پارمیس آی تی : تاسیس و راه اندازی استارت آپ در کل جهان، به طور فزآینده‌ای در حال دشوارتر شدن نسبت به زمان گذشته است. رقابت شدیدی بین استارت اپ‌ها در جذب سرمایه، سهم بازار و چالش‌های دیگری که با محیط کسب و کار همواره در حال تغییر است، وجود دارد و کارآفرینان و بنیانگذاران استارتاپ‌ها را اقیانوسی متلاطم به این سو و آن سو می‌کشد. از این رو، سرنوشت بسیاری از استارتاپ‌ها در همان مرحله‌ی تاسیس به شکست منجر می‌شود. با این وجود و علی‌رغم همه‌ی این چالش‌ها، بازار راه اندازی استارتاپ همچنان داغ است. به گفته‌ی سایت Fortune، در امریکا تعداد افرادی که به راه‌اندازی استارتاپ روی آورده‌اند، در سال 2017 از 150.000 نفر به 8.602.000 افزایش یافته است. این اتفاق به تنهایی نشان‌دهنده‌ی این است که با وجود این فضای بی رحم رقابتی بین کسب و کارها، باز هم اشتیاق و انگیزه برای راه اندازی استارتاپ و خوداشتغالی در بین افراد وجود دارد.

علاوه بر این، گزارشات امیدوارنه‌ی دیگری هم به گوش می‌رسد. GEM Global عنوان کرده است که در هر سال در سرتاسر جهان بیش از 100 میلیون استارتاپ جدید راه‌اندازی می‌شود. یعنی در هر 3 ثانیه یک استارتاپ راه‌اندازی می‌شود و این نشان می‌دهد با وجود اقیانوس متلاطمی که کارآفرینان در آن غوطه ور خواهند شد، باز هم خطر آن را می‌پذیرند و دل به دریا می‌زنند تا استارتاپ خود را راه اندازی کنند.

حالا از میان این تعداد از افراد که راه‌اندازی استارتاپ خود را شروع کرده‌اند، چند درصد آن‌ها به موفقیت ختم می‌شود؟ آمارها نشان می‌دهد بیش از 90% تازه کارها در همان ابتدای کار شکست می‌خورند. اما دلیل شکست استارتاپ‌ها چیست؟ طبق گزارشات Startup Genome، بیش از 70% تازه‌کارها در دنیای استارتاپ‌، رایج ترین دلیل شکست یعنی رشد نابالغانه Premature Scaling را تجربه می‌کنند. بدین معنا که بیش از آنکه محصول و ایده‌ی جدیدشان را اعتبارسنجی کنند، در تلاش برای بزرگ شدن آن و جذب مخاطب در ازای هزینه‌های تبلیغاتی سنگین هستند. استارتاپ‌ها با تحمیل این هزینه‌ها به خود، در مسیری اشتباه قرار می‌گیرند و در حقیقت بدون دستیابی به اهداف مهم تعیین شده‌ی خود، مراحل رشد را یکی پس از دیگری طی می کنند.

Premature Scaling

 

 

مطلب پیشنهادی : 5 دلیل برای انتخاب حسابداری یکپارچه در مدیریت استارتاپ

 

رشد نابالغانه استارتاپ‌ها در چه مواقعی اتفاق می‌افتد؟

  • زمانی که هنوز درآمد قابل رویتی در استارتاپ وجود نداشته، اما نیروی کار به تعداد بالا استخدام شده باشد، اولین قدم اشتباه برداشته شده است.
  • هنگامی که تلاش می‌کنید بدون تثبیت محصول یا خدمات خود در بازار، آن را رشد داده و گسترش دهید.
  • زمانی که کاربران (که فکر می‌کنید بالاخره مشتری شما می‌شوند) را با مشتریان واقعی اشتباه می‌گیرید و هزینه‌های گزافی برای آن انجام می‌دهید.

زمانی که استارتاپ شما دیگر زنده نمی‌ماند

رشد نابالغانه، خطرناک ترین اتفاقی است که می‌تواند برای هر استارتاپی بیفتد. چشم بر هم میزنید و سرانجام همه‌ی تلاش‌های و ایده‌های شما دود شده و به هوا می‌رود. اما چگونه Premature Scaling می‌تواند تا به این اندازه به استارتاپ‌ها ضربه بزند؟

Premature Scaling

رشد پیش از موعد از دو جانب می‌تواند منجر به شکست کسب و کارهای نوپا شود. اول اینکه باعث می‌شود سرمایه و منابع باارزش خود را خیلی سریع مصرف و تمام کنید و از این ماراتون مردافکن جا بمانید. اما چگونه می‌توانید هم بهینه خرج کنید هم گرفتار دام این خطر پنهان نشوید؟ بهترین راه این است که تا می‌توانید سرمایه‌های خود را پس‌انداز کنید تا شانس ادامه‌ی بقا در این رقابت را داشته باشید. همه‌ی منابع خود را صرف یک ایده‌ی اعتبارسنجی نشده نکنید. و دوم اینکه توسعه‌ی ناگهانی کسب و کار ورشد پیش از موعد آن، عملکرد استارتاپ را به شدت کند می‌کند. چرا که وقتی انرژی و هزینه‌ی خود را صرف استخدام نیرو و سرمایه گذاری بر تبلیغات می‌کنید، از لحاظ روانی و سازمانی، بیش از اندازه به این رویکرد متعهد خواهید شد که در مباحث رفتار سازمانی با نام “دام تعهدات احساسی-اجتماعی”  شناخته شده و باعث می‌شود در هزینه های مازاد خود گرفتار شوید و فرصت‌های رشد واقعی را از دست بدهید.

 

مطلب پیشنهادی : مهم ترین اشتباهات یک استارت آپ چیست؟

 

چه استارتاپ‌هایی در رقابت دشوار بقا در بازار، پیروز خواهند شد؟

طبق تحقیقات به عمل آمده از 10% استارت‌اپ موفق در رقابت بازار، به نظر می‌آید که با وجود فعالیت در موضوعات مختلف، وجه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند. مورد اول این بود که آن‌ها موفق به ارائه‌ی محصول یا خدماتی شده‌اند که برای حل یک مشکل عمده برای بازار مصرفشان، بسیار متناسب بوده است. دوم اینکه تیم این استارتاپ‌ها با بحران‌هایی مانند ورشکستی و تغییر در شرایط کاری، سازگاری داشتند، حضور ذهن خود را حفظ کردند و از شکست استارتاپ جلوگیری کرده‌اند. و در نهایت همکاری بین همه‌ی اعضای تیم وجود داشته است و هیچ پروتکل سختگیرانه‌ای در رابطه با نقش اعضای تیم در استارت‌اپ وجود نخواهد داشت. همه در راستای پیشرفت و ارتقای استارتاپ کار می‌کنند و با ایده‌های خود به توافقات گروهی کمک می‌کنند.

عوامل موفقیت استارتاپ ها

محصول، محصول و محصول

هنگامی که از محصول یک استارتاپ صحبت می‌کنیم، در رابطه با بزرگترین پتانسیل شکست استارتاپ‌ها سخن می‌گوییم. در واقع بسیاری از استارت‌اپ‌ها بدون نیازسنجی بازار مصرفشان، اشتباه بزرگی مرتکب می‌شوند و محصولی طراحی می‌کنند که به هیچ عنوان راه حلی موثر برای یک نیاز بزرگ در بازار مصرف آن‌ها نیست. با توجه به این موضوع، در ادامه‌ی این مطلب به چند مورد برای کمک به حداکثر رساندن شانس موفقیت آن‌ها در گردونه‌ی رقابت می‌کند، می‌پردازیم تا کسانی که قصد راه‌اندازی استارت‌آپ دارند و یا در اول راه هستند، از تکرار اشتباهات منجر به شکست در کسب و کار خود جلوگیری کنند.

برای محصول خود، بازار تقاضا نسازید : اصولا استارتاپ‌ها با این جمله بازاریابی خود را آغاز می‌کنند که ما راه‌حل کاملی برای حل یک یا برخی مشکلات را یافته ایم. سپس به صحبت در رابطه با انقلابی که در صنعت و در بازار به وجود آورده اند، می‌پردازند و می‌گویند چگونه توانسته اند آن مشکل را از بین ببرند. همه‌ی این‌ها خوب است اما به شرطی که محصول یا خدمات شما، نه تنها در کلامتان، بلکه در واقعیت هم در بازار تقاضا داشته باشد. هنگام برنامه‌یزی و جمع‌آوری ایده‌های مختلف از تیم خود، حتما این را در نظر بگیرید که نیاز بازار را به درستی شناسایی کرده باشید و تقاضا برای راه‌حل پیشنهادی شما وجود دارد. اگر تنها تعداد اندکی را یافتید که در زندگی خود ناز به راه‌حل پیشنهادیتان دارند، دلیل آن نیست که پایه‌های کسب و کارتان را براساس نیاز همان چند نفر بسازید. زیرا نیاز به تحقیقات بسیار جامع و کامل‌تری دارید.

با دانستن همه‌ی این‌ها، اکنون شما به دنبال یافتن بهترین محصول برای عرضه به بازار هستید. اما محصول شما چه می‌تواند باشد؟ آنچه که باید در حقیقت انجام دهید، یافتن یک راه‌حل مناسب برای مشکلی با تقاضای زیاد برای راه‌حل آن است. رعایت این مورد نه تنها برای کسب و کارهای نوپا، امری بسیار حیاتی است، بلکه در رابطه با شرکت‌های بزرگ با سرمایه‌ای زیاد نیز ضروری است. شانس این شرکت‌ها نیز برای ایجاد تقاضا در بازار، حتی با وجود سرمایه گذاری‌های کلان در آن حوزه، بسیار اندک است و نتیجه ای جز تلف شدن منابع و هزینه‌ها نخواهد داشت.

بازاریابی؛ اکسیر حیات استارتاپ‌ها : یکی از مهم‌ترین موارد در اه‌اندازی استارتاپ، بازاریابی برای محصول است و هیچوقت جایگزینی برای آن در رشد استارتاپ، تعریف نشده و نخواهد شد. شما می‌توانید تولیدکننده‌ی بهترین محصول دنیا باشید، اما تا وقتی که متناسب با محصول خود بازاریابی انجام ندهید، محصول شما شناخته نخواهد شد. با موفقیت در بازاریابی نیز فقط به چند پست در ایستاگرام نمی‌توانید اکتفا کنید. برای یک بازاریابی موثر، شما نیاز به دیده شدن در هرجای ممکن را دارید. خوشبختانه اکنون با عصر اوج شبکه‌های اجتماعی هم دوره هستیم. جایی که می‌توان میلیون ها نفر را در یک لحظه پیدا کرد که می‌توانند محصول شما را ببینند و با آن آشنا شوند. از این رو می‌توانید با ساخت و انتشار محتوا، ب خصوص محتوای ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی، سئو سایت خود و تبلیغات دیجیتال، جایگاه خود را در این عرصه پیدا کنید. شما می‌توانید برای این کار یک کارشناس دیجیتال مارکتینگ استخدام کنید و یا بازاریابی دیجیتال خود را برون سپاری کنید. یعنی به یک شرکت دیجیتال مارکتینگ بسپارید. دیجیتال مارکتینگ در حال حاضر انتخاب بسیاری از استارتاپ‌ها است؛ چرا که از طریق آن می‌توانند نسبت به هزینه‌ای که می‌کنند، به بهترین شکل ممکن در معرض دیده شدن باشند و از اینرو مشتریان خود را افزایش می‌دهند.

اعضای تیم استارتاپ، بزرگترین عامل رشد و موفقیت : یکی از چیزهایی که اغلب از خاطر بنیانگذاران استارتاپ‌ها می‌رود، اهمیت داشتن یک تیم هماهنگ و منسجم است. افرادی که برای اعضای تیم خود استخدام کرده‌اید ممکن است از همان روز اول شروع کار با شما بوده‌ و تا حد زیادی به پیشرفت کسب و کارتان کمک کرده باشند. اما مانند هر کارمند دیگری، اگر از نقش فعلی خود در تیم راضی نباشند، در جستجوی کار دیگری خواهند بود. رفت و آمد زیاد و استخدام‌های پشت هم کارکنان در بخش‌های مختلف می‌تواند آسیب جدی به کسب و کار شما وارد کند. خطر آن زمانی است که ناسازگاری با مسئولیت مورد نظر برای کارمندان به وجود بیاید و از رو وقت و هزینه‌ی زیادی برای یافتن فرد جدید خواهید کرد و همین می‌تواند گردش مالی استارتاپ را مختل کند و در روند پیشرفت شما تاثیرگذار باشد.

برای اطمینان از اینکه می‌توانید کارمندان خود را حفظ کنید، شما باید روش‌های مختلفی را برای به حداکثر رساندن مشارکت کارمندان خود انجام کنید.  سرمایه گذاری روی امکانات و مزایای رفاهی که برای آن‌ها در نظر گرفته‌اید و یا مشارکت در سهام شرکت با کارمندانی که به مدت طولانی با شما هستند می‌تواند گزینه‌ی بسیار خوبی برای حفظ آن‌ها باشد. مسلما آخرین چیزی که می‌خواهید ببینید این است که آن‌ها با تمم تجربیاتی که کسب کرده‌اند به یکی از رقبای شما بپیوندند و از همین راه، زمینه‌ی شکست استارتاپ شما فراهم می‌شود!

به محصول استارتاپ خود افتخار کنید : مهمترین چیزی که دارید و بنای استارتاپ شماست، همان محصول یا خدماتی است که ارائه می‌دهید. محصولی که می‌توانید به آن افتخار کنید. اگر خودتان فکر می‌کنید محصولی که ارائه می‌دهید ضعیف و ناقص است، مسلما مشتریان و کاربران شما نیز این مسئله را خواهند فهمید. داشتن یک محصول بهتر و باکیفیت، به طور فزآینده‌ای می‌تواند پتانسیل رشد کسب و کار شما را افزایش دهد. این مسئله هنگامی که شما به دنبال جذب سرمایه گذار هستید، نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند.

یک راه عالی برای تست اینکه محصول شما به اندازه‌ی کافی خوب هست یا نه، این است که بین کارکنان خود ببینید که آن را با میل خود به دیگران تبلیغ و معرفی می‌کنند یا خیر. اگر به وفور شاهد این قضیه هستید، مطمئن باشید محصولی که دارید نه تنها باعث افتخار خود شماست، بلکه تیم شما هم به کار کردن در استارتاپی که چنین محصولی ارائه می‌دهد، افتخار می‌کنند. نمونه‌های زیادی از شرکت‌های مختلف وجود دارند که سرانجامشان به تعطیلی کشیده شد. زیرا مشتریان و کاربران با محصولشان ارتباط برقرار نمی‌کردند و بازخوردهای خوبی ازجانب آن‌ها دریافت نمی‌شد. زیرا اهمیت تعامل کاربران با محصول خود نادیده گرفتند و تجربه کاربر خوبی را طراحی نکرده اند.

جمع بندی

رهبری استارتاپ

در نهایت می‌توان گفت ضربه نهایی به یک استارتاپ در حال سقوط، زمانی اتفاق می‌افتد که رهبر آن توانایی لازم برای استخدام افراد با استعداد را برای کارهایی که موفقیت شرکت به آنها وابسته است، ندارد و یا نمی‌تواند انگیزه‌های لازم برای ماندن در تیم را به آن‌ها بدهد. این امر بسیار ساده است : اگر شما یک رهبر بزرگ نیستید، یادگیری برای تبدیل شدن به آن بسیار سخت است. همچنین باید این را بدانید که مهارت‌های رهبری برای یک استارتاپ با 10 کارمند نسبت با یک شرکت 100 یا 1000 نفره بسیار متفاوت است. به جرات می‌توانیم بگوییم مدیریت یک استارتاپ از سخت‌ترین کارها و به موفقیت رساندن آن، سخت تر از سخت است. پس برای یک بازی سراسر رقابت و دشواری آماده باشید! استارت آپ کار سختی است و اگر شما نمی توانید در میان این ریسک ها و خطرات راه خود را پیدا کنید و ادامه دهید، قطعا موفق نخواهید بود.

 

منبع :

startupstash.com

 

منتشر شده در مقالات
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس