یکی از روش هایی که سرمایه گذاران از آن برای سرمایه گذاری در بازار سرمایه استفاده می کنند تحلیل بنیادی است زیرا استفاده از این روش باعث می شود تا سرمایه گذار در طول بلند مدت سود مناسبی را دریافت کند. در این میان یکی از گام های اصلی در تحلیل بنیادی بررسی مواردی است که جزء اصول فاندامنتال است که در ذیل آنها را معرفی می کنیم.

 

  1. بررسی وضعیت مالی شرکت ها (استفاده از صورت های مالی)
  2. سودآوری شرکت ها
  3. تصمیم گیری برای انتخاب سهام شرکت ها 

 

برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و سوددهی شرکت ها باید به سراغ اولین و اساسی ترین معیارهای سنجش وضعیت مالی یعنی استفاده و بررسی صورت های مالی برویم زیرا صورت های مالی هستند که به صورت شفاف اطلاعات مالی، دارایی ها و شرایط آنها و بدهی هایی که شرکت دارد را به ما نشان می دهند.

 

۴ صورت مالی بسیار مهم و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی

 

بنابراین برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و بنگاه های اقتصادی باید بتوانیم عناصر و اجزای تشکیل دهنده این صورت های مالی را به صورت دقیق مورد بررسی قرار دهیم زیرا این امر بسیار ضروری است.

 

هدف از ایجاد یک واحد اقتصادی چیست؟

هدف اصلی موسسین و سهامداران از ایجاد یک واحد تجاری کسب سود و منفعت است در واقع کسب سود از موارد مورد انتظار تامین کنندگان اصلی یک واحد تجاری به شمار می رود از طرفی عملکردها و فعالیت هایی که در یک واحد تجاری نمود مالی دارند را می توان در صورت های مالی مشاهده کرد.

 

صورت های مالی

مجموعه عملیات تامین مالی و فعالیت های سرمایه گذاری را به صورت خلاصه صورت های مالی گویند، گزارش هایی که از طریق صورت های مالی فراهم می شوند حاوی موارد مهم و اطلاعات پرکاربردی هستند که از آنها برای سرمایه گذاری و افزایش اعتبار از آنها استفاده می کنند.

 

گزارش ها حاوی اطلاعات مهم مالی هستند که بر مبنای موارد زیر تهیه می شوند.

 

  • حاصل فعالیت بنگاه اقتصادی در یم دوره زمانی مشخص
  • تنظیم بر اساس استانداردهای مشخص و بر مبنای اصول حسابداری
  • استفاده برای پیش بینی و مقایسه شرکت ها

 

 

چه چیزی در تدوین صورت های مالی به عنوان هدف مطرح است؟

آنچه که در تدوین و تنظیم صورت های مالی به صورت یک هدف مورد بحث است ارائه اطلاعاتی از وضعیت مالی، عملکرد مالی و منعطف بودن واحد تجاری به صورتی خلاصه و طبقه بندی شده است (یکی از اصول مهم حسابداری طبقه بندی اطلاعات مالی است) است و اما این گزارشات باید به گونه ای باشد که برای استفاده کنندگان غایی این اطلاعات به صورت گزارشی، سودمند باشد تا بتوانند تصمیمات مرتبط را به درستی بگیرند.

 

صورت های مالی اساسی کدامند؟

صورت های مالی اساسی و مهم به چهار دسته تقسیم می شوند که عبارت است از: ترازنامه، صورت حساب سود و زیان، صورت گردش وجوه نقد و صورت سود و زیان جامع؛ البته این نکته نیز حائز اهمیت است که یادداشت هایی که به هرکدام از این صورت های مالی پیوست می شوند نیز از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

در صورت های مالی مفروضاتی نیز در نظر گرفته می شوند که در ذیل به معرفی آنها می پردازیم.

 

  • صورت‌های مالی با استفاده از سیستم حسابداری تعهدی و اصل تطابق تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض تداوم فعالیت شرکت تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض محافظه‌کاری تهیه می‌شوند.
  • الزام به افشای کامل هر گونه ارقام یا اعداد اضافی در یادداشت‌های ضمیمه وجود دارد.

 

 

ترازنامه

یکی از صورت های مالی اساسی ترازنامه است که اقلام دائمی واحد تجاری در پایاین یک دوره زمانی مشخص را به ما نشان می دهد بنابراین در این گزارش خلاصه ای از موارد زیر را می توان بدست آورد:

 

  • دارایی ها
  • بدهی ها
  • سرمایه و حقوق صاحبان سرمایه

 

 

این گزارش در انتهای سال در شرکت ها ارائه می شود، ترازنامه گزارشی است که هدف اصلی از ارائه آن مشخص کردن میزان دارایی های (زمین، ساختمان، ماشین، وجه نقد و ...) و میزان بدهی های (حساب های پرداختنی و ..) شرکت ها است.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

ترازنامه نشان دهنده وضعیت مالی شخصیت حقوقی یک شرکت در زمانی مشخص است بنابراین در مواردی از آن به عنوان صورت شرایط مالی و یا صورت وضعیت مالی نیز یاد می کنند. صورت مالی ترازنامه اطلاعات مهمی درباره وضعیت مالی شرکت ارائه می دهد که حاوی ساختار مالی، میزان نقدینگی و انعطاف پذیری شرکت است.

 

وضعیت مالی شرکت ها ممکن است شامل موارد زیر باشد که عبارت است از:

 

  • منابع اقتصادی تحت کنترل
  • ساختار مالی شرکت
  • میزان نقدینگی
  • توان بازپرداخت بدهی‌ها
  • ظرفیت سازگاری با محیط عملیاتی شرکت

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

 

نکته: در حقیقت ترازنامه منعکس کننده بهای تمام شده تاریخی است اما در مواردی به اشتباه ترازنامه را منعکس کننده ارزش های جاری حساب های مختلف تلقی می کنند.

ترازنامه همانند صورت های مالی دیگر دارای اجزایی هستند که عبارت است از:

الف- دارایی‌ها

ب- بدهی‌ها

ج- سرمایه

 

با توجه به اجزای مذکور، اساس ترازنامه شرکت‌ها بر پایه معادله زیر قرار می‌گیرد که به آن معادله حسابداری می‌گویند:

 

سرمایه+ بدهی‌ها=دارایی‌ها

 

 

الف) دارایی ها (ASSET)

به اموال و یا منابع اقتصادی که متعلق به یک شرکت است دارایی گویند، برای اینکه بتوانیم یک قلم را در شرکت به عنوان دارایی محسوب کنیم باید ویژگی های زیر را در نظر بگیریم.

منبع اقتصادی باشد یعنی برای واحد تجاری منافع آتی داشته باشد

  • در تسلط مالکانه واحد تجاری باشد
  • قابل تبدیل به پول باشد

 

دارایی ها به دسته کلی دارایی های مشهود مانند زمین، ساختمان، موجودی نقدی و موجودی کالا و دارایی های نامشهود مانند صورت حقوق مالی،

 امتیازات غیر قابل رویت (سرقفلی و ...) تقسیم می شوند که ممکن است ثابت و یا جاری باشند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

دارایی های موجود در ترازنامه به دسته کلی داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) و دارایی های جاری طبقه بندی می شوند. دارایی های جاری به گروهی از دارایی ها گفته می شوند که دارایی قدرت نقدشوندگی بالایی هستند. این نوع از دارایی های دارای ویژگی های خاصی هستن یعنی در کوتاه مدت به صورت مستقیم و یا طی یک فرایند یا یک چرخه عملیاتی به وجه نقد تبدیل می شوند.

 

انواع دارایی های جاری شامل مواردی از قبیل وجوه نقد، بانک، سرمایه گذاری های کوتاه مدت، اسناد دریافتنی، بدهکاران، موجودی ها و اوراق بهادار قابل فروش هستند. نکته مهم در این زمینه این است که وجوه نقد و بانک به صورت ذاتی ماهیت نقد شوندگی را در کوتاه مدت دارا هستند. به داریی‌های جاری، سرمایه در گردش یا دارایی‌های در گردش هم گفته می‌شود.

 

چرخه عملیات یا چرخه فرایند در حسابداری به چه معناست؟

چرخه فرایند از چندین مرحله تشکیل شده است که از مرحله سرمایه گذاری و خرید مواد خام برای تولید کالا و خدمات شروع می شود و با مراحل جمع آوری وجه نقد از طریق فروش کالا یا خدمات پایان می پذیرد.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

اجزای دارایی های جاری چیست؟

دارایی های جاری شامل موارد مختلفی است که به اختصار در ذیل توضیح می دهیم.

 

وجوه نقد و بانک: پول رایج، اسکناس، سکه، سپرده‌های بانکی و دارایی‌هایی که فورا قابل تبدیل به وجه نقد هستند، در این گروه از دارایی‌های جاری قرار دارند.

 

اسناد دریافتنی: مبالغ باقی‌مانده (موجود) نزد مشتریانی که کالا یا خد مات شرکت را خریداری کرده‌اند  ولی هنوز برای آن‌ها وجهی پرداخت نکرده‌اند.

 

موجودی کالا: ارزش ریالی موارد خام، در جریان ساخت و کالای ساخته شده که هنوز فروش نرفته است.

 

وراق بهادار قابل فروش: این اوراق بهادار، اوراقی هستند که در زمان نیاز به وجه نقد به سهولت معامله شده و به وجه نقد تبدیل می‌شود.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) که نوع دیگری از دارایی ها در حسابداری محسوب می شوند، دارایی های غیر جاری شرکت به حساب می آیند و انتظار نمی رود که در چرخه فرایند (چرخه عملیات) به وجوه نقد تبدیل شوند.  به این نوع، دارایی های بلند مدت نیز می گویند.

 

این نوع از دارایی ها تمامی اقلامی که در سمت راست ترازنامه (دارایی ها) به جزء دارایی های جاری را شامل می شوند.

 

ویژگی های داراییهای ثابت (دارایی های غیر جاری)

برخلاف دارایی جاری فاقد قدرت نقدشوندگی بالا هستند و شرکت تصمیم به نقد کردن این دارایی‌ها در کوتاه مدت ندارد.

 

این گروه از دارایی‌‎ها مولد هستند؛ به این معنا که بطور مستقیم در فرایند تولید مشارکت دارند و یا اینکه برای تولید تسهیلات مهم و اساسی به‌عنوان مثال ماشین آلات تولیدی، ساختمان و… ایجاد می‌کنند.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) به‌ غیر از زمین دارای استهلاک هستند.

 

داراییهای ثابت نامشهود نیز نوعی از داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) محسوب می شود که منعکس کننده سرمایه گذاری های بلند مدت در شرکت است که از نمونه های آن می توان به حق اختراع و سرقفلی اشاره کرد.

منتشر شده در مقالات

سرشکن کردن و تخصیص دادن بهای تمام شده دارایی ثابت را به طریقی معقول و منظم به دوره های استفاده از آن را، استهلاک می گویند. 

بهای تمام شده معمولا در طول مدت استفاده از دارایی، ثابت می ماند، بطوريكه در پایان عمر مفید دارایی، مجموع اقلام استهلاک دوره های استفاده از آن برابر می شود با، بهای اولیه منهای ارزشی که برای دارایی اسقاط (Salvage Value) در نظر گرفته شده است.

مجموع اقلام استهلاک دوره های استفاده از آن = بهای اولیه _ ارزش دارایی اسقاط

 

تعریف حسابداری استهلاک

با توجه به نکات فوق حسابداری استهلاک به روشی گفته می شود که بر اساس آن، بهای تمام شده دارایی ثابت، منهای ارزش اسقاط آن، بر مدتی که عمر مفید آن برآورد می شود، به طریقی معقول و منظم سرشکن شود.

بنابراین هدف استهلاک، سرشکن کردن بهای تمام شده است و نه تعیین ارزش دارایی.

به تدریج که از عمر مفید اقتصادی دارایی کاسته می گردد، استهلاک آن به صورت منظم به صورت هزینه به عملیات واحد اقتصادی تخصیص می یابد.

در صورت سود و زیان استهلاک بر اساس ماهیت و مورد استفاده از مال به یکی از سه عنوان هزینه فروش، هزینه اداری و یا هزینه ساخت کالای فروش رفته ارائه می شود.

 

در واقع استهلاک از دو طریق بر صورت سود و زیان اثر می گذارد:

 

1. مستقیماً به بدهکار حساب هزینه منظور و سبب افزایش آن میشود. (مانند هزینه استهلاک خودروهایی که مورد استفاده دایره فروش کالا قرار می گیرد) و طبعا به شکل هزینه فروش انعکاس پیدا می کند.

 

2. دیگری استهلاک ماشین آلات کارخانه که بصورت قسمتی از بهای تمام شده کالا ثبت و پس از فروش کالا به بدهکار حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته انتقال می یابد. (مانند استهلاک ماشین آلات تولیدی)

 

انواع استهلاک

در حسابداری، استهلاک را به دو نوع کلی تقسیم می کنند:

 

1. استهلاک به معنای اعم:

 تخصیص بهای تمام شده دارایی ها به دوره های مختلف استفاده از آنها می باشد.

به این ترتیب، هزینه استهلاک در مقابل درآمد هر دوره به حساب منظور می گردد.

استهلاک در این معنا به دو گروه زیر تقسیم می شود:

الف - استهلاک دارایی های مشهود:  یعنی دارایی هایی که وجود خارجی دارند مانند اموال، ماشین آلات و تجهیزات

ب - استهلاک دارایی های نامشهود: که موجودیت مادی ندارند مانند سرقفلی، فرانشیز یا حق امتیاز و حق اختراع و ...

 

2. استهلاک به معنای کاهش منابع طبیعی:

مانند انواع معادن که در نتیجه استخراج از مقدار ذخیره آنها کاسته می شود و وجه افتراق آن با نوع قبلی در این است که گذشت زمان و کاربرد اموال، ماشین آلات و تجهیزات از ارزش آنها می کاهد در حالی که استهلاک منابع طبیعی با کاهش مقدار ( و نه لزوما کاهش کیفیت) آنها همراه است.

 

روشهای محاسبه استهلاک در حسابداری

محاسبه و تعیین مبلغ هزینه استهلاک برای ثبت در هر دوره مالی به طرق مختلف انجام می شود. برای این منظور روشهایی ابداع کرده اند که با وجود این که بهای تمام شده و عمر مفید مال در همه آنها ثابت و یکسان است، ولی هزینه استهلاک دوره مالی در هر روش متفاوت از روش دیگر بدست می آید.

 

روشهای محاسبه استهلاک را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:

 

الف - محاسبه بر حسب زمان:

1.      روش خط مستقیم یا اقساط مساوی. از لحاظ هزینه استهلاک این روش ثابت هزینه (CONSTANT_CHARGE METHOD) نیز نام دارد.

 

ب - محاسبه بر حسب محصول یا روشهای مبتنی بر تغییر هزینه هر دوره که عبارتند از:

2.روش ساعت کارکرد

3.روش میزان تولید

 

پ - روشهای مبتنی بر استهلاک بیشتر در سالهای اول عمر مال و کاهش تدریجی آن

از نقطه نظر هزینه استهلاک این روش ها را هزینه کاه (Decreasing Charge Methods) هم نامیده اند. به این تعبیر که هر چه پیش می رویم از مبلغی که به حساب هزینه می رود کاسته می شود. این روشها عبارتند از:

4. روش مجموع سنوات

5. روش مانده نزولی یا استهلاک بر اساس ارزش دفتری در هر دوره مالی

 

ت_ روشهای مبتنی بر محاسبات سرمایه گذاری و سود منتسب به آن که از لحاظ هزینه استهلاک، این روشها را هزینه افزا (increasing Charge Methods) گفته اند. به این دلیل که هر چه پیش می رویم مبلغی که به حساب هزینه استهلاک می رود افزایش می یابد. این روشها عبارتند از:

6. قسط السنین

7. سرمایه گذاری وجوه استهلاکی

منتشر شده در مقالات

دارایی های ثابت یکی از سرمایه های مهم شرکت می باشد و در سمت راست ترازنامه به عنوان وزنه قابل توجه میباشد و با این وجود حسابداری دارایی تابت و حسابرسی دارایی ثابت از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد . 

معمولا در بنگاه های اقتصادی در طی سال مالی اقدام به افزایش و یا کاهش دارایی ثابت می نمایند که این اقدامات می تواند حرف های جدیدی را برای حسابرسان داشته باشد . 

در ادامه به بیان نکاتی درباره كنترلهاي حسابرسي در رابطه با دارايي هاي ثابت می پردازیم.

1- كنترل امضاهاي مجاز سند حسابداري

2- كنترل صحت محاسبات

3- كنترل با آيين نامه تفكيك هزينه هاي جاري از سرمايه اي

4- كنترل با برگ در خواست خريد كالا/خدمات

5- كنترل با صورتحساب فروشنده

6- كنترل ممهور شدن مدارك به مهر <باطل شد>

7- كنترل با برگ حواله انبار، رسيد و حواله مستقيم

8- كنترل با آيين نامه معاملات شركت

9- كنترل كسورات قانوني (بيمه و ماليات) از كارهاي حق‌الزحمه

10- كنترل ارتباط هزينه هاي سرمايه اي با فعاليت شركت

11- كنترل كفايت اسناد و مدارك مثبته

12- كنترل ارتباط هزينه با دوره مالي

13- كنترل اعتبار مدارك مثبته

14- كنترل ثبت صحيح حساب و طرف حساب سند حسابداري

15- كنترل هزينه هاي سرمايه اي داراي قرارداد با مفاد قرارداد و استخراج خلاصه قرارداد

16- كنترل دارايي‌هاي در جريان تكميل طبق پيش بيني و كار انجام شده از نظر ريالي و فيزيكي

17- كنترل درصد پیشرفت فيزيكي دارايي‌هاي در جريان تكميل با گزارشات دريافتي كه به تاييد قسمت فني و مقامات مجاز رسيده باشد

18- كنترل تعيين بدهي‌هاي احتمالي از محل ايجاد دارايي‌ها (بيمه ، مالیات و ...)

19- كنترل احتساب هزينه هاي دستمزد، سربار، و مو اد مصرفي قيمت تمام شده دارايي‌ها ي ساخته شده در شركت

20- كنترل داشتن دستورالعمل انتقال دارايي‌هاي در جريان تكميل به دارايي‌هاي ثابت و تهيه صورت جلسه تكميل و تحويل و تحول دارايي‌هاي در جريان تكميل (با امضاء مسئولين فني شركت و تكميل كننده (سازنده) كه ساخت انها به اتمام رسيده و صدور سند حسابداري جهت انتقال به دارايي‌هاي ثابت

21- كنترل مشخص نمودن تاريخ بهره برداري از دارايي‌هاي در جريان ساخت تكميل شده جهت احتساب هزينه استهلاك

22- كنترل تفكيك قيمت عرصه (زمين) و اعيان (ساختمان) از يكديگر و ارايه آن در جدول يادداشت دارايي‌هاي ثابت طبق صورت‌هاي مالي بصورت جداگانه

23- كنترل داشتن ليست (دفتر) اموال

24- كنترل داشتن كارت تعمير دارايي‌ها (ماشين الات، ساختمان، وسايط نقليه و ...)

25- كنترل احتساب ذخيره براي دارايي‌هاي مسروقه و مفقوده

26- كنترل مشخص نمودن دارايي‌هاي بلا استفاده و احتساب هزينه استهلاك معادل 30 درصد نرخ استهلاك مقرر در ماده 151 ق.م.م و پرس جو از مسئولين مبني بر علت عدم استفاده از دارايي‌هاي راكد و تصميم گيري در ارتباط با موضوع مربوطه

27- كنترل پوشش بيمه اي دارايي‌ها:

قيمت تمام شده _ ارزش دفتري _ ارزش بيمه شده طبق بيمه نامه = اضافه (كسر) پوشش بيمه اي

28- كنترل نرخ استهلاك مندرج در صورتهاي مالي با نرخ هاي مورد استفاده در شركت (كنترل بصورت نمونه اي) و مفاد ماده 151 ق . م. م

29- انجام كنترل اقلام نمونه انتخابي طبق چك ليست مربوطه

30- مشاهده عيني اسناد مالكيت زمين، ساختمان، و وسايط نقليه و قرار دادن رونوشت آنها در پرونده دايم و به روز آوري آنها در هر دوره رسيدگي

31- كنترل استخراج اقلام فروخته شده و بررسي صحت محاسبات صورت گرفته در ارتباط با آنها:

قيمت تمام شده _ ذخيره استهلاك _ ارزش دفتري _ قيمت فروش = سود (زيان)

32- كنترل اضافات ذخيره استهلاك با هزينه استهلاك

33- تهيه صورت خلاصه اضافات دارايی‌هاي ثابت و دارايي‌هاي در جريان تكميل

34- كنترل مشاهده عيني وسايل نقليه و انجام كنترل هاي لازم طبق چك ليست مربوطه

35- كنترل قيمت تمام شده و ذخيره استهلاك طبق دفاتر با قيمت تمام شده و ذخيره استهلاك طبق صورت ريز اموال (دفتر اموال) در پايان دوره

36- دريافت و كنترل ليست دارايي‌هاي اسقاط شده طبق دفتر اموال و خارج نمودن قيمت تمام شده آنها از دفاتر

37- كنترل رعايت آيين نامه اجرايي ماده 138 ق . م . م. در ارتباط با پروژه هاي طرح توسعه و افزايش ظرفيت

38- كنترل استخراج سيستم خريد و ايجاد دارايي‌هاي در جريان تكميل و قرار دادن آن در پرونده دايم

39- استخراج تعهدات سرمايه اي به شرح زير:

مبلغ قرارداد – هزينه هاي انجام شده قطعي سرمايه اي = تعهدات سرمايه اي

منتشر شده در اخبار حسابداری

مقدمه
محیط کسب‌وکار، پویا و همیشه دستخوش تغییر و دگرگونی است. فناوری مدام در حال تغییر و پیچیده‌تر شدن است. شرکتها و سازمانها به‌دنبال فناوری جدید برای ارتقای کارایی فرایندهای کسب‌وکارشان هستند و از این‌رو سیستمهای اطلاعاتی پیچیده‌تر شده‌اند. حوزه حسابرسی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به‌شدت تحت تاثیر توسعه فناوری اطلاعات قرار گرفته است.
 با کامپیوتری شدن هرچه بیشتر سازمانها، ‌تصمیمگیران بیشتر نگران صحت داده‌ها یا اطلاعاتی می‌شوند که باید براساس آنها تصمیمهای راهبردی بگیرند. ران وبر (Ron Weber) در مقدمه کتاب خود با عنوان «حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی» بر این مطلب تاکید کرده است که حسابرس باید در کسب‌وکار از مشتری برتر باشد. در دهه اخیر که فناوری در حال تغییر دنیای کسب‌وکار بوده است، ‌‌متاسفانه حسابرسان از این تغییر عقب مانده‌اند. فریب دادن حسابرسان با مدارک ساختگی، امضای جعلی، ‌توضیحهای دروغین و مواردی این گونه، ‌برای مدیران بنگاه یا واحد تحت رسیدگی بسیار ساده شده است .

 حسابرسان باید به یاد داشته باشند که چنانچه تقلبی آشکار شود،‌ جامعه به بهانه‌هایی مانند اینکه «مدیران به ما نگفتند که حسابسازی کرده‌اند» یا «ما برای کشف تقلب آموزش ندیده‌ایم»، توجه یا آن را باور نخواهند کرد . در دنیای در حال تغییر، رسیدن به چنین درجه‌ای از مهارت، رویایی نیست؛ بلکه وظیفه است . شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند را نیز در برمی‌گیرد.
 یکی از عوامل کلیدی موفقیت در رسیدن به این هدفها،‌ درک کامل نقش حسابرس است. حسابرسان باید تلاش کنند که تصویر حسابرس به‌عنوان «پلیس فناوری اطلاعات» را با تصویر حسابرس به مثابه فردی که به‌عنوان شریک کسب‌وکار،‌ واحدهای تحت رسیدگی را در نیل به هدفهایشان یاری می‌رساند، جایگزین کنند. تغییر نقش حسابرس در عرض دو دهه اخیر را می‌توان به شکل جدول ۱ نمایش داد .

با تغییر سریع فناوری و توسعه الگوهای تجاری، شیوه دسترسی به شواهد حسابرسی دگرگون شده و چالش جدیدی متوجه حسابرسی سنتی گشته است؛ کامپیوتر از دو جنبه بر حسابرس اثر گذاشته است:
جنبه اول: موجب پیدایش مقدمه بسیار مهمی در حسابرسی کامپیوتری به نام «حسابرسی سیستمهای کامپیوتری» شده است. درصورتی که نتایج حاصل از حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی به‌درستی انجام گیرد و اتکاپذیر تشخیص داده شود، شرایط برای ورود به مرحله بعدی آسان می‌گردد.
جنبه دوم: بعد از آنکه از صحت سیستم اطلاعاتی اطمینان به‌دست آمد، می‌توان از «کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» استفاده کرد.
 در صورتی‌که «استفاده از کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» درخور اتکا و کاربری نباشد، به‌طور معمول از «حسابرسی دور زدن کامپیوتر» استفاده می‌شود. در این «حسابرسی»، حسابرس فرض می‌کند که کامپیوتری در میان نیست و با شناخت روابط در محیط و نادیده گرفتن سیستم کامپیوتری، حسابرسی را در واقع با نادیده گرفتن کامپیوتر انجام می‌دهد. این شیوه، در محیط سیستمهای ساده تا کمی پیچیده کامپیوتری امکان‌پذیر است؛ ولی در محیطهای سیستمهای پیچیده و پیشرفته کامپیوتری ممکن است امکان‌پذیر نباشد .

 

 

 فناوری اطلاعات و فرضیه‌های بدیهی حسابرسی
مرور ادبیات موجود نشان می‌دهد که به‌طور معمول فیلسوفان و علمای منطق، ۵ ویژگی برای فرضیه‌های بدیهی قائلند:
۱- برای توسعه هر زمینه علمی ضروری‌اند،
۲- به‌طور مستقیم قابل تایید نیستند،
۳- مبنایی برای استنتاج می‌باشند،
 ۴- مبانی ایجاد ساختار یک تئوری هستند، و

۵- در پرتو پیشرفت علم در معرض پرسش و تردید قرار دارند.
ارسطو چنین می‌گوید: “نقطه آغاز هر علمی، ‌تعدادی فرضیه‌های بدیهی است که نیازی به اثبات آنها نیست.”
 فرضیه‌های بدیهی سنگ زیربنای هر تئوری را تشکیل می‌دهند؛‌ زیرا بدون آنها نمی‌توان نقطه آغازی داشت.‌ این فرضیه‌ها در حقیقت نوعی قضیه‌اند که باید بدون هر سئوالی آنها را پذیرفت. در علم حسابداری نیز وضع به همین‌گونه است. برای مثال، یکی از فرضیه‌های بدیهی که در درس اصول حسابداری ۱ در بدو ورود به دانشگاه با آن آشنا شدیم این بود: «رویدادهای مالی را می‌توان براساس مقادیر پولی و به‌صورت معنیداری بیان کرد». فرض پول به‌عنوان واحد اندازه‌گیری، ‌یک فرض بدیهی است که هیچ فرد مبتدی هرگز آن را مورد تردید و سئوال قرار نمی‌دهد؛ در حالی که ممکن است پس از آن اعتبار خود را از دست بدهد که در آن صورت، دیگر یک فرض بدیهی نخواهد بود .
بررسی نظرهای موجود و متون معتبر حسابرسی نشان می‌دهد که اعتماد به گواهی حسابرس، اظهارنظر در خصوص کیفیت اطلاعات، میزان مهارت حسابرس و شواهد حسابرسی به‌طور مستقیم تحت تاثیر فناوری اطلاعات قرار گرفته‌اند که در نتیجه فرضیه‌های بدیهی حسابرسی مرتبط را نیز متاثر خواهند ساخت. در زیر به برخی از این فرضیه‌های بدیهی اشاره می‌شود:
• «کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، ‌بدون گواهی حسابرسان مستقل اعتمادپذیر نیست.»
• «گواهی کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی برای ذینفعان، ‌با انجام حسابرسی حاصل می‌شود.»
• «حسابرس برای گواهی کیفیت اطلاعات مندرج درصورتهای مالی، دارای مهارت و تجربه کافی است.»

• «حسابرس به‌عنوان کارشناس حرفه‌ای نسبت به کیفیت کار خود پاسخگوست.»
• «شواهد کافی و معتبر برای تایید نظر حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی ‌وجود دارند و حسابرس می‌تواند این شواهد را در یک زمان منطقی و با هزینه‌ای معقول جمع‌آوری و ارزشیابی کند.»
 با توجه به فرضهای فوق، حسابرس باید اطمینان یابد که داده‌های مندرج در صورتهای مالی عاری از تحریف بااهمیت هستند تا کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی درخور گواهی باشد ‌ و حسابرسان باید برای انجام کار حسابرسی دارای صلاحیت (مهارت و تجربه) کافی باشند.
در محیطهای فناوری اطلاعات، ماهیت شواهد تغییر کرده و حسابرس را در موقعیت پیچیده‌ای قرار داده است. با فرض وجود سیستمهای اطلاعاتی کامپیوتری‌، این امر بدین معناست که حسابرسان در مورد فناوری اطلاعات۱ و شیوه حسابرسی آن مهارت کافی دارند و ‌اینکه آیا آنان در حال حاضر دارای چنین مهارتهایی هستند، جای شک دارد. حسابرسی مربوط به تایید و اثبات کیفیت، یک موضوع فنی و پیچیده است؛ بنابراین بجاست که فرض کنیم حسابرس مهارت و تجربه کافی و مناسبی برای دستیابی به هدفهای حسابرسی را داراست. این فرض بدیهی با دیدگاه تدوین استانداردهای حسابرسی در امریکا در مورد آموزش فنی، صلاحیت حرفه‌ای و مهارت کافی حسابرس، مطابقت دارد.
اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آن استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود. بنابراین، ‌حسابرسان باید حسابرسی خود را در سیستمهای اطلاعاتی صاحبکار به‌نحوی برنامه‌ریزی کنند که شامل سیستمهای مبتنی بر فناوری اطلاعات نیز باشد.
حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند (Chambers & Curt, 1998).
آنها باید ریسک حسابرسی را مطابق با بی‌اطمینانیهایی که در یک محیط فناوری اطلاعات وجود دارد،‌ ارزیابی کنند

؛ به‌ویژه بی‌اطمینانیهایی که مربوط به کنترل می‌شود. آنها همچنین باید کیفیت عملیات حسابرسیشان را با توجه به هزینه حسابرسی،‌ کارایی و‌ اثربخشی، به‌وسیله استفاده از روشهای حسابرسی مبتنی بر کامپیوتر بهبود بخشند .
پیشرفتهای اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. تقلبهای کامپیوتری که بر کیفیت صورتهای مالی حسابرسی‌شده اثر می‌گذارد، به‌طور مستقیم به حسابرسان مربوط می‌شود.
اگرچه بسیاری از مؤسسه‌های حسابرسی هنوز به آموزش حرفه‌ای مستمر۲ به‌عنوان یک هزینه اجباری می‌نگرند، باید برای مقابله با چالش پیش‌گفته و بالا بردن سطح صلاحیت و آگاهی مؤسسه‌های حسابرسی، از طریق تشویق (یا اجبار) مؤسسه‌های حسابرسی، ‌حسابرسان را به دریافت مدرک رسمی حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی برانگیخت.

فناوری اطلاعات و مفاهیم اهمیت و ریسک
اهمیت، موضوعی است که با ریسک حسابرسی بسیار در ارتباط است. در واقع، ریسک حسابرسی در ارتباط با احتمال کشف نشدن تحریفهای حسابداری بااهمیت، ‌بیان می‌شود. بنابراین، ‌ارتباط اساسی موضوع اهمیت با حسابرسان، زمانی که ریسک حسابرسی یک رویداد مالی را ارزیابی می‌کنند، ‌عبارت است از اینکه در چه نقطه‌ای یک تحریف احتمالی به اندازه کافی بااهمیت می‌شود تا بر عملیات حسابرسی و اظهارنظر آن اثر گذارد؟
در کار حسابرسی دو عامل مرتبط با این موضوع وجود دارد؛ اول ریسک کشف تحریف حسابداری به‌وسیله حسابرسان (به‌دلیل عوامل مرتبط با کنترلهای شرکت و سطح صلاحیت حسابرسان) و دوم ،‌مسئله ماهیت کمی و یا کیفی تحریف و اثر بر صورتهای مالی حسابرسی‌شده و گزارش حسابرسی. بنابراین، ‌اهمیت باید به‌عنوان موضوعی با ماهیت چندبعدی در نظر گرفته شود؛ موضوعی که هم بر حسابدار و هم بر حسابرس اثر می‌گذارد؛ به‌خصوص در ارتباط با اطلاعاتی که محتوای آن بر قضاوت استفاده‌کننده اثر می‌گذارد. در مورد مفهوم اهمیت در حسابرسی، موضوع مشخص این است که اهمیت به‌طور مستقیم بر تصمیمهای حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی گزارش‌شده، اثر گذار است. اهمیت بر مربوط بودن و قابلیت اعتماد صورتهای مالی اثر می‌گذارد. بنابراین اهمیت باید به‌وسیله حسابرس و در ارتباط با تاثیر آن بر عملکرد و تصمیمهای استفاده‌کن

نده، ارائه صادقانه پدیده‌ها و در واقع مسئله پاسخگویی مدیریت به صاحبان سهام و سایر ذینفعان، ارزیابی شود.
 نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری تغییر کرده است. با استفاده از امکانات کامپیوتری و شبکه‌های ارتباطی، بسیاری از اموری که پیش از این به‌صورت جداگانه انجام می‌گرفت، با هم ترکیب شده‌اند که این کار، احتمال خطای سیستمی تکرار شونده را افزایش داده است. تعریف ساده حسابرسی مبتنی بر ریسک چنین است: “یک حسابرسی که درآن گروه حسابرسی تلاشهای خود را بر مواضع دارای ریسک بیشتر متمرکز می‌کند.” از این‌رو، ‌افراد حرفه‌ای باید برای اینکه وقت خود را کجا صرف کنند، ‌دست به انتخاب بزنند. طبیعی است که تمرکز بر مواضع، ‌دارای بیشترین ریسک منطقی خواهد بود و این همان هدف حسابرسی مبتنی بر ریسک است .
سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری به این مفهوم است که خطاهای کوچک ممکن است به زیانهای بزرگ بینجامند. برای مثال، یک خطا در محاسبه مالیات بر درامد کارکنان تنها در یک مورد اتفاق نخواهد افتاد؛ اما به محض اینکه یک خطا در سیستم کامپیوتری رخ دهد، بر تمام موارد اثر خواهد گذاشت. آزمون فرایندهای نامرئی، آسیب‌پذیری‌ها در یک سیستم اطلاعاتی را برای ممیزی بازبین، حتمی و لازم‌الاجرا می‌کند تا این اطمینان پدید آید که نه‌تنها کنترلهای کافی وجود دارند، بلکه این کنترلها به‌صورت موثری کار می‌کنند. همچنین اطمینان داده می‌شود که این کنترلها مطابق با ریسکها براورد شده‌اند و عملیات سازمان را در مقابل خطاها، کلاهبرداریها، ‌تقلب و دیگر اعمال، فجایع و تصادفهایی که ممکن است رخ دهد، ارزیابی می‌کنند.
 با توجه به تغییر نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری و سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، تعریف مفهوم اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ به شناسایی موارد پرتکرار تغییر کرده است.

کنترلهای فناوری: آنچه درست درک نشده است
بیانیه استانداردهای حسابرسی شماره ۷۸ با عنوان بررسی ساختار کنترل داخلی در حسابرسی صورتهای مالی بیان می‌کند که کنترل داخلی فرایندی است که «برای فراهم کردن اطمینان معقول از دستیابی به هدفهایی که در گروههای زیر می‌آیند، طراحی شده است: الف) اعتمادپذیری گزارشگری مالی، ب) اثربخشی و کارایی عملیات، و ج) رعایت قوانین و مقررات مربوط».
 حسابرسان برای دستیابی به درک مورد نیاز از کنترلها باید آشنایی فزاینده‌ای با کنترلهای فناوری اطلاعات بیابند‌؛ ولی عمده حسابرسان آگاهی کافی از این موضوع ندارند.‌ هیئت تدوین استاندارد حسابرسی این مشکل را تشخیص داده و در بیانیه استاندارد حسابرسی شماره ۷۸، رهنمودهای بیشتری درباره کنترلهای فناوری اطلاعات ارائه کرده است. متاسفانه این بیانیه تاثیر اندکی بر نحوه اجرای حسابرسی به‌وسیله مؤسسه‌های حسابرسی داشت؛ بنابراین هیئت تدوین استانداردهای حسابرسی در بیانیه ۹۴ تاثیر فناوری اطلاعات بر بررسی کنترلهای داخلی به‌وسیله حسابرسان را مورد توجه قرار داد. به‌صورت مختصر، در این استاندارد چنین بیان شده است: «بشتابید حسابرسان؛ ‌دیگر نمی‌توانید فناوری را نادیده بگیرید!». برای خنثی نمودن تغییرهای فناوری برای مقابله با چالش سریع در حسابرسیِ صاحبکار با ریسک بالا یا پیچیده، ‌مؤسسه‌های حسابرسی باید استفاده از متخصصان فناوری را به‌عنوان عضوی از گروه، ‌مدنظر قرار دهند. به‌طور مسلم این همکاری منجر به حسابرسی با کیفیت بالاتری خواهد شد و احتمال دارد گروه حسابرسی با شناسایی ضعفها و فرصتهای فناوری اطلاعات،‌ خدمات بهتری را به صاحبکاران ارائه نماید .

 برای درک بهتر کنترلهایی که ممکن است در شرکت وجود داشته باشد، از الگوی مفهومی مؤسسه آدیت واچ (Audit Watch) استفاده شده است. در این الگوی مفهومی، مسیر حرکت یک معامله از آغاز تا مقصد نهایی که همانا صورتهای مالی است، به‌صورت «جریان» نمایش داده شده است:
کنترلهای ورودی۳ موجب اطمینان از ورود صحیح اطلاعات به سیستم رایانه‌ای می‌شوند. برای مثال، حسابداری قبل از وارد کردن اطلاعات به رایانه اثبات می‌کند که همه سفارشهای خرید به‌نحو مناسبی تایید و کدگذاری شده است. طی سالها،‌ حسابرسان به هنگام کسب شناخت از سیستم صاحبکار روی این نوع کنترلها تمرکز کرده‌اند.

 

 کنترلهای فناوری اطلاعات‌، کنترلهایی خودکارند که به پیشگیری از تحریفها کمک می‌کنند. برای مثال، ممکن است یک نرم‌افزار حقوق و دستمزد، اطلاعات غیرمعقولی مانند حقوق ساعتی بیش از ۵۰۰ هزار تومان را نپذیرد. با وجود رواج فزاینده فناوری اطلاعات در دنیای تجارت‌، بسیاری از حسابرسان این کنترلها را نمی‌فهمند و در نتیجه از آنها دوری می‌کنند.
 کنترلهای خروجی۴ پس از پردازش اطلاعات در سیستم رایانه‌ای وارد عمل می‌شوند. این کنترلها در هنگام بررسی ستانده‌های تولیدشده به‌وسیله سیستم، مورد استفاده قرار می‌گیرد.‌ برای مثال اگر برای اطمینان از ثبت کلیه بدهیها،‌ پرداختهای بعد از تاریخ ترازنامه کنترل شود،‌ این کنترلها می‌توانند بسیار مفید باشد. به‌همین دلیل، تعداد فزاینده‌ای از حسابرسان برای درک بهتر نحوه عملکرد آنها زمان صرف می‌کنند .
هر چند به‌طور معمول میزان اتکا کردن به کنترلها اختیاری است، ‌اما حسابرسان برای برنامه‌ریزی مناسب حسابرسی، ‌همواره ملزم به درک کافی کنترلها هستند. کنترلهای فناوری اطلاعات به‌منظور کاهش ریسکهای مرتبط در محیط فناوری اطلاعات در نظر گرفته می‌شوند. ‌این کنترلها جزئی از فرایند کنترل داخلی کلی درونی هر سازمان تحت بازبینی هستند. مدیران ارشد مؤسسه‌های حسابرسی باید ضمن در اولویت قرار دادن کنترلهای فناوری اطلاعات، در زمینه حسابسازی و تهدیدکنندگان زیرساختهای سیستم از جمله ویروس۵، ‌تروآ‌۶، درب پشتی۷، ‌یابنده‌های رمز۸،‌ استراق سمع۹‌، و حمله‌های مهندسی اجتماعی، آگاهی داشته باشند و از واگذاری مسئولیتهای خود به رده‌های پایینتر‌، بدون اعمال نظارتی موثر، خودداری کنند.

فناوری اطلاعات و خطرتقلب
سازمانها در همه زمینه‌ها نظیر انجام کسب‌وکار، برقراری ارتباطات۱۰ و فراوری اطلاعات مالی، بر واحد فناوری اطلاعات تکیه می‌کنند. در شرایطی که فناوری اطلاعات به‌طور مناسبی طراحی نشده و یا به‌نحو مطلوبی کنترل نمی‌شود، سازمان ممکن است در معرض تقلب قرار داشته باشد. امروزه سیستمهای رایانه‌ای که متصل به شبکه‌های ملی و بین‌المللی هستند، در معرض تهدیدهای مداوم فضای مجازی و انواع تهدیدهایی قرار دارند که ممکن است منجر به زیانهای اطلاعاتی و مالی بیشماری شوند. فناوری اطلاعات جزو پراهمیتی از فرایند مدیریت خطر است؛ به‌ویژه زمانی که خطر تقلب در دستور کار قرار گیرد. خطرهای فناوری اطلاعات شامل تهدید علیه تمامیت و پیوستگی اطلاعات و همچنین تهدیدهای نفوذکنندگان رایانه‌ای، امنیت سیستم و دزدی اطلاعات حساس مالی مربوط به کسب‌وکار سازمان است. خطر فناوری اطلاعات به‌هر صورتی که باشد، از قبیل نفوذ رایانه‌ای،‌ جاسوسی اقتصادی، ‌دگرگون‌سازی، ‌دستبرد به اطلاعات، ویروسها، دستیابی غیرمجاز به اطلاعات و سایر خطرهای تقلب فناوری اطلاعات، هر کسی را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد. در حقیقت، فناوری می‌تواند از سوی افرادی که نیت ارتکاب تقلب دارند، در هریک از سه زمینه تقلبهای مربوط به شغل که به‌وسیله انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب تعریف شده است، مورد استفاده قرار گیرد.

گزارشگری مالی متقلبانه
دسترسی غیرمجاز به سیستمهای عملیاتی حسابداری-
کارکنان با دسترسی غیرمجاز به دفتر کل، ‌سیستمهای فرعی یا ابزار گزارشگری مالی، ممکن است نسبت به انجام ثبتهای متقلبانه اقدام کنند.
بی‌اثر کردن سیستمهای کنترلهای داخلی- کنترلهای عمومی رایانه‌ای۱۱ شامل محدودیت در دستیابی به سیستم، ‌دستیابی محدود به سیستمهای عملیاتی و کنترلهای تعویض برنامه است. کارکنان فناوری اطلاعات ممکن است قادر به دستیابی غیرمجاز به اطلاعات محدودشده و یا تعدیل ثبتها به‌طور متقلبانه باشند.

سوء‌استفاده از داراییها
سرقت داراییهای مشهود- در سازمانها، ‌افرادی که به داراییهای مشهود (مانند پول نقد، ‌کالا و داراییهای ثابت) و به سیستمهای حسابداری مربوط به ثبت فعالیتهای این داراییها دسترسی دارند، می‌توانند با استفاده از فناوری اطلاعات، ‌دزدی داراییها را مخفی کنند. برای نمونه، ‌فردی ممکن است تامین‌کننده‌ای جعلی در پرونده اصلی تامین‌کنندگان ایجاد کند تا پرداخت در مقابل صورتحساب جعلی خرید را تسهیل سازد؛ یا فردی کالای موجود را دزدیده و بهای اقلام سرقت‌شده را در حساب بهای تمام‌شده ثبت کند تا به این ترتیب، ‌دارایی از ترازنامه حذف شود.
سرقت داراییهای نامشهود- در دنیای امروز ‌با توجه به اقتصادِ دانش محور و مبتنی بر خدمات، پر ارزش‌ترین داراییهای سازمان، ‌داراییهای نامشهودی مانند فهرست مشتریان، ‌تجربه‌های تجاری، ‌حق ‌اختراع و حق چاپ و تقلید است. به‌عنوان نمونه‌هایی از دزدی دارایی نامشهود می‌توان دزدی نرم‌افزارها یا محصولات، یا حق چاپ و تقلید به‌وسیله افراد داخل یا خارج از سازمان را نام برد.

فساد
سوء‌استفاده از مشتریان- کارکنان داخل یا خارج از سازمان می‌توانند اطلاعات کارکنان یا مشتریان را به‌دست آورند و از این اطلاعات برای دستیابی به اعتبار یا هدفهای متقلبانه دیگر استفاده کنند.
به‌خاطر داشته باشید که افراد متقلب در فضای مجازی، ‌حتی مجبور به ترک خانه‌های خود برای ارتکاب به تقلب نیستند؛ ‌بلکه آنها می‌توانند به‌طور عادی و از طریق شرکتهای تلفن محلی، ‌خدمات راه دور،‌ ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای و بی‌سیم، با دیگران ارتباط برقرارکنند.
آنان می‌توانند قبل از حمله به سیستمهای هدف در سراسر جهان و به‌منظور اختفای خود، به رایانه‌های مستقر در سایر کشورهای جهان وارد شده و ازآنجا اقدام کنند.آنچه اهمیت دارد این است که تمام اطلاعات و نه‌تنها اطلاعات مالی از این بابت در خطر است و خسارتهای ناشی از این‌گونه مخاطرات روزبه‌روز و همزمان با تکامل فناوری، بیشتر و بیشتر می‌شود.
 به‌منظور مدیریت خطر رو به رشد اداره سازمانها در عصر اطلاعات، باید زمینه‌های آسیب‌پذیری شناسایی شود و باید قادر بود مخاطرات را به‌روشی مقرون به‌صرفه کاهش داد. بنابراین، خطر فناوری اطلاعات باید  در ارزیابی خطر تقلب کلی سازمان مورد توجه قرار گرفته و به‌طور کامل در نظر گرفته شود .
ممیزی سیستمهای اطلاعاتی باید این اطمینان را ایجاد کند که علاوه بر حفاظت شایسته از داراییها، امکان استفاده بهینه از آنها در جهت رسیدن به هدفهای سازمانی نیز فراهم است.

نتیجه‌گیری
شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری را که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند نیز در برمی‌گیرد. سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، موجب شده نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک تغییر کند و اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ، تعریف خود را با شناسایی موارد پرتکرار تعدیل کند. از طرفی، فناوری می‌تواند در کلیه زمینه‌های تقلبِ تعریف‌شده از سوی انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب، مورد استفاده قرار گیرد.
پیشرفتهای اخیر در فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن، ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند. اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آنها استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود.‌
در حال حاضر دستیابی به درکی مناسب از کنترلهای فناوری اطلاعات، ‌برای مؤسسه‌های بزرگ امری بسیار مهم است. مؤسسه‌های کوچکتر زیاد نگرانی ندارند، چون اغلب سیستمهای صاحبکار آنها پیچیده نیست؛ ‌با این حال باید به یاد داشته باشیم که با گذشت زمان، هر سال‌ تمام صاحبکاران از نظر فنی پیچیده‌تر می‌شوند و برای ارتقای مهارت و به‌روز شدن نباید صبر کرد تا با توجه به این موضوع خیلی دیر شود!

 

منتشر شده در مقالات

هیئت وزیران بنا به پیشنهاد معاونت برنامه ریزی و تظارت راهبردی رئیس جمهور و به استناد بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور تصویب کرد؛ وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است به نمایندگی از دولت نسبت به انتشار اوراق مشارکت ریالی تا مبلغ ده هزار میلیارد(۱۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰) ریال برای اجرای طرح های تملک دارایی های سرمایه ای انتفاعی موضوع بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور با رعایت قوانین و مقررات مربوط اقدام کند.

با موافقت دولت، اوراق مشارکت ریالی برای اجرای طرح های تملک دارایی های سرمایه ای انتفاعی منتشر می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، هیئت وزیران بنا به پیشنهاد معاونت برنامه ریزی و تظارت راهبردی رئیس جمهور و به استناد بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور تصویب کرد؛ وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است به نمایندگی از دولت نسبت به انتشار اوراق مشارکت ریالی تا مبلغ ده هزار میلیارد(۱۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰) ریال برای اجرای طرح های تملک دارایی های سرمایه ای انتفاعی موضوع بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور با رعایت قوانین و مقررات مربوط اقدام کند.

بر این اساس، بازپراخت اصل و سود علی الحساب و سود تحقق یافته و هزینه های مترتب بر این اوراق توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تضمین می شود تا از محل اعتبارات ردیف های خاصی که توسط معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور در قوانین بودجه سالانه پیش بینی می شود، با رعایت مقررات مربوط پرداخت شود.

این مصوبه از سوی اسحاق جهانگیری؛ معاون اول رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شده است.

بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور

به دولت اجازه داده می‌شود تا مبلغ پنجاه هزار میلیارد (۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال اوراق مشارکت ریالی با تضمین خود با بازپرداخت اصل و سود آن به‌منظور اجرای طرحهای انتفاعی خود منتشر و وجوه أخذ شده را به ردیف درآمد عمومی خزانه‌داری کل واریز نماید. منابع واریزی صرف طرحهای تملک دارایی‌های سرمایه‌ای نیمه‌تمام مطابق جدول شماره(۱۸) این قانون می‌شود. واگذاری این اوراق به بخش دولتی اعم از شرکتها، بانکها و سایر دستگاه‌ها در بازار پول و قبل از سررسید ممنوع است. اوراق مشارکت فروش‌نرفته هر طرح، قابل واگذاری به پیمانکاران، مشاوران و تأمین‌کنندگان تجهیزات همان طرح در سقف مطالبات معوق طرح با تأیید ذی‌حساب و رئیس دستگاه اجرایی ذی‌ربط است. اوراق واگذارشده قابل بازخرید قبل از سررسید توسط بانک عامل نیست.

منتشر شده در اخبار حسابداری

هزینه استهلاک به عنوان با اهمیت ترین هزینه مرتبط با اموال ، ماشین آلات و تجهیزات تلقی می گردد. در این ارتباط ما از روش شناسایی و منطقی جهت شناسایی هزینه استهلاک مرتبط با هر دارایی استفاده می نمائیم . استهلاک محاسبه شده در هر دوره به حسابی با عنوان استهلاک انباشته منظور می گردد. این حساب ، حسابی کاهنده است و در سمت راست ترازنامه به عنوان کاهنده بهای تمام شده دارایی نمایش داده می شود . تفاوت بهای تمام شده و استهلاک انباشته دارایی برابر است با ارزش دفتری دارایی.

استهلاک از نظر قانون مالیات مستقیم :

بر اساس قانون مالیاتهای مستقیم دارایی ثابت بر اثر استفاده یا گذشت زمان قابل استهلاک است . در این قانون ماخذ استهلاک قیمت تمام شده دارایی می باشد و استهلاک از تاریخی محاسبه می شود که دارایی قابل استهلاک آماده برای بهره برداری در اختبار موسسه قرار می گیرد. در صورتی که دارایی قابل استهلاک در خلال ماه در اختیار موسسه قرار گیرد ماه مزبور در محاسبه منظور نخواهد شد. در مورد کارخانه ها دوره بهره برداری آزمایشی جزو بهره برداری محسوب نمی گردد.

بر اساس ماده 150 قانون مالیاتهای مستقیم محاسبه استهلاک به دو روش نزولی و مستقیم پذیرفته شده است. در تبصره 1 این ماده هزینه مربوط به تغییر یا تعمیرات اساسی دارایی ، جزو قیمت تمام شده دارایی محسوب می شود . تبصره 2 همین ماده بیان می کند که موسسات می توانند هزینه های نرم افزاری خود را از 3 سال تا حداکثر 5 ساله مستهلک کنند.

هر کجا که میان قانون مالیاتهای مستقیم و استانداردهای حسابداری تناقض وجود داشته باشد معیار و ملاک جهت انجام عملیات حسابداری قانون مالیاتهای مستقیم می باشد.

استهلاک از نظر استانداردهای حسابداری ایران : ( استاندارد شماره 11 )

در استاندارد ایران دارایی ثابت به موازات کسب منافع مستهلک می گردد. همچنین نابابی ، فرسودگی و خرابی نیز از علل استهلاک دارایی می باشد . به صورت کلی علل استهلاک از دید استاندارد 11 عبارت است از :

1-    استفاده مورد انتظار واحد تجاری از دارایی

2-    فرسودگی و خرابی

3-    نابابی فنی ناشی از پیشرفت تکنولوژی

4-    محدودیتهای زمانی از قبیل تاریخ انقضا

در ارتباط با برآورد عمر مفید دارایی ، استاندارد ، این برآورد را منوط به قضاوت واحد تجاری می داند که از تجربه دارایی های مشابه ناشی می شود . بر اساس بند 56 این استاندارد ، مبلغ استهلاک پذیر یک دارایی پس از کسر ارزش اسقاط از بهای تمام شده بدست می آید .

روشهای استهلاک مورد پذیرش در استاندارد ایران روشهای خط مستقیم ، نزولی و معادل آحاد تولید است .

در ارتباط با تغییر روش استهلاک یا تعدیل نرخ آن بند 63 این استاندارد چنین می گوید :

روش استهلاک مورد استفاده برای دارایی ها باید به طور ادواری بررسی شود و در صورت تغییر قابل ملاحظه در الگوی مصرف ، روش استهلاک جهت انعکاس الگوی جدید تغییر یابد. هر گاه چنین تغییری در روش استهلاک لازم شود . این تغییر باید به عنوان تغییری در برآورد تلقی شود و استهلاک دوره جاری و دوره های آتی دارایی تعدیل شود.

نحوه محاسبه هزینه استهلاک :

جهت استهلاک باید مبنایی مناسب برای عوامل زیر تعریف نمود :

1-    بهای تمام شده واقعی

2-    برآورد ارزش اسقاط

3-    برآورد عمر مفید

در نتیجه در محاسبه استهلاک یک عامل واقعی و دو عامل برآوردی وجود دارد :

ارزش اسقاط : عبارت است از مبلغی که پیش بینی می شود از فروش مال یا تعویض به هنگام عدم استفاده از آن ، مبلغ استهلاک پذیر یک دارایی بیش از کسر ارزش اسقاط آن تعیین می شود .

طبق استاندارد شماره 17 حسابداری ارزش اسقاط صفر فرض می شود . ارزش اسقاط غیر از صفر متضمن این است که واحد تجاری انتظار دارد دارایی نامشهود را قبل از پایان عمر اقتصادی آن واگذار کند.

عمر مفید :

تعیین عمر مفید به ماهیت دارایی و علل اصلی استهلاک آن بستگی دارد. بنابراین عمر مفید ممکن است بر حسب یکی از مقیاسهای زیر تعیین شود:

1-    دوره هایی از زمان   2-جمع محصولات قابل تولید       3- جمع ساعات کارکرد

روشهای استهلاک :

الف ) محاسبه بر حسب زمان : روش خط مستقیم ( اقساط مساوی )

ب ) محاسبه بر حسب محصول :

ü     روش ساعات کارکرد

ü     روش میزان تولید

ج ) روشهای مبتنی بر استهلاک بیشتر در سالهای اول عمر مفید و کاهش تدریجی آن :

ü     روش مجموعه سنوات

ü     روش نزولی

محاسبه بر اساس روش خط مستقیم :

هزینه استهلاک هر دوره : عمر مفید (سال ) / (بهای تمام شده – ارزش اسقاط )

محاسبه بر اساس روش میزان تولید :

هزینه استهلاک هر دوره : میزان تولید برآوردی / میزان تولید واقعی * (بهای تمام شده – ارزش اسقاط)

محاسبه بر اساس روش ساعات کارکرد :

هزینه استهلاک هر دوره : عمر مفید ( بر حسب ساعات کارکرد ) / (بهای تمام شده – اارزش اسقاط)

محاسبه بر اساس روش مجموع سنوات :

هزینه استهلاک هر دوره : مجموع سنوات / عمر مفید باقیمانده * ( بهای تمام شده – ارزش اسقاط )

محاسبه بر اساس روش نزولی :

هزینه استهلاک هر دوره : نرخ استهلاک * ( استهلاک انباشته تا دوره محاسبه – بهای تمام شده )

 

نرم افزار حسابداری پارمیس تولید کننده نرم افزارهای مالی با نسخه های فروشگاهی ، تولیدی و شرکتی می باشد ، در تمام نسخه های این نرم افزار امکان تعریف حساب های هزینه استهلاک و استهلاک انباشته وجود دارد و می توان به راحتی سندهای مالی مربوط به استهلاک را در نرم افزار حسابداری ثبت نمایید . 

منتشر شده در مقالات
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس