در هر بنگاه اقتصادی و هر نوع کسب و کاری، یکی از اهداف اصلی از فعالیت در آن کسب و کار، کسب سود می باشد. بدین صورت که برای شروع یک فعالیت تجاری، لازم است که در ابتدا، سرمایه ای با عنوان سرمایه اولیه به کسب و کار اختصاص داده شود و به عنوان مثال پس از گذشت یک سال فعالیت تجاری، نه تنها سرمایه اولیه بدست آید بلکه سود عاید از تجارت نیز کسب شود. به عبارتی قانون کلی به صورت زیر است:

 

سرمایه پایان دوره مالیسرمایه اولیه + سود

 

حساب سرمایه چیست و افزایش یا برداشت سرمایه توسط شرکا چه تاثیری بر حساب سرمایه دارد؟

 

در این بخش تاثیرات برداشت یا افزایش سرمایه را در حسابداری حساب سرمایه بررسی می کنیم.

در بسیاری از مواقع، صاحبان شرکت ها برای تامین هزینه ها و مصارف شخصی خود، مبالغی را از صندوق برداشت می کنند. این برداشت ها اثر کاهنده در سرمایه دارند اما در واقع ثبت های مربوط به برداشت از سرمایه در حساب سرمایه انجام نمی شود، بلکه در حساب دیگری با عنوان برداشت انجام می شود. به این طریق می توان میزان سرمایه و میزان برداشت های صاحبان شرکت ها را به تفکیک از هم مشخص نمود.

در عین حال، علت امر آن است که برداشت با فرض تحصیل سود و از محل آن انجام شود. بدیهی است با انجام برداشت، حساب صندوق که یکی از حسابهای دارایی است معادل مبلغ برداشت شده کاهش می یابد. برای برقراری معادله اصلی ترازنامه، چون این امر ارتباطی با بدهی های شرکت ندارد، پس باید حساب دارایی دیگری افزایش و یا سرمایه کاهش یابد.

برداشت صاحب شرکت اگر چه به عنوان بدهی وی به شرکت میتواند تلقی شود ولی به عنوان دارایی قابل شناسایی نیست، زیرا صاحب شرکت آن را با فرض استرداد مجدد به شرکت برداشت نکرده است. از طرف دیگر کسر آن از سرمایه به دلیل ضرورت انعکاس سرمایه اولیه و نیز مشخص بودن رقم جمع برداشت های طی دوره صحیح به نظر نمی رسد. بنابراین حساب برداشت به عنوان سرمایه و نشان دادن آن با علامت منفی در سمت چپ معادله اصلی حسابداری یا معادله ترازنامه مناسب تر خواهد بود:

 

دارایی ها = بدهی ها + (برداشت – سود) + سرمایه

 

و سرمایه در پایان دوره مالی از فرمول زیر قابل محاسبه است:

 

سرمایه در پایان دوره مالی = سرمایه اولیه + (برداشت – سود)

 

از طرفی ممکن است صاحب یا صاحبان شرکت، برای توسعه فعالیت های موضوع هدف در طی دوره مالی، مبالغ دیگری را مجدداً سرمایه گذاری کنند. با توجه به مجموعه مطالب گفته شده، میزان سرمایه شرکت در پایان دوره مالی از فرمول زیر قابل محاسبه خواهد بود:

 

سرمایه پایان دوره مالی = سرمایه گذاری اولیه + سرمایه گذاری مجدد + (برداشت – سود)

 

و اگر شرکت، در طی دوره مالی با زیان مواجه شده باشد فرمول به صورت زیر در خواهد آمد:

 

سرمایه در پایان دوره مالی = سرمایه گذاری اولیه + سرمایه گذاری مجدد  (برداشت + زیان) 

 

در فرمول های فوق عمل کسر برداشت از سود و افزایش برداشت به زیان در پرانتز نشان داده شده است تا نشان دهد صاحبان شرکت با فرض کسب سود، برداشت را انجام داده اند.

به طور خلاصه میتوان گفت مابه التفاوت سود و برداشت و یا جمع زیان و برداشت در پایان دوره مالی در جمع مبالغ سرمایه اولیه و سرمایه گذاری مجدد اثر گذاشته و میزان سرمایه در پایان دوره مالی را مشخص می کند.

منتشر شده در مقالات

دارایی های ثابت یکی از سرمایه های مهم شرکت می باشد و در سمت راست ترازنامه به عنوان وزنه قابل توجه میباشد و با این وجود حسابداری دارایی تابت و حسابرسی دارایی ثابت از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد . 

معمولا در بنگاه های اقتصادی در طی سال مالی اقدام به افزایش و یا کاهش دارایی ثابت می نمایند که این اقدامات می تواند حرف های جدیدی را برای حسابرسان داشته باشد . 

در ادامه به بیان نکاتی درباره كنترلهاي حسابرسي در رابطه با دارايي هاي ثابت می پردازیم.

1- كنترل امضاهاي مجاز سند حسابداري

2- كنترل صحت محاسبات

3- كنترل با آيين نامه تفكيك هزينه هاي جاري از سرمايه اي

4- كنترل با برگ در خواست خريد كالا/خدمات

5- كنترل با صورتحساب فروشنده

6- كنترل ممهور شدن مدارك به مهر <باطل شد>

7- كنترل با برگ حواله انبار، رسيد و حواله مستقيم

8- كنترل با آيين نامه معاملات شركت

9- كنترل كسورات قانوني (بيمه و ماليات) از كارهاي حق‌الزحمه

10- كنترل ارتباط هزينه هاي سرمايه اي با فعاليت شركت

11- كنترل كفايت اسناد و مدارك مثبته

12- كنترل ارتباط هزينه با دوره مالي

13- كنترل اعتبار مدارك مثبته

14- كنترل ثبت صحيح حساب و طرف حساب سند حسابداري

15- كنترل هزينه هاي سرمايه اي داراي قرارداد با مفاد قرارداد و استخراج خلاصه قرارداد

16- كنترل دارايي‌هاي در جريان تكميل طبق پيش بيني و كار انجام شده از نظر ريالي و فيزيكي

17- كنترل درصد پیشرفت فيزيكي دارايي‌هاي در جريان تكميل با گزارشات دريافتي كه به تاييد قسمت فني و مقامات مجاز رسيده باشد

18- كنترل تعيين بدهي‌هاي احتمالي از محل ايجاد دارايي‌ها (بيمه ، مالیات و ...)

19- كنترل احتساب هزينه هاي دستمزد، سربار، و مو اد مصرفي قيمت تمام شده دارايي‌ها ي ساخته شده در شركت

20- كنترل داشتن دستورالعمل انتقال دارايي‌هاي در جريان تكميل به دارايي‌هاي ثابت و تهيه صورت جلسه تكميل و تحويل و تحول دارايي‌هاي در جريان تكميل (با امضاء مسئولين فني شركت و تكميل كننده (سازنده) كه ساخت انها به اتمام رسيده و صدور سند حسابداري جهت انتقال به دارايي‌هاي ثابت

21- كنترل مشخص نمودن تاريخ بهره برداري از دارايي‌هاي در جريان ساخت تكميل شده جهت احتساب هزينه استهلاك

22- كنترل تفكيك قيمت عرصه (زمين) و اعيان (ساختمان) از يكديگر و ارايه آن در جدول يادداشت دارايي‌هاي ثابت طبق صورت‌هاي مالي بصورت جداگانه

23- كنترل داشتن ليست (دفتر) اموال

24- كنترل داشتن كارت تعمير دارايي‌ها (ماشين الات، ساختمان، وسايط نقليه و ...)

25- كنترل احتساب ذخيره براي دارايي‌هاي مسروقه و مفقوده

26- كنترل مشخص نمودن دارايي‌هاي بلا استفاده و احتساب هزينه استهلاك معادل 30 درصد نرخ استهلاك مقرر در ماده 151 ق.م.م و پرس جو از مسئولين مبني بر علت عدم استفاده از دارايي‌هاي راكد و تصميم گيري در ارتباط با موضوع مربوطه

27- كنترل پوشش بيمه اي دارايي‌ها:

قيمت تمام شده _ ارزش دفتري _ ارزش بيمه شده طبق بيمه نامه = اضافه (كسر) پوشش بيمه اي

28- كنترل نرخ استهلاك مندرج در صورتهاي مالي با نرخ هاي مورد استفاده در شركت (كنترل بصورت نمونه اي) و مفاد ماده 151 ق . م. م

29- انجام كنترل اقلام نمونه انتخابي طبق چك ليست مربوطه

30- مشاهده عيني اسناد مالكيت زمين، ساختمان، و وسايط نقليه و قرار دادن رونوشت آنها در پرونده دايم و به روز آوري آنها در هر دوره رسيدگي

31- كنترل استخراج اقلام فروخته شده و بررسي صحت محاسبات صورت گرفته در ارتباط با آنها:

قيمت تمام شده _ ذخيره استهلاك _ ارزش دفتري _ قيمت فروش = سود (زيان)

32- كنترل اضافات ذخيره استهلاك با هزينه استهلاك

33- تهيه صورت خلاصه اضافات دارايی‌هاي ثابت و دارايي‌هاي در جريان تكميل

34- كنترل مشاهده عيني وسايل نقليه و انجام كنترل هاي لازم طبق چك ليست مربوطه

35- كنترل قيمت تمام شده و ذخيره استهلاك طبق دفاتر با قيمت تمام شده و ذخيره استهلاك طبق صورت ريز اموال (دفتر اموال) در پايان دوره

36- دريافت و كنترل ليست دارايي‌هاي اسقاط شده طبق دفتر اموال و خارج نمودن قيمت تمام شده آنها از دفاتر

37- كنترل رعايت آيين نامه اجرايي ماده 138 ق . م . م. در ارتباط با پروژه هاي طرح توسعه و افزايش ظرفيت

38- كنترل استخراج سيستم خريد و ايجاد دارايي‌هاي در جريان تكميل و قرار دادن آن در پرونده دايم

39- استخراج تعهدات سرمايه اي به شرح زير:

مبلغ قرارداد – هزينه هاي انجام شده قطعي سرمايه اي = تعهدات سرمايه اي

منتشر شده در اخبار حسابداری

مقدمه
محیط کسب‌وکار، پویا و همیشه دستخوش تغییر و دگرگونی است. فناوری مدام در حال تغییر و پیچیده‌تر شدن است. شرکتها و سازمانها به‌دنبال فناوری جدید برای ارتقای کارایی فرایندهای کسب‌وکارشان هستند و از این‌رو سیستمهای اطلاعاتی پیچیده‌تر شده‌اند. حوزه حسابرسی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به‌شدت تحت تاثیر توسعه فناوری اطلاعات قرار گرفته است.
 با کامپیوتری شدن هرچه بیشتر سازمانها، ‌تصمیمگیران بیشتر نگران صحت داده‌ها یا اطلاعاتی می‌شوند که باید براساس آنها تصمیمهای راهبردی بگیرند. ران وبر (Ron Weber) در مقدمه کتاب خود با عنوان «حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی» بر این مطلب تاکید کرده است که حسابرس باید در کسب‌وکار از مشتری برتر باشد. در دهه اخیر که فناوری در حال تغییر دنیای کسب‌وکار بوده است، ‌‌متاسفانه حسابرسان از این تغییر عقب مانده‌اند. فریب دادن حسابرسان با مدارک ساختگی، امضای جعلی، ‌توضیحهای دروغین و مواردی این گونه، ‌برای مدیران بنگاه یا واحد تحت رسیدگی بسیار ساده شده است .

 حسابرسان باید به یاد داشته باشند که چنانچه تقلبی آشکار شود،‌ جامعه به بهانه‌هایی مانند اینکه «مدیران به ما نگفتند که حسابسازی کرده‌اند» یا «ما برای کشف تقلب آموزش ندیده‌ایم»، توجه یا آن را باور نخواهند کرد . در دنیای در حال تغییر، رسیدن به چنین درجه‌ای از مهارت، رویایی نیست؛ بلکه وظیفه است . شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند را نیز در برمی‌گیرد.
 یکی از عوامل کلیدی موفقیت در رسیدن به این هدفها،‌ درک کامل نقش حسابرس است. حسابرسان باید تلاش کنند که تصویر حسابرس به‌عنوان «پلیس فناوری اطلاعات» را با تصویر حسابرس به مثابه فردی که به‌عنوان شریک کسب‌وکار،‌ واحدهای تحت رسیدگی را در نیل به هدفهایشان یاری می‌رساند، جایگزین کنند. تغییر نقش حسابرس در عرض دو دهه اخیر را می‌توان به شکل جدول ۱ نمایش داد .

با تغییر سریع فناوری و توسعه الگوهای تجاری، شیوه دسترسی به شواهد حسابرسی دگرگون شده و چالش جدیدی متوجه حسابرسی سنتی گشته است؛ کامپیوتر از دو جنبه بر حسابرس اثر گذاشته است:
جنبه اول: موجب پیدایش مقدمه بسیار مهمی در حسابرسی کامپیوتری به نام «حسابرسی سیستمهای کامپیوتری» شده است. درصورتی که نتایج حاصل از حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی به‌درستی انجام گیرد و اتکاپذیر تشخیص داده شود، شرایط برای ورود به مرحله بعدی آسان می‌گردد.
جنبه دوم: بعد از آنکه از صحت سیستم اطلاعاتی اطمینان به‌دست آمد، می‌توان از «کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» استفاده کرد.
 در صورتی‌که «استفاده از کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» درخور اتکا و کاربری نباشد، به‌طور معمول از «حسابرسی دور زدن کامپیوتر» استفاده می‌شود. در این «حسابرسی»، حسابرس فرض می‌کند که کامپیوتری در میان نیست و با شناخت روابط در محیط و نادیده گرفتن سیستم کامپیوتری، حسابرسی را در واقع با نادیده گرفتن کامپیوتر انجام می‌دهد. این شیوه، در محیط سیستمهای ساده تا کمی پیچیده کامپیوتری امکان‌پذیر است؛ ولی در محیطهای سیستمهای پیچیده و پیشرفته کامپیوتری ممکن است امکان‌پذیر نباشد .

 

 

 فناوری اطلاعات و فرضیه‌های بدیهی حسابرسی
مرور ادبیات موجود نشان می‌دهد که به‌طور معمول فیلسوفان و علمای منطق، ۵ ویژگی برای فرضیه‌های بدیهی قائلند:
۱- برای توسعه هر زمینه علمی ضروری‌اند،
۲- به‌طور مستقیم قابل تایید نیستند،
۳- مبنایی برای استنتاج می‌باشند،
 ۴- مبانی ایجاد ساختار یک تئوری هستند، و

۵- در پرتو پیشرفت علم در معرض پرسش و تردید قرار دارند.
ارسطو چنین می‌گوید: “نقطه آغاز هر علمی، ‌تعدادی فرضیه‌های بدیهی است که نیازی به اثبات آنها نیست.”
 فرضیه‌های بدیهی سنگ زیربنای هر تئوری را تشکیل می‌دهند؛‌ زیرا بدون آنها نمی‌توان نقطه آغازی داشت.‌ این فرضیه‌ها در حقیقت نوعی قضیه‌اند که باید بدون هر سئوالی آنها را پذیرفت. در علم حسابداری نیز وضع به همین‌گونه است. برای مثال، یکی از فرضیه‌های بدیهی که در درس اصول حسابداری ۱ در بدو ورود به دانشگاه با آن آشنا شدیم این بود: «رویدادهای مالی را می‌توان براساس مقادیر پولی و به‌صورت معنیداری بیان کرد». فرض پول به‌عنوان واحد اندازه‌گیری، ‌یک فرض بدیهی است که هیچ فرد مبتدی هرگز آن را مورد تردید و سئوال قرار نمی‌دهد؛ در حالی که ممکن است پس از آن اعتبار خود را از دست بدهد که در آن صورت، دیگر یک فرض بدیهی نخواهد بود .
بررسی نظرهای موجود و متون معتبر حسابرسی نشان می‌دهد که اعتماد به گواهی حسابرس، اظهارنظر در خصوص کیفیت اطلاعات، میزان مهارت حسابرس و شواهد حسابرسی به‌طور مستقیم تحت تاثیر فناوری اطلاعات قرار گرفته‌اند که در نتیجه فرضیه‌های بدیهی حسابرسی مرتبط را نیز متاثر خواهند ساخت. در زیر به برخی از این فرضیه‌های بدیهی اشاره می‌شود:
• «کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، ‌بدون گواهی حسابرسان مستقل اعتمادپذیر نیست.»
• «گواهی کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی برای ذینفعان، ‌با انجام حسابرسی حاصل می‌شود.»
• «حسابرس برای گواهی کیفیت اطلاعات مندرج درصورتهای مالی، دارای مهارت و تجربه کافی است.»

• «حسابرس به‌عنوان کارشناس حرفه‌ای نسبت به کیفیت کار خود پاسخگوست.»
• «شواهد کافی و معتبر برای تایید نظر حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی ‌وجود دارند و حسابرس می‌تواند این شواهد را در یک زمان منطقی و با هزینه‌ای معقول جمع‌آوری و ارزشیابی کند.»
 با توجه به فرضهای فوق، حسابرس باید اطمینان یابد که داده‌های مندرج در صورتهای مالی عاری از تحریف بااهمیت هستند تا کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی درخور گواهی باشد ‌ و حسابرسان باید برای انجام کار حسابرسی دارای صلاحیت (مهارت و تجربه) کافی باشند.
در محیطهای فناوری اطلاعات، ماهیت شواهد تغییر کرده و حسابرس را در موقعیت پیچیده‌ای قرار داده است. با فرض وجود سیستمهای اطلاعاتی کامپیوتری‌، این امر بدین معناست که حسابرسان در مورد فناوری اطلاعات۱ و شیوه حسابرسی آن مهارت کافی دارند و ‌اینکه آیا آنان در حال حاضر دارای چنین مهارتهایی هستند، جای شک دارد. حسابرسی مربوط به تایید و اثبات کیفیت، یک موضوع فنی و پیچیده است؛ بنابراین بجاست که فرض کنیم حسابرس مهارت و تجربه کافی و مناسبی برای دستیابی به هدفهای حسابرسی را داراست. این فرض بدیهی با دیدگاه تدوین استانداردهای حسابرسی در امریکا در مورد آموزش فنی، صلاحیت حرفه‌ای و مهارت کافی حسابرس، مطابقت دارد.
اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آن استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود. بنابراین، ‌حسابرسان باید حسابرسی خود را در سیستمهای اطلاعاتی صاحبکار به‌نحوی برنامه‌ریزی کنند که شامل سیستمهای مبتنی بر فناوری اطلاعات نیز باشد.
حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند (Chambers & Curt, 1998).
آنها باید ریسک حسابرسی را مطابق با بی‌اطمینانیهایی که در یک محیط فناوری اطلاعات وجود دارد،‌ ارزیابی کنند

؛ به‌ویژه بی‌اطمینانیهایی که مربوط به کنترل می‌شود. آنها همچنین باید کیفیت عملیات حسابرسیشان را با توجه به هزینه حسابرسی،‌ کارایی و‌ اثربخشی، به‌وسیله استفاده از روشهای حسابرسی مبتنی بر کامپیوتر بهبود بخشند .
پیشرفتهای اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. تقلبهای کامپیوتری که بر کیفیت صورتهای مالی حسابرسی‌شده اثر می‌گذارد، به‌طور مستقیم به حسابرسان مربوط می‌شود.
اگرچه بسیاری از مؤسسه‌های حسابرسی هنوز به آموزش حرفه‌ای مستمر۲ به‌عنوان یک هزینه اجباری می‌نگرند، باید برای مقابله با چالش پیش‌گفته و بالا بردن سطح صلاحیت و آگاهی مؤسسه‌های حسابرسی، از طریق تشویق (یا اجبار) مؤسسه‌های حسابرسی، ‌حسابرسان را به دریافت مدرک رسمی حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی برانگیخت.

فناوری اطلاعات و مفاهیم اهمیت و ریسک
اهمیت، موضوعی است که با ریسک حسابرسی بسیار در ارتباط است. در واقع، ریسک حسابرسی در ارتباط با احتمال کشف نشدن تحریفهای حسابداری بااهمیت، ‌بیان می‌شود. بنابراین، ‌ارتباط اساسی موضوع اهمیت با حسابرسان، زمانی که ریسک حسابرسی یک رویداد مالی را ارزیابی می‌کنند، ‌عبارت است از اینکه در چه نقطه‌ای یک تحریف احتمالی به اندازه کافی بااهمیت می‌شود تا بر عملیات حسابرسی و اظهارنظر آن اثر گذارد؟
در کار حسابرسی دو عامل مرتبط با این موضوع وجود دارد؛ اول ریسک کشف تحریف حسابداری به‌وسیله حسابرسان (به‌دلیل عوامل مرتبط با کنترلهای شرکت و سطح صلاحیت حسابرسان) و دوم ،‌مسئله ماهیت کمی و یا کیفی تحریف و اثر بر صورتهای مالی حسابرسی‌شده و گزارش حسابرسی. بنابراین، ‌اهمیت باید به‌عنوان موضوعی با ماهیت چندبعدی در نظر گرفته شود؛ موضوعی که هم بر حسابدار و هم بر حسابرس اثر می‌گذارد؛ به‌خصوص در ارتباط با اطلاعاتی که محتوای آن بر قضاوت استفاده‌کننده اثر می‌گذارد. در مورد مفهوم اهمیت در حسابرسی، موضوع مشخص این است که اهمیت به‌طور مستقیم بر تصمیمهای حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی گزارش‌شده، اثر گذار است. اهمیت بر مربوط بودن و قابلیت اعتماد صورتهای مالی اثر می‌گذارد. بنابراین اهمیت باید به‌وسیله حسابرس و در ارتباط با تاثیر آن بر عملکرد و تصمیمهای استفاده‌کن

نده، ارائه صادقانه پدیده‌ها و در واقع مسئله پاسخگویی مدیریت به صاحبان سهام و سایر ذینفعان، ارزیابی شود.
 نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری تغییر کرده است. با استفاده از امکانات کامپیوتری و شبکه‌های ارتباطی، بسیاری از اموری که پیش از این به‌صورت جداگانه انجام می‌گرفت، با هم ترکیب شده‌اند که این کار، احتمال خطای سیستمی تکرار شونده را افزایش داده است. تعریف ساده حسابرسی مبتنی بر ریسک چنین است: “یک حسابرسی که درآن گروه حسابرسی تلاشهای خود را بر مواضع دارای ریسک بیشتر متمرکز می‌کند.” از این‌رو، ‌افراد حرفه‌ای باید برای اینکه وقت خود را کجا صرف کنند، ‌دست به انتخاب بزنند. طبیعی است که تمرکز بر مواضع، ‌دارای بیشترین ریسک منطقی خواهد بود و این همان هدف حسابرسی مبتنی بر ریسک است .
سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری به این مفهوم است که خطاهای کوچک ممکن است به زیانهای بزرگ بینجامند. برای مثال، یک خطا در محاسبه مالیات بر درامد کارکنان تنها در یک مورد اتفاق نخواهد افتاد؛ اما به محض اینکه یک خطا در سیستم کامپیوتری رخ دهد، بر تمام موارد اثر خواهد گذاشت. آزمون فرایندهای نامرئی، آسیب‌پذیری‌ها در یک سیستم اطلاعاتی را برای ممیزی بازبین، حتمی و لازم‌الاجرا می‌کند تا این اطمینان پدید آید که نه‌تنها کنترلهای کافی وجود دارند، بلکه این کنترلها به‌صورت موثری کار می‌کنند. همچنین اطمینان داده می‌شود که این کنترلها مطابق با ریسکها براورد شده‌اند و عملیات سازمان را در مقابل خطاها، کلاهبرداریها، ‌تقلب و دیگر اعمال، فجایع و تصادفهایی که ممکن است رخ دهد، ارزیابی می‌کنند.
 با توجه به تغییر نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری و سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، تعریف مفهوم اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ به شناسایی موارد پرتکرار تغییر کرده است.

کنترلهای فناوری: آنچه درست درک نشده است
بیانیه استانداردهای حسابرسی شماره ۷۸ با عنوان بررسی ساختار کنترل داخلی در حسابرسی صورتهای مالی بیان می‌کند که کنترل داخلی فرایندی است که «برای فراهم کردن اطمینان معقول از دستیابی به هدفهایی که در گروههای زیر می‌آیند، طراحی شده است: الف) اعتمادپذیری گزارشگری مالی، ب) اثربخشی و کارایی عملیات، و ج) رعایت قوانین و مقررات مربوط».
 حسابرسان برای دستیابی به درک مورد نیاز از کنترلها باید آشنایی فزاینده‌ای با کنترلهای فناوری اطلاعات بیابند‌؛ ولی عمده حسابرسان آگاهی کافی از این موضوع ندارند.‌ هیئت تدوین استاندارد حسابرسی این مشکل را تشخیص داده و در بیانیه استاندارد حسابرسی شماره ۷۸، رهنمودهای بیشتری درباره کنترلهای فناوری اطلاعات ارائه کرده است. متاسفانه این بیانیه تاثیر اندکی بر نحوه اجرای حسابرسی به‌وسیله مؤسسه‌های حسابرسی داشت؛ بنابراین هیئت تدوین استانداردهای حسابرسی در بیانیه ۹۴ تاثیر فناوری اطلاعات بر بررسی کنترلهای داخلی به‌وسیله حسابرسان را مورد توجه قرار داد. به‌صورت مختصر، در این استاندارد چنین بیان شده است: «بشتابید حسابرسان؛ ‌دیگر نمی‌توانید فناوری را نادیده بگیرید!». برای خنثی نمودن تغییرهای فناوری برای مقابله با چالش سریع در حسابرسیِ صاحبکار با ریسک بالا یا پیچیده، ‌مؤسسه‌های حسابرسی باید استفاده از متخصصان فناوری را به‌عنوان عضوی از گروه، ‌مدنظر قرار دهند. به‌طور مسلم این همکاری منجر به حسابرسی با کیفیت بالاتری خواهد شد و احتمال دارد گروه حسابرسی با شناسایی ضعفها و فرصتهای فناوری اطلاعات،‌ خدمات بهتری را به صاحبکاران ارائه نماید .

 برای درک بهتر کنترلهایی که ممکن است در شرکت وجود داشته باشد، از الگوی مفهومی مؤسسه آدیت واچ (Audit Watch) استفاده شده است. در این الگوی مفهومی، مسیر حرکت یک معامله از آغاز تا مقصد نهایی که همانا صورتهای مالی است، به‌صورت «جریان» نمایش داده شده است:
کنترلهای ورودی۳ موجب اطمینان از ورود صحیح اطلاعات به سیستم رایانه‌ای می‌شوند. برای مثال، حسابداری قبل از وارد کردن اطلاعات به رایانه اثبات می‌کند که همه سفارشهای خرید به‌نحو مناسبی تایید و کدگذاری شده است. طی سالها،‌ حسابرسان به هنگام کسب شناخت از سیستم صاحبکار روی این نوع کنترلها تمرکز کرده‌اند.

 

 کنترلهای فناوری اطلاعات‌، کنترلهایی خودکارند که به پیشگیری از تحریفها کمک می‌کنند. برای مثال، ممکن است یک نرم‌افزار حقوق و دستمزد، اطلاعات غیرمعقولی مانند حقوق ساعتی بیش از ۵۰۰ هزار تومان را نپذیرد. با وجود رواج فزاینده فناوری اطلاعات در دنیای تجارت‌، بسیاری از حسابرسان این کنترلها را نمی‌فهمند و در نتیجه از آنها دوری می‌کنند.
 کنترلهای خروجی۴ پس از پردازش اطلاعات در سیستم رایانه‌ای وارد عمل می‌شوند. این کنترلها در هنگام بررسی ستانده‌های تولیدشده به‌وسیله سیستم، مورد استفاده قرار می‌گیرد.‌ برای مثال اگر برای اطمینان از ثبت کلیه بدهیها،‌ پرداختهای بعد از تاریخ ترازنامه کنترل شود،‌ این کنترلها می‌توانند بسیار مفید باشد. به‌همین دلیل، تعداد فزاینده‌ای از حسابرسان برای درک بهتر نحوه عملکرد آنها زمان صرف می‌کنند .
هر چند به‌طور معمول میزان اتکا کردن به کنترلها اختیاری است، ‌اما حسابرسان برای برنامه‌ریزی مناسب حسابرسی، ‌همواره ملزم به درک کافی کنترلها هستند. کنترلهای فناوری اطلاعات به‌منظور کاهش ریسکهای مرتبط در محیط فناوری اطلاعات در نظر گرفته می‌شوند. ‌این کنترلها جزئی از فرایند کنترل داخلی کلی درونی هر سازمان تحت بازبینی هستند. مدیران ارشد مؤسسه‌های حسابرسی باید ضمن در اولویت قرار دادن کنترلهای فناوری اطلاعات، در زمینه حسابسازی و تهدیدکنندگان زیرساختهای سیستم از جمله ویروس۵، ‌تروآ‌۶، درب پشتی۷، ‌یابنده‌های رمز۸،‌ استراق سمع۹‌، و حمله‌های مهندسی اجتماعی، آگاهی داشته باشند و از واگذاری مسئولیتهای خود به رده‌های پایینتر‌، بدون اعمال نظارتی موثر، خودداری کنند.

فناوری اطلاعات و خطرتقلب
سازمانها در همه زمینه‌ها نظیر انجام کسب‌وکار، برقراری ارتباطات۱۰ و فراوری اطلاعات مالی، بر واحد فناوری اطلاعات تکیه می‌کنند. در شرایطی که فناوری اطلاعات به‌طور مناسبی طراحی نشده و یا به‌نحو مطلوبی کنترل نمی‌شود، سازمان ممکن است در معرض تقلب قرار داشته باشد. امروزه سیستمهای رایانه‌ای که متصل به شبکه‌های ملی و بین‌المللی هستند، در معرض تهدیدهای مداوم فضای مجازی و انواع تهدیدهایی قرار دارند که ممکن است منجر به زیانهای اطلاعاتی و مالی بیشماری شوند. فناوری اطلاعات جزو پراهمیتی از فرایند مدیریت خطر است؛ به‌ویژه زمانی که خطر تقلب در دستور کار قرار گیرد. خطرهای فناوری اطلاعات شامل تهدید علیه تمامیت و پیوستگی اطلاعات و همچنین تهدیدهای نفوذکنندگان رایانه‌ای، امنیت سیستم و دزدی اطلاعات حساس مالی مربوط به کسب‌وکار سازمان است. خطر فناوری اطلاعات به‌هر صورتی که باشد، از قبیل نفوذ رایانه‌ای،‌ جاسوسی اقتصادی، ‌دگرگون‌سازی، ‌دستبرد به اطلاعات، ویروسها، دستیابی غیرمجاز به اطلاعات و سایر خطرهای تقلب فناوری اطلاعات، هر کسی را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد. در حقیقت، فناوری می‌تواند از سوی افرادی که نیت ارتکاب تقلب دارند، در هریک از سه زمینه تقلبهای مربوط به شغل که به‌وسیله انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب تعریف شده است، مورد استفاده قرار گیرد.

گزارشگری مالی متقلبانه
دسترسی غیرمجاز به سیستمهای عملیاتی حسابداری-
کارکنان با دسترسی غیرمجاز به دفتر کل، ‌سیستمهای فرعی یا ابزار گزارشگری مالی، ممکن است نسبت به انجام ثبتهای متقلبانه اقدام کنند.
بی‌اثر کردن سیستمهای کنترلهای داخلی- کنترلهای عمومی رایانه‌ای۱۱ شامل محدودیت در دستیابی به سیستم، ‌دستیابی محدود به سیستمهای عملیاتی و کنترلهای تعویض برنامه است. کارکنان فناوری اطلاعات ممکن است قادر به دستیابی غیرمجاز به اطلاعات محدودشده و یا تعدیل ثبتها به‌طور متقلبانه باشند.

سوء‌استفاده از داراییها
سرقت داراییهای مشهود- در سازمانها، ‌افرادی که به داراییهای مشهود (مانند پول نقد، ‌کالا و داراییهای ثابت) و به سیستمهای حسابداری مربوط به ثبت فعالیتهای این داراییها دسترسی دارند، می‌توانند با استفاده از فناوری اطلاعات، ‌دزدی داراییها را مخفی کنند. برای نمونه، ‌فردی ممکن است تامین‌کننده‌ای جعلی در پرونده اصلی تامین‌کنندگان ایجاد کند تا پرداخت در مقابل صورتحساب جعلی خرید را تسهیل سازد؛ یا فردی کالای موجود را دزدیده و بهای اقلام سرقت‌شده را در حساب بهای تمام‌شده ثبت کند تا به این ترتیب، ‌دارایی از ترازنامه حذف شود.
سرقت داراییهای نامشهود- در دنیای امروز ‌با توجه به اقتصادِ دانش محور و مبتنی بر خدمات، پر ارزش‌ترین داراییهای سازمان، ‌داراییهای نامشهودی مانند فهرست مشتریان، ‌تجربه‌های تجاری، ‌حق ‌اختراع و حق چاپ و تقلید است. به‌عنوان نمونه‌هایی از دزدی دارایی نامشهود می‌توان دزدی نرم‌افزارها یا محصولات، یا حق چاپ و تقلید به‌وسیله افراد داخل یا خارج از سازمان را نام برد.

فساد
سوء‌استفاده از مشتریان- کارکنان داخل یا خارج از سازمان می‌توانند اطلاعات کارکنان یا مشتریان را به‌دست آورند و از این اطلاعات برای دستیابی به اعتبار یا هدفهای متقلبانه دیگر استفاده کنند.
به‌خاطر داشته باشید که افراد متقلب در فضای مجازی، ‌حتی مجبور به ترک خانه‌های خود برای ارتکاب به تقلب نیستند؛ ‌بلکه آنها می‌توانند به‌طور عادی و از طریق شرکتهای تلفن محلی، ‌خدمات راه دور،‌ ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای و بی‌سیم، با دیگران ارتباط برقرارکنند.
آنان می‌توانند قبل از حمله به سیستمهای هدف در سراسر جهان و به‌منظور اختفای خود، به رایانه‌های مستقر در سایر کشورهای جهان وارد شده و ازآنجا اقدام کنند.آنچه اهمیت دارد این است که تمام اطلاعات و نه‌تنها اطلاعات مالی از این بابت در خطر است و خسارتهای ناشی از این‌گونه مخاطرات روزبه‌روز و همزمان با تکامل فناوری، بیشتر و بیشتر می‌شود.
 به‌منظور مدیریت خطر رو به رشد اداره سازمانها در عصر اطلاعات، باید زمینه‌های آسیب‌پذیری شناسایی شود و باید قادر بود مخاطرات را به‌روشی مقرون به‌صرفه کاهش داد. بنابراین، خطر فناوری اطلاعات باید  در ارزیابی خطر تقلب کلی سازمان مورد توجه قرار گرفته و به‌طور کامل در نظر گرفته شود .
ممیزی سیستمهای اطلاعاتی باید این اطمینان را ایجاد کند که علاوه بر حفاظت شایسته از داراییها، امکان استفاده بهینه از آنها در جهت رسیدن به هدفهای سازمانی نیز فراهم است.

نتیجه‌گیری
شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری را که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند نیز در برمی‌گیرد. سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، موجب شده نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک تغییر کند و اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ، تعریف خود را با شناسایی موارد پرتکرار تعدیل کند. از طرفی، فناوری می‌تواند در کلیه زمینه‌های تقلبِ تعریف‌شده از سوی انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب، مورد استفاده قرار گیرد.
پیشرفتهای اخیر در فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن، ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند. اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آنها استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود.‌
در حال حاضر دستیابی به درکی مناسب از کنترلهای فناوری اطلاعات، ‌برای مؤسسه‌های بزرگ امری بسیار مهم است. مؤسسه‌های کوچکتر زیاد نگرانی ندارند، چون اغلب سیستمهای صاحبکار آنها پیچیده نیست؛ ‌با این حال باید به یاد داشته باشیم که با گذشت زمان، هر سال‌ تمام صاحبکاران از نظر فنی پیچیده‌تر می‌شوند و برای ارتقای مهارت و به‌روز شدن نباید صبر کرد تا با توجه به این موضوع خیلی دیر شود!

 

منتشر شده در مقالات

هیئت وزیران بنا به پیشنهاد معاونت برنامه ریزی و تظارت راهبردی رئیس جمهور و به استناد بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور تصویب کرد؛ وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است به نمایندگی از دولت نسبت به انتشار اوراق مشارکت ریالی تا مبلغ ده هزار میلیارد(۱۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰) ریال برای اجرای طرح های تملک دارایی های سرمایه ای انتفاعی موضوع بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور با رعایت قوانین و مقررات مربوط اقدام کند.

با موافقت دولت، اوراق مشارکت ریالی برای اجرای طرح های تملک دارایی های سرمایه ای انتفاعی منتشر می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، هیئت وزیران بنا به پیشنهاد معاونت برنامه ریزی و تظارت راهبردی رئیس جمهور و به استناد بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور تصویب کرد؛ وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است به نمایندگی از دولت نسبت به انتشار اوراق مشارکت ریالی تا مبلغ ده هزار میلیارد(۱۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰) ریال برای اجرای طرح های تملک دارایی های سرمایه ای انتفاعی موضوع بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور با رعایت قوانین و مقررات مربوط اقدام کند.

بر این اساس، بازپراخت اصل و سود علی الحساب و سود تحقق یافته و هزینه های مترتب بر این اوراق توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تضمین می شود تا از محل اعتبارات ردیف های خاصی که توسط معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور در قوانین بودجه سالانه پیش بینی می شود، با رعایت مقررات مربوط پرداخت شود.

این مصوبه از سوی اسحاق جهانگیری؛ معاون اول رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شده است.

بند(۳۹) قانون بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور

به دولت اجازه داده می‌شود تا مبلغ پنجاه هزار میلیارد (۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال اوراق مشارکت ریالی با تضمین خود با بازپرداخت اصل و سود آن به‌منظور اجرای طرحهای انتفاعی خود منتشر و وجوه أخذ شده را به ردیف درآمد عمومی خزانه‌داری کل واریز نماید. منابع واریزی صرف طرحهای تملک دارایی‌های سرمایه‌ای نیمه‌تمام مطابق جدول شماره(۱۸) این قانون می‌شود. واگذاری این اوراق به بخش دولتی اعم از شرکتها، بانکها و سایر دستگاه‌ها در بازار پول و قبل از سررسید ممنوع است. اوراق مشارکت فروش‌نرفته هر طرح، قابل واگذاری به پیمانکاران، مشاوران و تأمین‌کنندگان تجهیزات همان طرح در سقف مطالبات معوق طرح با تأیید ذی‌حساب و رئیس دستگاه اجرایی ذی‌ربط است. اوراق واگذارشده قابل بازخرید قبل از سررسید توسط بانک عامل نیست.

منتشر شده در اخبار حسابداری
چهارشنبه, 08 آبان 1392 09:46

آموزش حسابداری(بخش هشتم)

در ادامه مباحث قبلی ابتدا به تعریف بهای تمام شده کالای آماده فروش می پردازیم :

 

اگر مبلغ موجودی کالای ابتدای دوره را در موسسات بازرگانی با قیمت تمام شده کالای خریداری شده طی دوره (حساب خرید ) جمع کنیم بهای تمام شده کالای آماده فروش بدست خواهد آمد.

یعنی تعیین می کنیم جمعا چه مقدار کالا برای فروش آماده داریم و می توانیم به فروش رسانیم که شامل موارد زیر می باشد :

 

موجودی کالای ابتدای دوره                          ***         

+ بهای تمام شده کالای خریداری شده          ***

بهای تمام شده کالای آماده فروش                ***

                                                    ___________    

بهای تمام شده کالای آماده فروش                ***

 

به عنوان مثال یک موسسه بازرگانی چای دارید موجودی کالای شما در ابتدای دوره 10 کارتن چای به مبلغ 10000000 ریال می باشد اگر در طی دوره تا شهریور ماه 5 بسته کارتن چای دیگر به صورت نسیه به مبلغ 500000 ریال خریداری کرده باشید .

بنابر فرمولی که بالا معرفی شد ، بهای تمام شده کالای آماده فروش برای شما برابر با 1500000 خواهد بود.

 

بهای تمام شده کالای فروش رفته چیست ؟

 

بهای تمام شده کالای فروش رفته از حساب فروش تعیین می شود ولی با حساب فروش اختلاف دارد یعنی در حساب فروش ما مبلغ فروش را ثبت می کنیم و در مفهوم بهای تمام شده کالای فروش رفته منظور ما بهای خرید کالایی است که فروش رفته است.

طریقه محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته :

 

موجودی کالای آماده فروش                                    ***

-بهای تمام شده موجودی کالای پایان دوره                  ***

                                                               ____________

بهای تمام شده کالای فروش رفته                            ***

 

توجه داشته باشید که در موسسات بازرگانی روش محاسبه سود درآمد منهای هزینه نمی باشد بلکه اگر بهای تمام شده کالای فروش رفته را از فروش کم کنید سود ناخالص محاسبه خواهد شد ، یعنی :

 

                   سود ناخالص =بهای تمام شده کالای فروش رفته  –  فروش

 

نکته ای که در اینجا مطرح می شود این مطلب است که حساب فروش و حساب خرید معمولا ناخالص هستند ما از حساب برگشت از خرید و تخفیفات نقدی خرید و برگشت از فروش و تخفیفات نقدی فروش برای بدست آوردن خرید خالص یا فروش خالص استفاده می کنیم : یعنی :

فروش خالص = برگشت از فروش – تخفیفات نقدی فروش – فروش

خرید خالص = برگشت از خرید – تخفیفات نقدی خرید – خرید

حساب هزینه حمل کالای خریداری شده چیست ؟ و با آن چگونه برخورد می شود ؟

 

مخارجی را که خریدار بابت حمل و تخلیه کالای خریداری شده متحمل می شود معمولا به حساب هزینه حمل کالای خریداری شده منظور می کنند .

حساب هزینه حمل کالای خریداری شده نیز مثل هر حساب هزینه دیگری ماهیت بدهکار دارد . اما نکته قابل توجه در ارتباط با حساب هزینه حمل کالای خریداری شده جایگاه آن در صورت حساب سود و زیان و نحوه محاسبه کالای آماده فروش می باشد.

 

در نحوه محاسبه کالای آماده فروش حساب هزینه حمل را به صورت جداگانه به حساب خرید خالص اضافه می کند به این معنا که اگر بخواهیم کالای آماده فروش را محاسبه کنیم باید به صورت زیر عمل نماییم :

 

بهای تمام شده کالای آماده فروش = (بهای تمام شده کالای خریداری شده) + موجودی کالای اول دوره + ( خرید خالص + هزینه حمل کالای خریداری شده )

 

نمایی از صورتحساب سود و زیان در یک موسسه بازرگانی :

 

فروش خالص :

فروش ناخالص                                                                                              ***                        

کسر می شود :

برگشت از فروش             ***

تخفیفات نقدی فروش       ***

فروش خالص                                                                                            (***)

                                                                                                        _______________ 

کسر می شود :

بهای تمام شده کالای فروش رفته :                                                                  

موجودی کالای اول دوره                                                           ***

+ خرید                                                   ***

کسر می شود :

برگشت از خرید                 ***

تخفیفات نقدی خرید           ***

 

خرید خالص                                             ***

هزینه حمل                                             ***

                                                                                         ***

بهای تمام شده کالای آماده فروش                                              ***

کسر می شود : موجودی کالای پایان دوره                                    (***)

 

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                                                       ***

 

سود ناخالص                                                                                                      ***

کسر می شود : هزینه های عملیاتی :

هزینه آب

هزینه ملزومات

هزینه اجاره

هزینه استهلاک

                                                                                       (***)

 

سود خالص                                                                        ***  

                                                                              ___________                                       

                                                                              ___________

منتشر شده در مقالات
دوشنبه, 15 مهر 1392 11:00

آموزش حسابداری(بخش ششم)

اسناد حسابداری ، کدینگ حسابها ، دفتر معین ، ثبت مرکب

سند یا برگه حسابداری چیست ؟

معمولا در سیستمهای حسابداری برای کاهش اشتباه در ثبت معاملات در دفتر روزنامه و صدور اجازه برای ثبت معاملات و رویدادهای مالی از روی اسناد و مدارک اولیه (اسناد و مدارک مثبته ) مانند فاکتور ، رسید پرداخت وجوه ، و قبوض آب و برق در دفتر روزنامه ثبت نمی شود بلکه اطلاعات مربوط به معامله ابتدا روی اسناد و مدارک اولیه یا سند حسابداری نوشته شده و پس از اینکه این برگه به امضا مقام مجاز رسید این برگه ملاک ثبت در دفتر روزنامه می شود .

فهرست حساب ها یا کدینگ حسابها چیست ؟

معمولا موسسات با توجه به اینکه حسابهای زیادی دارند به ویژه حالا که سیستمهای حسابداری مکانیزه شد علاوه بر استفاده از نام حساب به هر حساب هم یک شماره یا کد اختصاص می دهند که به آن کدینگ حساب گویند و به این بدلیل راحت تر و سهل تر  شدن عملیات حسابداری می باشد.

به عنوان مثال زمانی که می خواهند بگویند حساب بانک بدهکار شده می گویند حساب شماره .... بدهکار شده است البته قابل توجه است که در ثبت دفاتر قانونی به هیچ وجه از شماره حساب استفاده نمی شود بلکه نام کامل حساب را می نویسند ولی در تهیه ترازهای آزمایشی و سایر موارد علاوه بر نام حساب از شماره حساب نیز استفاده می شود.

 

در شماره گذاری حسابها چه نکاتی باید رعایت شود ؟

 

1)     نحوه شماره گذاری حسابها بر اساس حجم فعالیت و معاملات و عملیات مالی موسسه باید صورت پذیرد.

2)     تعداد حسابها و شماره گذاری آنها باید به تناسب نیازهای موسسه انتخاب شود.

3)     حسابها باید به ترتیبی شماره گذاری شوند که شماره هر حساب نوع و طبقه بندی آن حساب را مشخص کند.

4)     در شماره گذاری حسابها باید ترتیبی اتخاذ شود که افزودن حسابهای جدید به فهرست حسابها بدون بر هم خوردن نظم شماره گذاری امکان پذیر باشد.

5)     معمولا دارائیها را با شماره یک ، بدهی را با شماره 2 و حسابهای سرمایه را با شماره 3  و حسابهای درآمد را با شماره 4 و هزینه ها را با شماره 5 آغاز می کنند.

به فهرست حسابهای ذیل دقت کنید :

دارائیها :

      10     موجودی صندوق

      11     موجودی بانک

      12     بدهکاران

      13     ملزومات فنی

      14     پیش پرداخت بیمه

      15     آپارتمان

      16     اثاثه

      17     ابزار

      18     وسائط نقلیه

 

سرمایه :

30            سرمایه آقای....

31            برداشت

32            خلاصه سود و زیان

33            تراز اختتامی

34            تراز افتتاحی

 

در آمد :

40            درآمد تعمیرات

41            درآمد فروش

بدهیها :

20            بستانکاران

21            اسناد پرداختنی

22            پیش دریافت درآمد

23            دستمزد پرداختنی

24            وام بانکی

هزینه ها :

50            هزینه تبلیغات

51            هزینه تعمیرات

52            هزینه اجاره

53            هزینه دستمزد

54            هزینه حمل

55            هزینه بیمه

 

فهرست یا کدینگ حسابها صورت کاملی از نام و شماره حسابهایی ست که یک موسسه برای ثبت معاملات و عملیات مالی خود مورد استفاده قرار می دهد.

 

دفتر معین :

دفتر معین یک دفتر کمکی می باشد که حسابهای جز یک حساب کل را در آن نگهداری و ثبت می کنیم .

وقتی ما یک حساب کل با نام بدهکاران  را با کد 12 داریم همگی ما می دانیم وقتی موسسه ای فعالیت می کند بدهکاران آن یک نفر نمی باشد بلکه افراد متعددی وجود دارند که با شرکت معامله انجام می دهند و می توانند بدهکار یا بستانکار شرکت باشند .

بنابراین در حسابداری برای نگهداری حسابهای جز یک حساب کل از دفتری به نام دفتر معین استفاده می شود.

ثبتهای روزنامه مرکب چیست ؟

گاهی اوقات رویداد مالی باعث می شود که یک حساب بدهکار یا بستانکار شود ولی طرف حساب آن دو یا چند حساب باشد اگر بخواهیم ما رویداد مالی فوق را به شکل ساده نشان دهیم هر بخش از رویداد فوق را به صورت مستقل در حسابها نشان می دهیم . ولی اگر حسابدار ماهری باشید رویداد مالی فوق را با انجام یک ثبت روزنامه نشان خواهید داد که این عمل را ثبت مرکب گویند یا دو یا چند رویداد مالی مجزا را در یک روز در یک برگه یا سند حسابداری نشان می دهند و با یک ثبت روزنامه که حسابهای مرتبط را بدهکار یا بستانکار نموده اند رویداد فوق را نشان می دهند که به آن ثبت مرکب گویند. آنچه که مسلم است در ثبت مرکب جمع طرف بدهکار باید مساوی جمع طرف بستانکار باشد.

منتشر شده در مقالات
یکشنبه, 31 شهریور 1392 13:05

آموزش حسابداری(بخش دوم)

 برای شروع حسابداری عملی دانستن مقداری تعاریف و اصطلاحات الزامی است ، تعاریف ابتدایی و اولیه شامل موارد زیر می باشد :

 

      دفتر روزنامه : تمامی معاملات روزانه واحد تجاری به ترتیب تاریخ وقوع در این دفتر.

      دفتر کل : معاملات ثبت شده در دفتر روزنامه به صورت حداقل هفته ای یک بار به دفتر کل منتقل می شوند .

      حساب : به منزله پرونده ای مفصل از تغییراتی است ، که دریک دارائی خاص یا یک بدهی خاص یا سرمایه صاحب موسسه ، طی یک دوره زمانی معمولا یک سال رخ می دهد و ابزار اصلی ثبت و خلاصه کردن اطلاعات مالی است .

      دارایی : شامل منابع اقتصادی واحد اقتصادی هستند که انتظار می رود در آینده منافعی برای مالکان آن واحد داشته باشد .

      بدهی : حقوق مالی اشخاص غیر از مالکان نسبت به دارائی های یک واحد اقتصادی را بدهی می گویند.

      سرمایه : حق یا ادعای مالک یا مالکین نسبت به دارائی های یک واحد اقتصادی را سرمایه می گویند.

      سال مالی : در حسابداری معمولا یک سال شمسی را به عنوان سال مالی انتخاب می کنند ولی گاهی از دوره های 3 ماهه ، 6 ماهه و 9 ماهه نیز استفاده می شود که به آن دوره مالی می گویند.

      معادله حسابداری : دارایی = بدهی + سرمایه

      ثبت : عبارت است از نگارش حسابداری یک رویداد مالی در حساب های مربوطه .

 

 

تجزیه و تحلیل معاملات و عملیات مالی :

 

فرض کنید قصد شروع فعالیتی را دارید . برای این منظور 10000000 ریال از وجه نقد مربوط به خودتان را در محل خاصی قرار می دهید . چون فکر می کنید که مبلغ فوق برای انجام فعالیت مورد نظر کافی نیست ، مبلغ 5000000 ریال نیز از یکی از دوستان خود به عنوان قرض دریافت می کنید. فرض کنید فعالیتهای فوق را در قالب یک شرکت ارائه کرده باشید . اکنون کل وجه نقدی که در اختیار شرکت شما می باشد برابر است با :

 

10000000+5000000=15000000

 

در حسابداری 15000000 ریال فوق را اصطلاحا دارایی ، 5000000 ریال را بدهی و 10000000 ریال را سرمایه می گویند. چنانچه به معادله فوق دقت کنید خواهید دید که رابطه زیر برقرار است :

 

دارائیها = بدهیها + سرمایه

 

 

این معادله در حسابداری همواره برقرار است و به آن معادله اساسی حسابداری می گویند.

معادله اساسی حسابداری مبنا و شالوده سیستم حسابداری دو طرفه است . بر اساس این معادله می توان هر یک از معاملات و عملیات مالی و رویدادهای درای ااثر مالی را تجزیه و تحلیل و آثار آن را بر عناصر معادله تعیین کرد.

 

تعریف اجزا اصلی معادله اساسی حسابداری :

دارائی ها :

اموال ، مطالبات و سایر منابع اقتصادی متعلق به یک موسسه که در نتیجه معاملات ، عملیات مالی یا سایر رویدادها ایجاد شده و قابل تقویم به پول و دارای منافع آتی است ، دارائی نامیده می شود .

موسسات بر حسب نوع و حجم فعالیتشان ، دارائی های مختلفی دارند که از جمله انها می توان وجه نقد، مطالبات موسسه از دیگران ، موجودی کالا ، اوراق بهادار ، زمین ، ساختمان ، وسایل نقلیه و اثاثه اداری را نام برد.

 

بدهی ها :

 

تعهداتی که یک موسسه در مقابل اشخاص و موسسات دیگر دارد و از معاملات و رویدادهای گذشته ناشی شده است و باید از طریق پرداخت پول ، تحویل کالا ، انجام دادن خدمت یا انتقال سایر اقلام دارایی تسویه شوند ؛ بدهی نامیده می شود.

 

اجزا اصلی بدهی می توان به موارد زیر اشاره نمود :

 

     حسابهای پرداختنی : به بدهیهایی که در اثر خرید نسیه دارائیها یا دریافت نسیه خدمات ایجاد شده باشد و در قبال آن سند تجاری تسلیم نشده باشد ، حسابهای پرداختنی می گویند.

     اسناد پرداختنی : بدهیهایی هستند که در قبال آنها اسناد تجاری نظیر سفته و برات تسلیم طلبکار شده باشد .

     پیش دریافت : به وجه دریافتی از مشتریان قبل از تحویل کالا یا ارائه خدمت ، پیش دریافت گفته می شود. به عبارت دیگر هر گاه قبل از تحویل کالا یا ارائه خدمت به دیگران ، وجهی از انان دریافت شود به آن پیش دریافت می گویند.

     وام پرداختنی : مبالغی را که موسسه از اشخاص دیگر به عنوان وام دریافت می کند و تعهد می نماید که آن را در موعد معین یا به اقساط پرداخت کند ، وام پرداختنی می گویند .

 

سرمایه :

حق مالی مالک یا مالکان یک موسسه نسبت به دارائیهای آن ، سرمایه نامیده می شود . در هر زمان با کسر کردن بدهیهای یک موسسه از دارائیهای آن ، مبلغ سرمایه به دست می آید.

نحوه محاسبه سرمایه در پایان هر دوره مالی را می توان در قالب معادله زیر نشان داد :

 

سرمایه پایان دوره = سرمایه اول دوره + سرمایه گذاری مجدد + سود دوره جاری – برداشت

 

رویدادهای مالی :

رویدادهایی هستند که اثر مالی داشته باشند . به عبارت دیگر ، رویدادهای مالی ، رویدادهایی هستند که حداقل بر یکی از عناصر معادله اساسی حسابداری تاثیر بگذارند.

زبان حسابداری زبان بدهکار و بستانکار است. اما قاعده بدهکار و بستانکار کردن چیست ؟

به طور کلی افزایش عناصر سمت راست معادله اساسی حسابداری یعنی دارائیها را با بدهکار و کاهش آنها را بستانکار نشان می دهند. برعکس ، افزایش عناصر سمت چپ معادله اساسی حسابداری یعنی بدهیها و سرمایه را با بستانکار و کاهش آنها را با بدهکار نشان می دهند.

 

 فرمول دارائیها

 

 

 

طرح یک سوال :

 

آقای احمدی شرکت الف را تاسیس و مبلغ 600 میلیون ریال به عنوان سرمایه اولیه وارد شرکت نمود :

صندوق ( مبلغ 600 میلیون ریال افزایش یافته )    بدهکار

سرمایه ( مبلغ 600 میلیون ریال افزایش یافته )     بستانکار

 


 

یک باب ساختمان به مبلغ 100 میلیون ریال به طور نقد خریداری شده است.

ساختمان ( مبلغ 100 میلیون ریال افزایش یافته )      بدهکار

صندوق ( مبلغ 100 میلیون ریال کاهش یافته )          بستانکار

 


  

یک دستگاه خودرو به مبلغ 80 میلیون ریال به صورت نسیه خریداری می شود .

وسایل نقلیه ( مبلغ 80 میلیون ریال افزایش یافته )    بدهکار

بدهی ها ( مبلغ 80 میلیون ریال افزایش یافته )       بستانکار

منتشر شده در مقالات

 

همگام با نزدیک شدن به اتمام مهلت تجهیز ده صنف به نرم افزار حسابداری و پوز فروشگاهی

شرکت فناوری اطلاعات پارمیس با در نظر گرفتن قانون سازمان امور مالیاتی مبنی بر تجهیز ده صنف به نرم افزار حسابداری و پوز فروشگاهی، جهت رفاه حال مصرف کنندگان و همچنین تامین نیاز ایشان به نرم افزاری ساده و

کارآمد، آمادگی کامل خود را برای نصب و راه اندازی پوزهای کامل فروشگاهی و نرم افزار حسابداری اعلام می نماید.

اولین بودن مهم نیست، بهترین خواهیم شد!

منتشر شده در اخبار
شنبه, 29 تیر 1392 18:23

ارزش جایگزینی

چکیده

با توجه به این که در شرایط تورمی حسابداری بهای تمام شده، اطلاعات مربوطی در اختیار استفاده کنندگان قرار نمي دهد به همين منظور حسابدارانملزم به ارائه ي روش هایی برای ارزیابی دارایی ها و بدهی ها شدند که یکی از این روش ها ارزش جایگزینی می باشد تا از این طریق قیمت های ارائه شده در تراز نامه و صورت سود و زیان به ارزش های واقعی نزدیک تر باشد.

در این ارائه به بررسي یکی از روش های حسابداری تحت عنوان ارزش جایگزینی پرداخته و همانطور که از عنوانش پیداست اين روش صورتحساب سود و زیان و ترازنامه ای ارائه می کند که بر اساس جایگزین کردن دارایی های شرکت مبتنی است.

حسابداری تورمی در ایران

با آن که بیش از 80 سال از طرح مسئله ي آثار تورم بر حسابداری و به ويژه بر صورت های مالی در جهان می گذرد، این مفهوم در ایران از نظر اجرایی و از دید مسائل نظری، هم چنان ناشناخته مانده است. با وجود نرخ تورم بالا در ایران و اعتمادی که اکثریت استفاده کنندگان صورت های مالی، تصمیم گیرندگان اقتصادی و به ویژه مدیران به بی فایدگی نسبی اقلام حسابداری در مقایسه با قیمت های روز دارند، تهیه صورت های مالی تعدیل شده ضمن این که پدیده حسابداری آثار تورم را ترویج و موارد فایده ي آن را برای استفاده کنندگان و سایر تصمیم گیرندگان اقتصادی روشن می کند، باعث می شود که اطلاعات واقعی تر و منطبق بر شاخص های اقتصادی روز در دسترس عموم قرار گیرد.

دلایل نیاز به ارزش های جاری:

چندین دهه است که بازار بحث در مورد بهترین روش برای تعیین ارزش دارایی داغ بوده است. این بحث می تواند از پیچیدگی ها و ابهامات زیادی برخوردار باشد ولی بحث مذکور بین دو گروه طرفدار رویدادهای گذشته و رویدادهای آینده وجود دارد.

طرفداران رویدادهای گذشته شیوه ي محاسبه سود را در کانون روش حسابداری قرار می دهند. از دیدگاه آن ها ترازنامه یک صورتحساب است که نشان دهنده مقادیر باقیمانده است که باید به دوره های بعد و آینده منتقل شود. از این رو تعیین ارزش دارایی ها به بهترین شکل به صورت غیر مستقیم خواهد بود (طرفداران حسابداری به ارزش های تاریخی). این در حالی است که طرفداران رویدادهای آینده همواره ترازنامه را در کانون توجه خود قرار داده اند و می کوشند سود حاصل را هموار سازند (طرفداران حسابداری به ارزش های جاری).

در شرایط ثبات قیمت ها ارقام ارائه شده توسط حسابداری تاریخی یا بهای تمام شده اطلاعات مربوطی در جهت تصمیم گیری در اختیار استفاده کنندگان قرار می دهد.برای مثال جریانات نقدی تاریخی به بهترین شکل واقعی بودن و قابلیت رسیدگی را نشان می دهد اما ایراداتی كه به حسابداری تاریخی وارد شد عبارتند از :

1- ترازنامه روش ارزش تاریخی نشان دهنده صورتحساب ارزش جاری نیست و همچنین  ارزیابی عملکرد مدیران با هزینه های تاریخی دارایی ها، نشانه کوچکی از عملکرد صحیح آن ها در آینده به دست می دهد.

2- هزینه ها به ندرت مبین هزینه های مربوط می باشد.

3- در شرایط تورمی روش حسابداری تاریخی اطلاعات مربوطی در اختیار استفاده کنندگان از صورت های مالی قرار نمی دهد.

با توجه به ایراداتی که به حسابداری بهای تمام شده وارد شد لازم بود روش هایی اعمال گردد تا بتوانیم ترازنامه و سود و زیان را به ارزش های جاری به خصوص در شرایط تورمی نزدیک کنیم که روش های متفاوتی برای این کار بیان شد که عبارتند از:

الف) حسابداری قدرت خرید خالص

ب) ارزش های جاری: ارزش های جاری نشان دهنده قیمت مبادله است که باید در زمان کنونی برای یک قلم از همین نوع دارایی یا مشابه آن پرداخت کرد.

ارزش جاری در برگیرنده سه نگرش متفاوت است:

1- ارزش جایگزینی: که مانند بهای تمام شده یک ارزش ورودی است.

2- خالص ارزش فروش: عبارت است از ارزش فروش پس از کسر هزینه های تکمیل و فروش (یک ارزش خروجی).

3- ارزش اقتصادی: عبارت است از ارزش فعلی جریانات نقدی آتی

تعریف ارزش جایگزینی

جايگزين كردن دارايي با وضعيت و عمر مشابه.به عبارت ديگر ارزش جايگزيني در پايان دوره برابر است با ارزش تاريخي به اضافه ي هر نوع سود حاصل از نگهداري دارايي.

در حسابداری صنعتی، ارزش تولید مجدد یک موجودی کالا را ارزش جایگزینی می گویند و در حسابداری مالی ارزش جایگزینی به معنی پول لازم برای تحصیل آن دارایی می تواند باشد. یعنی ارزش جایگزینی بدان معنی است که اگر واحد تجاری، دارایی ای را بخواهد جایگزین نماید نهایتاً چه میزان باید پرداخت کند که همان دارایی را به دست آورد.

حسابداری ارزش جایگزینی

1- دارایی ها: در روش تاریخی دارایی ها به قیمت تمام شده بعد از کسر استهلاک انباشته در ترازنامه نمایش داده می شوند در حالی که دارایی ها در ترازنامه بر مبنای ارزش جایگزینی (به صورت ارزش جایگزینی خالص) در تاریخ ترازنامه نشان داده می شوند. پس در روش جایگزینی هر گونه افزایش و کاهش در ارزش دارایی ها در هر دوره منعکس می شود. البته دارایی هایی که از نظر پولی ارزش آن ها ثابت نیست (دارایی های غیر پولی).

2- سود: در روش تاریخی سود عملیاتی از تفاوت بین درآمدها و هزینه ها به دست می آید در حالی که در روش ارزش جایگزینی سود شامل، سود عملیاتی و سود حاصل از نگهداری دارایی ها می باشد. سود حاصل از دارایی ها می تواند تحقق يافته يا تحقق نیافته باشد.

سود تحقق یافته مربوط به اقلام فروش رفته می باشد و سود تحقق نیافته مربوط به اقلامی می باشد که هنوز در اختیار سازمان هستند.

3- هزینه ها: هزینه های عملیاتی هر زمان که لازم باشد باید بر اساس ارزش جایگزینی به جای ارزش تاریخی تبدیل شود. یعنی هزینه هایی که در شرایط تورم امکان تغییر دارد یعنی تاریخی هستند (مثل استهلاک و بهای تمام شده کالای فروش رفته) باید به ارزش جایگزینی تبدیل شود و هزینه هایی که در زمان وقوع پرداخت می شوند قیمت واقعی آن ها با ارزش جایگزینی آن ها در تاریخ ترازنامه برابر است.

ویژگی های ارزش جایگزینی

1- مهم ترین خصوصیت ارزش جایگزینی، تفاوت قايل شدن میان جنبه های مختلف فعاليت مدیران از طریق تفکیک سود عملیاتی از سود نگهداری است که این تفکیک در ارزیابی کارایی مدیران نیز مفید است.

2- ارزش جایگزینی اطلاعات مفیدتری را در پیش بینی عملکرد آینده به دست می دهد.

3- ارزش جایگزینی مبلغی است که واحد انتفاعی باید در حال حاضر برای تحصیل دارایی بپردازد. بنابراین انعکاسی از بهترین معیار ارزش هایی است که با فروش جاری مقابله می کند.

4- جمع کردن دارایی ها بر حسب ارزش جاری بیان شده با معنی تر از جمع کردن ارزش تاریخی در مقاطع زمانی مختلف است.

معایب ارزش جایگزینی

1- تعیین ارقام ارزش جایگزینی، هزینه بالایی دارد.

2- این روش فاقد جنبه های واقعی است و باعث از دست رفتن ویژگی قابلیت اعتماد مي شود.

3- تعیین ارزش در شرایط تغییر تکنولوژی مشکل است.

4- ارزش تک تک دارایی ها با مجموع آن ها برابر نیست و برای برخی از دارایی ها ارزش جاری وجود ندارد.

5- برخی از دارایی ها مانند دارایی های نامشهود در محاسبه ارزش جایگزینی لحاظ نمی شود.

 

نتیجه گیری

مدیران شرکت هایی که دارای موجودی ها و دارایی های ثابت زيادي هستند مایل به استفاده از قیمت های جاری برای آن ها می باشند. زیرا در زمان ترقی قیمت ها، قیمت تمام شده کالای فروش رفته و استهلاک بر اساس قیمت های جاری بالاتر از قیمت های مبتنی بر بهای تاریخی است. لذا سود مشمول مالیات کمتر بوده و مالیات نیز کمتر پرداخت می شود. لذا برای رسیدن به قیمت های جاری، از ارزش های جاری استفاده می کنند. انتخاب بین روش های مختلف ارزش های جاریمشکل است. تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد که انتخاب یکی از روش های ارزش های جاری بر اساس ضابطه سودمندی و یا عملی بودن هزینه،كمتر امكان پذير است. یکی از این روش ها، ارزش جایگزینی می باشد که به نظر می رسد دارای سودمندی بیشتری است. البته مسئله هزینه و مخارج بالای تهیه ي  چنین اطلاعاتی، سودمندی اطلاعات تهیه شده را خنثی می کند.

نرم افزار حسابداری پارمیس تولید کننده نرم افزارهای مالی و حسابداری با نسخه های فروشگاهی ، شرکتی ، تولیدی و تولیدی – شرکتی می باشد که امکانات مورد نیاز مشتریان را در اختیار آنان قرار می دهد . امکان جدیدی که برای واحدها ، اصناف و حتی کاربران خانگی فراهم نموده است امکان استفاده از نسخه رایگان نرم افزار حسابداری پارمیس می باشد ، که تمامی  امکانات نسخه پایه نرم افزار حسابداری پارمیس را در اختیار شما قرار می دهد.

 

 

منتشر شده در مقالات
صفحه2 از2
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس