سکه، سپرده‌های بانکی و دارایی‌هایی که فورا قابل تبدیل به وجه نقد هستند، در این گروه از دارایی‌های جاری قرار دارند.

 

اسناد دریافتنی: مبالغ باقی‌مانده (موجود) نزد مشتریانی که کالا یا خد مات شرکت را خریداری کرده‌اند  ولی هنوز برای آن‌ها وجهی پرداخت نکرده‌اند.

 

موجودی کالا: ارزش ریالی موارد خام، در جریان ساخت و کالای ساخته شده که هنوز فروش نرفته است.

 

وراق بهادار قابل فروش: این اوراق بهادار، اوراقی هستند که در زمان نیاز به وجه نقد به سهولت معامله شده و به وجه نقد تبدیل می‌شود.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) که نوع دیگری از دارایی ها در حسابداری محسوب می شوند، دارایی های غیر جاری شرکت به حساب می آیند و انتظار نمی رود که در چرخه فرایند (چرخه عملیات) به وجوه نقد تبدیل شوند.  به این نوع، دارایی های بلند مدت نیز می گویند.

 

این نوع از دارایی ها تمامی اقلامی که در سمت راست ترازنامه (دارایی ها) به جزء دارایی های جاری را شامل می شوند.

 

ویژگی های داراییهای ثابت (دارایی های غیر جاری)

برخلاف دارایی جاری فاقد قدرت نقدشوندگی بالا هستند و شرکت تصمیم به نقد کردن این دارایی‌ها در کوتاه مدت ندارد.

 

این گروه از دارایی‌‎ها مولد هستند؛ به این معنا که بطور مستقیم در فرایند تولید مشارکت دارند و یا اینکه برای تولید تسهیلات مهم و اساسی به‌عنوان مثال ماشین آلات تولیدی، ساختمان و… ایجاد می‌کنند.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) به‌ غیر از زمین دارای استهلاک هستند.

 

داراییهای ثابت نامشهود نیز نوعی از داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) محسوب می شود که منعکس کننده سرمایه گذاری های بلند مدت در شرکت است که از نمونه های آن می توان به حق اختراع و سرقفلی اشاره کرد.

منتشر شده در مقالات

پارمیس آی تی : مجموعه فعالیت های حسابداری شامل یک سری مراحل پیوسته است که در تمامی دوره های مالی تکرار می گردد که به این مجموعه فعالیت ها در هر دوره چرخه حسابداری گویند.چرخه حسابداری دارای یک سری مراحل است و عبارت است از:

 

 

 

 

  • جمع آوری اطلاعات مرتبط با رویدادهای مالی
  • بررسی و تحلیل رویدادهای مالی و تنظیم اسناد مربوط به حسابداری
  • ثبت رویدادهای مالی در دفاتر حسابداری
  • انتقال اطلاعات مالی به دفاتر اصلی حسابداری
  • اصلاح حساب های دفتر کل
  • بستن حساب های موقت
  • تهیه تراز آزمایشی
  • تهیه تراز آزمایشی اصلاح شده
  • تهیه صورت های مالی

برخی از مراحل بالا باید در ابتدای دوره انجام پذیرند و باقی آن ها در پایان دوره مالی انجام بشوند.برای ثبت رویدادهای مالی در حسابداری می توان از دو روش استفاده کرد که در ذیل به تعریف آن ها می پردازیم.

روش نقدی : تمامی درآمدها و هزینه ها باید در زمان دریافت یا پرداخت وجوه نقدی ثبت گردند بدین معنا که قبل از پرداخت هزینه یا قبل از دریافت هزینه در دفتر حسابداری در دوره مالی مذکور موردی ثبت نمی گردد.

روش تعهدی : در برخی موارد درآمدهای حاصل از فروش و هزینه های حاصل از خرید در زمان فروش و خرید کالا انجام نمی پذیرد بنابراین با توجه به این مورد در هنگام خرید یا فروش در دفتر حسابداری ثبت می گردند حتی اگر درآمدها و هزینه ها در هنگام فروش و خرید تحقق نیابند.

اصل تحقق درآمد : درآمدهای حاصل از فروش کالا یا ارائه خدمات باید ثبت گردند حتی اگر بهای آن ها در هنگام وقوع پرداخت نشود بنابراین بر طبق همین اصل معیار ثبت درآمد در دفاتر حسابداری فروش کالا یا ارئه خدمات می باشد نه صرفا دریافت وجه نقدی.

اصل تطابق : بر اساس این اصل هزینه های ناشی از خرید کالا یا دریافت خدمات یک دوره مالی باید از درآمدهای حاصل از همان دوره مالی کسر گردد.

 

ثبت های اصلاح شده در حسابداری به چه معناست؟

جهت اجرای اصل تطابق که بر اساس آن هزینه های مربوط به هر دوره مالی باید از درآمدهای دریافت شده همان دوره مالی کسر گردد،حسابدار باید در زمان تنظیم صورت حساب سود و زیان دقت داشته باشد که تمامی درآمدها و هزینه های مربوط به آن دوره مالی را در دفتر حسابداری همان دوره مالی ثبت کرده باشد با این وجود اگر در برخی مواقع درآمد یا هزینه در دفتر حساب ها ثبت نشده باشد میتوان از روش ثبت مناسبی آن ها ثبت کرد یا به دفتر حساب ها منتقل کرد و دفتر حساب را اصلاح کرد که اصطلاحا به آن ثبت اصلاحی گویند.

 

حساب هایی که میتوان در آن ها ثبت اصلاحی را اعمال کرد عبارت است از :

  • اصلاح پیش پرداخت ها
  • اصلاح پیش دریافت ها
  • اصلاح حساب ملزومات
  • ثبت درآمدها و هزینه های ثبت نشده
  • اصلاح ثبت های اشتباه

در واقع تثبیت اصلاحی به معنی تجدید نظر کردن در حساب ها می باشد به گونه ای که وضعیت مالی یک دوره را به صورت صحیح تعیین کرد برای همین منظور می توان یک تراز آزمایشی را به عنوان نمونه ارائه داد سپس اصلاحات مورد نظر را اعمال کرد و پس از آن تراز آزمایشی را به عنوان حساب مطلوب تنظیم کرد.

منتشر شده در مقالات

با وجود بهبود قابل توجه درآمدهای مالیاتی در دولت یازدهم و رسیدن به رقم ۷۱ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۳۹۳ (رشد ۴۴ درصدی نسبت به سال ۱۳۹۲)، همچنان سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت پایین بوده؛ به نحوی که در سال ۱۳۹۳ حدود ۴۰ درصد از مخارج دولت از طریق درآمدهای مالیاتی تامین مالی شده است.



هر چند این سهم، طی یک دهه گذشته با افزایش قابل توجهی مواجه بوده و از حدود ۲۵ درصد به بالای ۴۰ درصد رسیده است. علاوه بر تغییر صورت گرفته در ترکیب درآمدهای دولتی و اتکای بیشتر درآمدها به مالیات، بررسی ترکیب خود درآمدهای مالیاتی نیز نشان می دهد طی سال های گذشته، سهم مالیات های غیرمستقیم از کل درآمدهای مالیاتی افزایش یافته و به عنوان مثال مالیات بر مصرف و فروش، از ۱۷ درصد کل درآمدهای مالیاتی در ابتدای دهه هشتاد، به بیش از ۳۰ درصد در سال گذشته افزایش یافته است.
البته تکیه بیشتر بر درآمدهای مالیاتی، تا حدودی تحت تاثیر «تصمیم» خود دولت ها و تا حدودی هم، به دلیل شرایط ناگزیر تحریم و کاهش درآمدهای نفتی بوده است و البته هنوز هم، سهم نفت در بودجه در مقایسه با اقتصادهای توسعه یافته، بالاست و تبعات مخرب خود را برای اقتصاد به همراه دارد؛ بنابراین با وجود بهبود ساختار مالی دولت، هنوز راه زیادی برای رسیدن به دولتی متکی به مالیات و بدون وابستگی به رانت نفت در پیش است. تامین مالی مخارج عمومی با درآمدهای مالیاتی و همچنین، تدوین یک نظام مالیاتی کارآ با ترکیب مناسب درآمدهای مالیاتی مستقیم و غیرمستقیم، گام هایی است که برای اصلاح ساختار مالی دولت و همچنین، کارآ کردن نظام بازتوزیعی اقتصاد، باید برداشته شود. در این زمینه، یکی از مهم ترین گام هایی که باید در ابتدا برداشته شود گسترش چتر مالیاتی با افزایش پایه های مالیاتی و جلوگیری از فرار مالیاتی – به خصوص از سوی بنگاه های بزرگ – است.

نفت؛ دولت رانتی و ضعف مالیات ستانی 
دولت در اقتصاد ایران به عنوان کشوری نفت خیز برای سال های متمادی است که بودجه خود را با اتکا به درآمدهای نفتی تنظیم کرده و وابستگی به درآمد نفت به معضلی ساختاری برای دولت تبدیل شده است. در ادبیات اقتصادی، دولتی که بخش عمده درآمدهای خود را از رانت خارجی حاصل از صدور یک یا چند ماده خام به دست آورد، دولتی رانتی لقب می گیرد.
در واقع استقلال مالی دولت از عملکرد اقتصاد داخلی موجب می شود تا دولت نسبت به تقویت امر تولید و روند رشد و توسعه اقتصادی و در نتیجه ایجاد پایه مالیاتی گسترده تر حساسیت کمتری داشته باشد. دولتی که برای تامین مالی خود نیاز به مالیات ستانی از اقتصاد داخلی دارد، قطعا نگرانی بیشتری نسبت به عملکرد و میزان تولید اقتصادی دارد تا دولتی که عمده منابع مالی خود را از منابع رانت برونزا به دست می آورد.
از آنجا که دولت رانتی به دلیل دسترسی به منابع عظیم رانتی احساس استقلال می کند دیگر توجهی به عملکرد حقیقی اقتصاد داخلی نشان نداده و این روند به مرور موجب تضعیف دولت می شود. همچنین دولتی که به دلیل وجود منابع رانت برون زا برای تامین مالی مخارج خود احساس نگرانی نمی کند، برای به وجود آوردن نهادهای کارآ و ساختار سازمانی با زیرساخت قانونی و نظام بوروکراتیک متمرکز، قوی و منسجم جهت مالیات ستانی از اقتصاد داخلی حساسیتی نخواهد داشت. منابع درآمدی دولت، نحوه جمع آوری این درآمدها و نحوه استفاده از آنها عاملی مهم در تعیین ماهیت دولت و کارآیی آن خواهد بود. چنانچه دولت از درآمدهای ناشی از رانت برخوردار باشد نیاز بیشتری به اخذ مالیات خواهد داشت و در نتیجه دولت به سمت ایجاد یک نظام بوروکراتیک قوی به اخذ مالیات خواهد رفت. در چنین فضایی تمرکز دولت بر افزایش سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه اقدامی مثبت جهت بهبود تخصیص منابع در اقتصاد کشور خواهد بود. برنامه ریزی برای اتکای بیشتر دولت بر درآمدهای مالیاتی از یکسو دولت را به این سمت هدایت خواهد کرد تا با تقویت ساختار خود به تقویت مالیات ستانی بپردازد که این امر خود به بهبود عملکرد و افزایش کارآیی دولت در تخصیص منابع خواهد انجامید. از سوی دیگر اتکای بیشتر دولت بر درآمدهای مالیاتی موجب تقویت ارتباط عملکرد دولت و عملکرد اقتصادی داخلی خواهد شد و دولت تلاش خواهد کرد تا با ایجاد فضای مناسب برای رشد تولید، درآمدهای مالیاتی خود را افزایش دهد. تقویت نظام مالیات ستانی خود یکی از راه های رهایی از دولت رانتی وابسته به منابع رانت نفت است.

روند درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت 
بررسی روند رشد درآمدهای مالیاتی از سال ۱۳۸۰ نشان دهنده تغییرات مهمی در روند رشد درآمدهای مالیاتی با تغییر دولت ها است. نرخ رشد درآمدهای مالیاتی از سال ۱۳۸۰ و در دولت هشتم از حدود ۱۴ درصد با روندی تقریبا صعودی مواجه بوده و تا پایان دولت هشتم در نیمه سال ۱۳۸۴ به مرز ۴۰ درصد نیز رسیده است. با شروع به کار دولت نهم در نیمه دوم سال ۱۳۸۴ رشد درآمدهای مالیاتی تا پایان همان سال به مرز ۶۰ درصد رسید و از آن به بعد با افت چشمگیری مواجه شد به طوری که در بهار ۸۶ رشد این متغیر تا ۹ درصد نیز تنزل یافت. پس از آن مقدار رشد این متغیر تا ۳ سال بعد؛ یعنی بهار ۸۹ در محدوده ۱۴ تا ۲۸ درصد در نوسان بوده است. کمترین میزان رشد درآمدهای مالیاتی در این دوره در پایان سال ۱۳۸۹ با رشد منفی ۵ درصد تجربه شد. پس از آن رشد درآمدهای مالیاتی افزایش یافت و تا پایان دولت دهم در محدوده ۱۰ تا ۲۶ درصد در نوسان بود و دولت دهم درآمدهای مالیاتی را با نرخ رشد ۱۵ درصدی به دولت یازدهم تحویل داد. با روی کار آمدن دولت یازدهم نرخ رشد درآمدهای مالیاتی وارد مسیر صعودی شد و در پایان سال ۱۳۹۳ به بیش از ۴۰ درصد افزایش یافت.
اما نکته اینجاست که فارغ از روند نوسانی رشد درآمدهای مالیاتی دولت آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت است. روند سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت حاکی از آن است که به رغم نوسانات زیاد در رشد درآمدهای مالیاتی دولت، روند سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت تقریبا فارغ از این نوسانات بوده؛ به نحوی که سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت از سال ۱۳۸۲ مسیر صعودی نسبتا همواری را طی کرده و از حدود ۲۵ درصد در اوایل دهه هشتاد به فراتر از ۴۰ درصد در پایان سال ۱۳۹۳ افزایش یافته است.
بررسی این روند نشان دهنده افزایش این سهم در طول این مدت اما با شیب ملایم بوده است؛ بنابراین نوسان ناچیز این متغیر طی این دوره همراه با روند صعودی آن نشان دهنده آن است که دولت ها در تامین مالی مخارج خود همواره تلاش کرده اند سهم درآمدهای مالیاتی را بهبود بخشند، اما افزایش این سهم به حدود ۴۰ درصد در پایان سال ۱۳۹۳ حاکی از آن است که دولت یازدهم با تکیه بیشتر بر درآمدهای مالیاتی، به ویژه با توجه به نزول درآمدهای نفتی، سهم بیشتری از مخارج خود را از مسیر درآمدهای مالیاتی تامین کرده و اتکای بودجه به نفت را کاهش داده است.

انواع مالیات بر درآمدهای دولت 
بررسی مقطعی انواع مالیات بر درآمدهای دولت در دو مقطع زمانی سال ۱۳۸۰ و ۱۳۹۳ نشان دهنده تغییر معنادار سهم برخی از انواع مالیات در مقابل عدم تغییر سهم برخی دیگر از انواع مالیات است. مالیات ها در دو تقسیم بندی به مالیات های مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شوند. مالیات های مستقیم به آن دسته از مالیات ها اطلاق می شود که شمولیت پرداخت آن مستقیما نزد بدهکار مالیاتی به وجود می آید. مالیات بر درآمد، مالیات اشخاص حقوقی و مالیات بر ثروت جزو این دسته از مالیات ها است. سهم مالیات اشخاص حقوقی در درآمدهای مالیاتی در سال ۱۳۸۰، حدود ۳۰ درصد بوده است که این مقدار در سال ۱۳۹۳ با تغییر اندک به ۳۴ درصد افزایش یافته است، اما سهم مالیات بر درآمد از ۲۱ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۱۳ درصد در سال ۱۳۹۳ کاهش یافته است. این نوع مالیات در سال ۱۳۹۳ نسبت به سال ۱۳۸۰ با کاهش ۸ درصدی مواجه شده است. مالیات بر ثروت نیز سهم اندکی در حدود ۴ درصد از درآمدهای مالیاتی را داشته است.
مالیات بر واردات و مالیات بر مصرف و فروش نیز در دسته بندی مالیات های غیرمستقیم قرار می گیرند. مالیات غیرمستقیم آن دسته از مالیات هایی است که به طور غیرمستقیم بر کالاهای مصرفی اشخاص وضع شده و از مصرف کنندگان وصول می شود. مالیات بر واردات نیز در سال ۱۳۹۳ نسبت به سال ۱۳۸۰ از ۲۸ درصد به ۱۹ درصد کاهش یافته است. کاهش در مالیات بر واردات در چند سال اخیر عمدتا به دلیل کاهش واردات در سایه تحریم های اقتصادی بوده است.
افزایش ۱۴ درصدی مالیات بر مصرف و فروش از اتفاقات مثبتی است که در نظام مالیاتی رخ داده است. این نوع از مالیات با سهم ۱۷ درصدی در سال ۸۰ به ۳۱ درصد در سال ۹۳ رسیده است. افزایش در سهم این نوع از مالیات نشان دهنده انتقال مالیات به مصرف کننده است که گسترش مالیات بر ارزش افزوده در سال های اخیر یکی از مصادیق بارز آن است. در طبقه بندی مالیات ها، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیر مستقیم بر مصرف و فروش داخلی کالاها و خدمات است. این نوع مالیات، چند مرحله ای و در هر یک از مراحل تولید و تکمیل تا مصرف نهایی، بر حسب ارزش افزوده ایجاد می شود. به عبارت دیگر مالیات بر ارزش افزوده، نوعی مالیات بر فروش چند مرحله ای است که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند. ارزش افزوده یک بنگاه از تفاوت عایدات فروش کالایا خدمات و کل هزینه هایی که صرف خرید کالاها و خدمات واسطه ای شده است، ناشی می شود.

تغییر نظام مالیاتی و کارکرد مالیات های مستقیم و غیرمستقیم 
در ادبیات اقتصادی مالیات ها، نظرهای مختلفی در مورد ارجح بودن مالیات های مستقیم و غیرمستقیم وجود دارد. برخی رویکردها مالیات های مستقیم را از جمیع جهات مناسب تر از مالیات های غیرمستقیم می دانند و اصولااعتقاد دارند که مالیات های غیر مستقیم به علت عدم توانایی نظام مالیاتی، به تشخیص درآمدهای واقعی به اجبار بر بازارها برقرار می شوند. علاوه بر این مالیات های مستقیم ابزاری برای تغییر توزیع درآمد و نیل به توزیع برابر و مناسب تر درآمد است. در مقابل مالیات های غیرمستقیم یک روش کسب درآمد برای دولت است. بر این اساس عموما پیشنهاد یک ترکیب بهینه از مالیات مستقیم و غیرمستقیم ارائه می شود تا دولت بتواند هم به اهداف درآمدزایی و هم به اهداف توزیع مناسب درآمد دست یابد.
در شرایط فعلی با وجود تقویت درآمدهای مالیاتی، همچنان سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت پایین بوده و حدود ۴۰ درصد از مخارج دولت توسط درآمدهای مالیاتی تامین می شود. همچنین کل درآمدهای مالیاتی در سال ۱۳۹۳ حدود ۶/ ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور بوده است. این امر حاکی از ظرفیت بالقوه مالیات برای کسب درآمد دولت است. روشن است که هرچه دولت اتکای خود به درآمدهای مالیاتی را افزایش داده و در مقابل وابستگی به درآمدهای نفتی را کاهش دهد نه تنها به ارتقای کارآیی ساختار خود کمک می کند، بلکه به تقویت و توسعه نظام تولید نیز کمک می کند.
در زمینه توسعه درآمدهای مالیاتی، علاوه بر کارکرد نرخ های مالیاتی، دولت باید توجه ویژه ای به گسترش پایه مالیاتی نیز داشته باشد. علاوه بر این توجه به کارکردهای انواع مالیات در زمینه کسب درآمد برای دولت و تغییر توزیع درآمد نیز از ضروریات است به نحوی که دولت به یک ترکیب بهینه از مالیات مستقیم و غیرمستقیم برسد که هم به اهداف درآمدزایی و هم به اهداف توزیع مناسب درآمد دست یابد.

منتشر شده در اخبار حسابداری

مقدمه:

اگر شما بتوانید لیبل یک خوراکی یا تابلوی اعلام نتایج را مطالعه کنید ، شما می توانید یاد بگیرید که به همان راحتی صورتهای مالی اساسی حسابداری را نیز مطالعه کنید . اگر شما می توانید یک دستورالعمل یا یک درخواست برای وام را پیگیری کنید ، شما می توانید اصول و پایه های حسابداری را نیز فرا بگیرید. یادگیری این اصول اصلا سخت و مشکل نمی باشد.

این نوشتار کمک می کند تا شما به یک درک اولیه از اینکه چطور صورتهای اساسی حسابداری را مطالعه کنید ، دست پیدا کنید.دقیقا مانند یک کلاس آموزش CPR که شما فرا می گیرید چگونه مراحل اجرایی و پایه یک احیا قلبی ، ریوی را انجام دهید. این نوشتار نیز چگونگی خواندن و مطالعه بخش های اساسی صورتهای مالی را شرح می نماید. البته قصد ما اصلا این نیست که از شما یک حسابدار بسازیم  بلکه تنها در این  سطح که شما اعتماد به نفس یابید که قادر به مطالعه مجموعه ای از صورتهای مالی هستید و نسبت به آنها حس فهم و آگاهی داشته باشید.

حال با هم نگاهی گذرا بر مجموعه صورتهای مالی می اندازیم :

« پول را نشان می دهد »

به زبان ساده تر کاری که در اصل صورتهای مالی برای ما انجام می دهد ، این است که آنها به شما پول را نشان می دهند،اینکه پول یک شرکت از کجا آمده است، در چه محلی خرج شده است و الان کجاست.

چهار صورت مالی اساسی وجود دارد که عبارتند از : 1-ترازنامه، 2-صورت سود و زیان، 3- صورت جریان وجه نقد ، 4- صورت سود و زیان جامع . ترازنامه نشان می دهد که در یک زمان معین چه چیزهایی را مالک است یا چه مقدار بدهی دارد ، صورت سود و زیان به ما نشان میدهد چطور و چه مقدار پول در یک دوره زمانی در واحد اقتصادی بدست آمده و خرج شده است. صورت جریان وجه نقد نشان دهنده تبادل و مبادله پول بین یک شرکت و جهان خارج نیز در یک دوره مالی می باشد.چهارمین صورت مالی اساسی صورت سود و زیان جامع می باشد که نشان دهنده تغییرات در منافع صاحبان سرمایه در یک دوره زمانی می باشد.

حال ، اولین صورت مالی اساسی ، ترازنامه ، را با جزئیات بیشتر مرور می کنیم :

یک ترازنامه اطلاعات جزئی درباره ی دارایی ها ، بدهی ها و حقوق صاحبان سرمایه یک واحد اقتصادی را در اختیار ما قرار می دهد.

دارایی ها ، چیزهایی است که یک واحد اقتصادی مالک آنهاست و دارای ارزش می باشد. این بدان معنی است که آنها میتوانند فروخته شوند یا اینکه در رابطه با تولید کالاها و خدمات استفاده شوند و در نهایت آنها به فروش رسند. دارایی ها شامل موجودی های فیزیکی مانند زمین ، موجودی کالا و تجهیزات می باشد. همچنین موجودی هایی که غیر قابل مشهود هستند ولی با این وجود دارای ارزش می باشند مانند علائم تجاری ، حق الامتیازها و ... را نیز در بر می گیرد. همینطور وجوه نقد نیز جز دارایی ها می باشند.

بدهی ها ، مقدارهایی از پول هستند که یک شرکت متعهد به پرداخت آنها به دیگران هستند . این بدهی ها می تواند شامل انوع تعهدات باشد.مانند پولی که از یک بانک برای شروع یک کار تولیدی وام می گیرید ، اجاره برای استفاده از یک ساختمان ، پولی که قرض می گیرید برای تولیدکنندگان مواد ، لیست حقوق پرداختی به کارکنان و ...، بدهی ها همچنین شامل تعهداتی برای ارائه کالا و خدمات به مشتریان در آینده نیز می باشد.

حقوق صاحبان سهام ، گاهی حقوق صاحبان سرمایه یا ارزش خالص نیز خوانده می شود. حقوق صاحبان سرمایه مقدار وجهی است که بعد از فروش تمام دارایی ها و پرداخت تمام بدهی ها برای صاحبان سرمایه باقی می ماند.

 

فرمول زیر خلاصه مواردی است که ترازنامه بر اساس آن تهیه می شود :

دارایی ها = بدهی ها + سرمایه

 

تراز نامه دیک واحد اقتصادی ، معادله نشان داده شده در بالا را تهیه می نماید. به این شکل که در سمت راست ترازنامه لیست دارایی های شرکت و در طرف چپ ترازنامه لیست بدهی ها و حقوق صاحبان سرمایه شرکت . در بعضی موارد در ترازنامه لیست دارایی ها در قسمت بالایی و بعد از آن بدهی ها و حقوق صاحبان سرمایه در پایین آن لیست می شود. دقیقا آنچه که در نرم افزار حسابداری پارمیس ملاحظه می کنید:

 

ترازنامه

 

دارایی ها اساسا بر مبنا و میزان اینکه تا چه حد قابل تبدیل به وجه نقد هستند لیست می شوند. دارایی های جاری : دارایی های هستند که یک شرکت انتظار دارد در طی یک دوره مالی به وجه نقد تبدیل شوند. موجودی کالا یک نمونه خوب از دارایی های جاری است. بیشتر شرکتها و واحدهای اقتصادی انتظار دارند که موجودی کالای آنها در طی یک دوره مالی فروخته شوند. دارایی های غیر جاری: داراییهایی هستند که شرکت انتظاری برای تبدیل شدن آنها به وجه نقد در طی یک دوره مالی را ندارد یا به عبارت دیگر اینگونه انتظار دارند که در مدت زمان طولانی تری به وجه نقد تبدیل شوند. دارایی های غیر جاری شامل دارایی های ثابت می باشد. دارایی های ثابت دارایی هایی هستند که برای عملیات جاری شرکت استفاده می شوند اما برای فروش در نظر گرفته نمی شوند. مانند ماشین آلات ، اثاثه اداری و سایر اموال .

 

بدهی ها معمولا بر اساس تاریخ موعدشان لیست می شوند.بدهی ها تحت دو عنوان جاری و بلند مدت طبقه بندی می شوند. بدهی های جاری : بدهی هایی هستند که شرکت انتظار به پرداخت آنها تا پایان دوره مالی را دارد و بدهی های بلند مدت :  بدهی هایی هستند که ناشی از تعهداتی است که در بیش از یک دوره مالی انتظار برای پرداخت آنها وجود دارد.

حقوق صاحبان سرمایه برابر است با سرمایه گذاری سهامداران و سرمایه گذاران در شرکت بعلاوه عایدات و سود شرکت منهای ضررو زیانهای واحد اقتصادی. بعضی اوقات واحدهای قتصادی اقدام به توزیع سود و درآمد به جای حفظ و نگهداشت آن می کنند به این عملیات تقسیم سود گفته می شود.

ترازنامه یک تصویر لحظه ای از دارای ها ، بدهی ها و حقوق صاحبان سرمایه شرکت در پایان دوره مالی می باشد. ترازنامه جریان ورود و خروج حسابها را در طی دوره مالی نشان نمی دهد.

صورت سود و زیان :

صورت سود و زیان گزارشی است که درآمد بدست آمده برای شرکت در طی یک دوره زمانی مشخص را نشان می دهد. (معمولا دوره زمانی یک سال یا بعضی بخشهایی از یک سال مالی ).همچنین صورت سود و زیان بهای تمام شده و هزینه تحمل شده برای کسب درآمد را نیز نشان می دهد. آخرین خط صورت سود و زیان معمولا نشان دهنده سود یا زیان خالص می باشد. سود یا زیان خالص نشان دهنده عایدات کسب شده یا زیان حاصل شده در طی دوره مالی می باشد.

صورتحساب سود و زیان سودی که برای هر واحد سهام بدست آمده را نیز نشان می دهد. این محاسبات به ما می گوید که شما بابت مقدار سهامتان چه مقدار عایدات خواهید داشت اگر شرکت تصمیم به تقسیم کامل سود خالص دوره مالی بگیرد. ( شرکتها در بیشتر موارد هیچ وقت تمام عایدات خود را تقسیم نمی کنند. معمولا آنها سود بدست آمده را مجدد در تجارت و کار خود مجددا سرمایه گذاری می کنند.)

برای فهمیدن و درک این موضوع که صورتحساب سود و زیان چگونه تهیه می شود ، مانند بالا رفتن از تعدادی پله فکر کنید. شما در ابتدا و بالای صورتحساب سود و زیان ، با جمع مقدار کل فروش در طی دوره مالی آغاز می کنید. بعد یک پله پایین تر شما مبلغی معین از هزینه های اجرایی یا بهای تمام شده تحمل شده برای کسب درآمد را مشاهده می کنید.

در بالای صورتحساب سود وزیان جمع مقدار پولی که بابت فروش خدمات یا کالا بدست آمده نشان داده می شود که به آن درآمد یا فروش ناخالص گفته می شود. ناخالص خوانده می شود به این دلیل که هنوز هزینه ها از آن کسر نشده است.

خط بعدی پولی است که شرکت انتظار جمع آوری یا بدست آوردن آن را روی فروشهای خاصی ندارد . این امر می تواند به عنوان مثال برای تخفیف یا برگشت از فروش باشدو زمانی که شما برگشت از فروش و تخفیفات را از درآمد ناخالص کم می کنید.شما به درآمد یا فروش خالص واحد اقتصادی دست پیدا می کنید. همانطور که به خطوط پایین تر صورتحساب سود و زیان نگاه می اندازیم به انواع مختلفی از هزینه های اجرایی واحد اقتصادی می رسیم. حال این هزینه ها در جایگاههای مختلفی بیان می شود. هزینه هایی که دقیقا بعد از فروش خالص تحت عنوان بهای تمام شده کالای فروش رفته بیان می شود هزینه هایی است که واحد اقتصادی دقیقا برای تحصیل کالا یا خدمات در طی دوره مالی تحمل کرده است. بعد از اینکه بهای تمام شده کالای فروش رفته از فروش خالص کسر گردید ، سود ناخالص حاصل می شود. از این جهت سود ناخالص خوانده می شود که هزینه های مشخصی در سیستم وجود دارند که هنوز از این سود کسر نگردیده اند.

بنابراین بخش بعدی صورتحساب سود و زیان مربوط به هزینه های غیر عملیاتی واحد اقتصادی می شود، مانند هزینه استهلاک ، هزینه حقوق کارمندان ، این هزینه ها با هزینه های مربوط به بهای تمام شده کالای فروش رفته بیان می گردد چرا که این هزینه ها را دقیقا نمی توان با بهای تمام شده کالای تولید شده یا خدمات ارائه شده لینک کرد و ارتباط داد.

بعد از هزینه ها نوبت به درآمدهای غیر عملیاتی و هزینه مالیات می رسد.که در بخش بعدی صورتحساب سود و زیان بیان می شود. سرانجام بعد از این دو مورد به سود یا زیان خالص می رسیم. سود یا زیان خالص مقدار پولی را که واحد اقتصادی در طی دوره مالی کسب کرده یا اینکه از دست داده را نشان می دهد. اینکه آیا واحد اقتصادی سود داشته یا زیان ؟؟؟ یک نمونه از صورتحساب سود و زیان در نرم افزار حسابداری پارمیس به قرار زیر می باشد که مواردی که در بالا شرح داده شد را در آن می بینیم :

 صورت سود و زیان

 

 

چگونگی بدست آوردن سود هر سهم یا eps :

بیشتر صورتحسابهای سود و زیان شامل محاسبه سود هر سهم می باشند. این محاسبه به ما نشان می دهد که هر سهم مالکان سهام چقدر عایدی دارد در صورتی که مالکان تصمیم به تقسیم کامل سود بگیرند.
محاسبه سود هر سهم هم به این طریق صورت می گیرد که کل عایدی یا همان سود خالص واحد اقتصادی را بر تعداد سهام سهامداران تقسیم می کنند.

صورت جریان وجه نقد :

هدف اصلی صورت جریان وجه نقد ارائه اطلاعات در رابطه با جریانهای ورودی و خروجی وجه نقد طی دوره مالی می باشد. صورت جریان وجه نقد باید اطلاعاتی در رابطه با فعالیتهای عملیاتی ، بازده سرمایه گذاری و سود پرداختی بابت تامین مالی ، مالیات بر درآمد ، فعالیتهای سرمایه گذاری و فعالیتهای تامین مالی ارائه نماید.

ورودی های وجه نقد و خروجی های آن در قالب فعالیتهای عملیاتی ، بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تامین مالی ، مالیات بر در آمد ، فعالیتهای سرمایه گذاری و فعالیتهای تامین مالی طبقه بندی می شوند.

فعالیتهای عملیاتی به فعالیتهای اصلی درآمد شرکت مرتبط است. عموما جریان های نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی اثرات نقدی مبادلات و رومدادهای اقتصادی هستند که در تعیین سود عملیاتی لحاظ می شوند.

بازده سرمایه گذاریها و سود پرداختی بابت تامین مالی ، دربرگیرنده دریافتهای حاصل از مالکیت سرمایه گذاریها و نیز پرداختهای انجام شده به تامین کنندگان منابع مالی است.

مالیات بر در آمد تنها منحصر به جریان های نقدی مربوط به درآمد مشمول مالیات می باشد.

فعالیتهای سرمایه گذاری شامل اعطای وام و وصولیهای اقساط آن ، خرید و فروش دارائیهای ثابتی که انتظار می رود سالها برای شرکت درآمد کسب نمایند و خرید و فروش اوراق بهادار می باشد.

فعالیتهای تامین مالی نیز شامل استقراض وجه نقد از اعتبار دهندگان و باز پرداخت مبالغ استقراض شده و دریافت منابع از مالکان و بازگشت سرمایه گذاری آنها می باشد.

در ارائه جریان های نقدی رعایت ترتیب سرفصل های فوق و نیز ارائه جمع جریانهای نقدی منعکس شده در هر سرفصل و جمع کل جریان های نقدی از سرفصل فعالیتهای تامین مالی ضرورت دارد. صورت جریان وجه نقد باید شامل تطبیق مانده اول دوره و پایان دوره وجه نقد باشد.

 

صورت سود وزیان جامع :

اگر تمام درآمدها و هزینه ها در محاسبه سود خالص لحاظ شود ، سود خالص و سود جامع با هم برابر خواهد بود. اما برخی اقلام درآمد یا هزینه به جای اینکه بخشی از سود خالص را تشکیل دهد مستقیما در حقوق صاحبان سرمایه گزارش می شود و بدین دلیل نیاز به صورت سود و زیان جامع احساس می گردد.

سود جامع شامل سود خالص و تمام درآمدها و هزینه هایی است که در سود جامع لحاظ ولی از شمول در سود خالص مستثنی می گردد. صورت سود و زیان جامع باید موارد زیر را به ترتیب نشان دهد :

     سود یا زیان خالص دوره طبق صورت سود و زیان

  سایر درآمدها و هزینه های شناسایی شده به تفکیک :
نمونه هایی از این قبیل درآمدها و هزینه ها عبارتند از :

  • درآمدها و هزینه های ناشی از تجدید ارزیابی داراییهای ثابت مشهود
  • مبلغ تجدید ارزیابی سرمایه گذاریها که تحت عنوان دارایی غیرجاری طبقه بندی می شوند.
  • تمامی تفاوتهای تسعیر ارز حاصله در واحدهای مستقل خارجی
  • درآمدها و هزینه هایی که طبق استانداردهای حسابداری و به استناد قوانین آمره مستقیما در حقوق صاحبان سرمایه منظور می گردد.

  تعدیلات سنواتی

هر گاه اجزای صورت سود و زیان جامع محدود به سود یا زیان خالص دوره و تعدیلات سنواتی آن باشد ، ارائه صورت سود و  زیان جامع ضرورتی ندارد ، در چنین حالتی باید در یادداشتی ذیل صورت سود و زیان دوره ، عدم لزوم ارائه صورت سود و زیان جامع  افشا می شود.

بدین ترتیب و در این نوشتار سعی شد تا شناختی کلی و در حد معرفی و آشنایی با اجزای اصلی صورتهای مالی صورت بگیرد. صورتهای مالی اساسی نتیجه عملکرد و فعالیتهای مالی یک واحد اقتصادی می باشد که برای اطلاع استفاده کنندگان از این صورتها در پیان هر دوره مالی تهیه و ارائه می شود.

منتشر شده در مقالات
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس