صورت سود و زیاد جامع

این نوع از صورت مالی نشاندهنده تغییرات افزایشی یا کاهشی ناشی از درآمدها و هزینه ها اعم از تحقق یافته یا نیافته در طی دوره مالی است.صورت سود و زیان جامع، شامل کلیه درآمدها و هزینه های شناسایی شده در دوره مالی است که قابل انتساب به صاحبان سرمایه است و آنها را به تفکیک اجزای تشکیل دهنده نشان می دهد به همین دلیل این صورت مالی را جزء صورتهای اساسی مالی می دانند.

 

میتوان گفت این گزارش تغییرات تمامی اقلامی که حقوق صاحبان سرمایه به غیر از آورده و ستانده صاحبان سرمایه را نشان می دهد . صورت سود و زیان جامع دارای مواردی است که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

 

الف) سود یا زیان خالص دوره طبق صورت سود یا زیان

ب) سایر درآمدها و هزینه‌های شناسایی شده به تفکیک

 

صورت گردش وجوه نقد

یکی دیگر از صورتهای اساسی مهم، صورت گردش وجوه نقد است که خلاصه جریانات در طول دوره زمانی مشخص که در نتیجه عملیات، سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های تامین مالی است را به‌ صورت مجزا بیان می‌کند. در حقیقت این گزارش مالی بیان می‌کند که چه مقدار وجه نقد بابت فعالیت‌های شرکت در سیکل مالی آن، وارد یا خارج شده است. گزارشی که بدست می آید می تواند تعیین کننده ادامه و ماندگاری در آن فعالیت یا افزایش سرمایه گذاری باشد.

 

همچنین از این صورت مالی اساسی به دلیل ایجاد جریان های نقدی در آینده میتوان گزارش هایی مبنی بر اطلاعات مالی درباره وضعیت شرکت، عملکرد مالی شرکت و همچنین نقدینگی آن برای پرداخت بدهی ها و انعطاف پذیری شرکت بدست آورد.

 

تجزیه و تحلیل صورت جریان وجوه نقد

 

بررسی های انجام شده بر روی صورت جریان وجوه نقد میتوان نتایجی را استنباط کرد که عبارت است از:

  1. داخلی یا خارجی بودن منابع تامین مالی عملیات تجار شرکت
  2. توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های خود
  3. توانایی شرکت در پرداخت سود به سهامداران
  4. انعطاف پذیری شرکت در زمینه تامین مالی عملیات تجاری یا تولیدی خود

 

 

تجزیه و تحلیل صورت جریان وجوه نقد | 4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

 

چه منابعی برای جریانات نقدی شرکت قابل شناسایی هستند؟

جریان نقدی عملیاتی: این جریانات نقدی ناشی از فعالیتهای اصلی شرکت و درآمد ایجاد شده توسط آنها است. جریان نقدی عملیاتی در اثر فعالیت های عملیاتی شرک و اثرات نقدی مبادلات و رویدادهای اقتصادی است که در تعیین سود عملیاتی لحاظ می شوند.

 

جریان نقدی سرمایه گذاری: فعالیت های سرمایه گذاری مانند اعطای وام و وصول اقساط آن، خرید و فروش داراییهای ثابت که انتظار می رود برای شرکت درآمد ایجاد کنند و خرید و فروش اوراق بهادار جریان نقدی سرمایه گذاری را ایجاد می کنند.

 

جریان نقدی مالی: این جریان نقدی در اثر فعالیت هایی همچون تامین مالی شامل استراض وجه نقد از اعتبار دهندگان و بازپرداخت مبلغ استقراض شده و دریافت منبع از مالکان و بازگشت سرمایه گذاری آنها است.

 

یادداشت های توضیحی (پیوست) و صورت گزارش ویژه سهامداران

اغلب صورتهای مالی دارای اطلاعاتی بیشتر از ترازنامه، صورت سود و زیان و جریان وجوه نقد داند که در قالب گزارش های  مالی که در بالا ذکر شد نمی گنجد بنابراین در بخشی از صورتهای مالی یادداشت های پیوست برای ارائه اطلاعات اضافی آورده می شود.

 

اطلاعات یادداشت های ضمیمه میتواند شامل خط مشی شرکت، روشهای حسابداری، روش استهلاک، اطلاعات ذخیره ترازنامه، انواع داراییهای اجاره ای و ... در این یادداشت ها ذخیره می گردد.

 

نکته: درست و یا نادرست بودن اطلاعات صورتهای مالی و توجیه آنها از وظایف یادداشت های ضمیمه نمی باشد.

 

صورت گزارش ویژه سهامداران نوع دیگری از گزارشات مالی محسوب می شود که ترازنامه را به صورت سود و زیان متصل می کند و تغییرات حساب حقوق صاحبان سهام را بیشتر مورد ارزیابی و تحلیل قرار می دهد. اطلاعاتی که میتوان از این نوع از صورت مالی گرفت عبارت از تعداد سهام صادر شده، عملیات سهام و بازخرید سهام است.

منتشر شده در مقالات
چهارشنبه, 27 مرداد 1395 10:11

مدیریت مالی صورت هاي مالي مبنا

 صورت مالي چيست؟ چه چيزي را نشان مي دهد ؟ چرا بايد به آن توجه كرد؟

يك واحد تجاري جدا از مالكان آن مي بايست اسناد مالي خود را حفظ كند .اين كار مستلزم وجود يك سري قوانين فدرال و ايالتي است . اما حتي اگر قوانين وجود نداشته باشد، حفظ اسناد، معقولانه به نظر مي رسد . شركتهاي تجاري كالاها و خدمات مهمي را براي اعضاي جامعه تأمين مي كنند . براي مردم شغل ايجاد مي كنند ، با مالياتي كه مي پردازند جاده ها بازسازي مي شود و پاركها و مدارس ساخته مي شوند و اين آرزوي تمام مردم است كه شركتهاي تجاري جامعة آنها موفق باشند .

صاحبان واحدهاي تجاري ريسك مي كنند . اگر هيچ كس تمايلي به خريد كالاها و خدمات آنها نداشته باشد ، چه اتفاقي مي افتد ؟

صاحب شركت براي شروع تجارت دقت و پول خود را صرف مي كند ، زميني را خريداري مي كند و يا ساختمان و تجهيزات را خريداري مي كند . افرادي را بر كار در شركت به كار مي گيرد و … وي تمام اين كارها را به اميد موفقيت در تجارت انجام مي دهد . و اگر در تجارت خود موفقيت كسب نكند ، ممكن است تمام پس انداز (سرمايه) خود را از دست دهد ، كاركنان او بايد به دنبال شغل بگردند و بدهي طلبكاران نيز پرداخت نشود .

اگرچه اطلاعات مالي ممكن است موفقيت يك شركت را تضمين نكند اما به صاحبان شركت كمك مي نمايد در تجارت تصميمات معقولانه اي اتخاذ نمايند . اين اطلاعات همچنين مي تواند به بانكها و يا طلبكاران كمك نمايد تا نسبت به پرداخت وام يا سرمايه گذاري ارزيابي بهتري داشته باشند و سازمان دارايي كشور نيز نسبت به جمع آوري صحيح ماليات علاقه مند مي باشد . بنابراين اطلاعات مالي با اهداف گوناگون تنظيم مي شوند . اطلاعات مالي به اشكال مختلف تدوين مي شوند اما مهمترين نوع آن به شكل صورتهاي مالي مي باشد . اطلاعات مالي مرتبط به هم به شكلي كه براي تصميم گيريهاي مهم شركت مفيد واقع شود ، در صورتهاي مالي جمع آوري مي شود . اگر اين كار ممكن نبود تمام فرآيند جمع آوري اطلاعات ، اتلاف وقت بود . اطلاعات بسيار زياد هم به همين ميزان بي فايده مي باشد . صورتهاي مالي حجم زيادي از معاملات را در رديفهاي كوچكتر خلاصه مي كنند . اطلاعات مالي بر آنكه مفيد واقع شوند مي بايست منظم و سازمان يافته باشند .

صورتهاي مالي مؤسسات تجاري :

الف) شامل ترازنامه ، صورت سود و زيان و اظهارنامه مالياتي مي باشند 

ب) اطلاعاتي در مورد ميزان سوددهي و وضعيت مالي شركت ارائه مي نمايد .

ج) اولين قدم در فرآيند حسابداري مي باشد .

د) با صرف هزينه اي توسط هيئت استانداردهاي حسابداري مالي تنظيم مي شود .

صورتهاي مالي عموماً فرم يكساني دارند و از قوانين يكساني پيروي مي كنند . اين مسأله ، تمام افراد را در يك زمينة كاري يكسان قرار مي دهد و مقايسة شركتهاي مختلف با يكديگر و يا ارزيابي عملكرد مالي مختلف يك شركت را ممكن مي سازد سه صورت مالي اصلي وجود دارد :

1ـ صورت درآمد

2ـ ترازنامه

3ـ صورت گردش نقدينگي

هر صورت مالي ، موضوع مخصوص به خود دارد . صورتهاي مالي مختلف با هم يك تصوير مالي جامع از شركت ، نتايج فعاليتهاي تجاري آن ، شرايط مالي آن و منابع و موارد استفادة نقدينگي را تشكيل مي دهند . ارزيابي عملكرد گذشته به مديران كمك مي نمايد تا استراتژيهاي موفقيت آميزي اتخاذ كنند ، هزينه اي غير ضروري را حذف كنند براي آينده بودجه مناسبي تعيين نمايند . مديراني كه مجهز به اين اطلاعات باشند قادرند تا به موقع تصميمات تجاري لازم را اتخاذ نمايند .

فرآيند حسابداري به طور خلاصه :

1ـ معاملات تجاري را ثبت و ضبط مي نمايد .

2ـ معاملات تجاري را در حسابهاي مناسب طبقه بندي مي كند .

3ـ اطلاعات مربوط به معاملات را در دفاتر حساب ثبت مي كند .

4ـ ترازهاي دفاتر حساب را خلاصه كرده و گزارش مربوط به آنها را در صورتهاي مالي ثبت مي نمايد .

پنج نوع حساب وجود دارد :

1ـ حساب سرمايه

2ـ حساب بدهي

3ـ حق سهام مالك (حق سهام سهامدار براي سرمايه گذاري در شركت)

4ـ حساب هزينه ها

تمام اين حسابها در يك سيستم حسابداري در يك جدول مربوط به حسابها ، ليست مي شوند . اين حسابها به ترتيب بالا قرار مي گيرند . اين جدول ها به ما كمك مي نمايد تا صورتهاي مالي را به وسيلة حسابهاي كاملاً منظم كه به همان ترتيب در صورتهاي مالي استفاده مي شوند ، تنظيم نماييم .

صورتهاي مالي :

ترازنامه ، تراز تمام سرمايه ها ، بدهيها و حقوق سهام سهامدار را نشان مي دهد.

صورت درآمد ، تراز تمام درآمدها و هزينه ها را نشان مي دهد .

ترازنامه و صورت درآمد مي بايست با يكديگر هم خواني داشته باشند تا با GAAP هماهنگ باشند صورتهاي مالي كه به صورت جداگانه ارائه مي شوند با GAAP سازگار نيستند . اين كار براي ارائه يك تصوير مالي حقيقي و كامل از شركت به كاربران صورتهاي مالي ضروري مي باشد .

تمامي حسابها در ترازنامه ها يا صورتهاي درآمد ، و نه در هر دو آنها ، استفاده مي شوند . تمامي حسابها تنها و تنها يك بار در صورتهاي مالي ثبت مي شوند . ترازنامه ، تراز حسابها در يك تاريخ مشخص را نشان مي دهد . صورتهاي مالي مجموع حسابهاي درآمد و هزينه را در طي يك دورة معين كه معمولاً يك سال مي باشد ، نشان مي دهد . صورت درآمد را مي توان براي هر دورة زماني تنظيم كرد و شركتها اغلب اين صورتها را به صورت ماهانه يا سه ماهه تهيه مي كنند .

در سازمانها اينطور معمول است كه صورتي از سود انباشته و يا حقوق سهام سهامدار تهيه مي كنند اما يكي از اين صورتها مورد نياز GAAP نمي باشد . اين صورتها ، يك نوع ارتباط ميان صورت درآمد و ترازنامه ايجاد مي كند . اين صورتها همچنين سبب هماهنگي ميان حقوق سهام سهامدار و سود انباشته از آغاز تا پايان مي شود .

صورت گردش نقدينگي , سومين صورت مالي مي باشد كه از طرف GAAP براي بررسي كامل خواسته مي شود . صورت گردش نقدينگي ميزان ورود و خروج نقدينگي را طي يك دوره زماني كه معمولاً يكسال مي باشد نشان مي دهد .

دورة زماني صورت گردش نقدينگي با دورة صورت درآمد منطبق مي باشد . در حقيقت ، ترازهاي حساب در صورت گردش نقدينگي استفاده نمي شوند . اين حسابها مورد تحليل قرار مي گيرند تا منبع (ورود نقدينگي) و استفاده (خروج نقدينگي) نقدينگي را در طول يك دوره تعيين نمايند .

سه نوع گردش نقدينگي وجود دارد :

1ـ جريانهاي نقدينگي عملياتي كه با فعاليتهاي عادي شركت ايجاد مي شوند .

2ـ جريانهاي نقدينگي سرمايه گذاري كه از طريق خريد / فروش سرمايه : ساختمان ، املاك غيرمنقول ، اوراق بهادار و تجهيزات ايجاد مي شوند .

3ـ جريانهاي نقدينگي تأمين مالي كه از محل سرمايه گذاران و يا سرمايه گذاريهاي بلندمدت ايجاد مي شوند .

كميسيون بورس و اوراق بهادار (SEC) از شركتها مي خواهد تا مطابق مقررات GAAP در تنظيم صورتهاي مالي خود عمل نمايند و اين بدان معناست كه شركتها اجازه ندادند هر چرا كه خواستند انجام دهند . حسابرسان شركتهاي مستقلي هستند كه توسط واحدهاي تجاري به كار گرفته مي شوند تا مشخص سازند كه آيا تمامي مقررات GAAP و حسابهاي مالي به درستي در صورتهاي مالي رعايت شده است يا خير .

معادله حسابداري :

شايد شنيده باشيد كه يك نفر در هنگام اشاره اسناد به حسابهاي شركت بگويد كه «حسابها تراز است .» اين اصطلاح به استفاده از يك سيستم دو جانبه در حسابداري اشاره دارد كه از دو ورودي برابر در دو يا چند حساب استفاده مي كند تا هر معاملة شركت را ثبت نمايد . از آنجايي كه مقادير دو حساب با هم برابر مي باشد ، ممكن است بگوييم كه معامله «تراز» مي باشد . مي توان اين شيوه را به دو كفة ترازو تشبيه كرد ، كه به جاي پاوند ، (وزن) ارزش اجناس را با دلار (وزن) ارزش اجناس را با دلار (قيمت آن) اندازه گيري مي نمايد .

حسابداري دو جانبه از يك قانون ساده پيروي مي كند كه معادله حسابداري ناميده مي شود . معادلة حسابداري واقعي به صورت زير است :

حقوق سهام مالكان +   تعهدات (بدهيها)  =   سرمايه

راه ديگري كه مي توان به آن نگاه كرد به صورت زير مي باشد :

چه كسي اين سرمايه ها را تأمين مالي مي كند = هر آنچه كه ما داريم

به خاطر داشته باشيد گفتيم كه هر معامله ، هم يك شی دو هم نحوه تأمين مالي آن را نشان مي دهد . در معادلة حسابداري ، سرمايه ها همان اشياء مي باشند كه در طرف چپ معادله قرار مي گيرند . بدهيها (تعهدات) نمايانگر قرض و طلب ميباشند .حقوق سهام سهامدر نشان دهندة ، سرمايه گزاريهاي سهامداران ارزش خالص مازاد و درآمد انباشته حاصل از فعاليتهاي تجاري آتي مي باشد .

در معادلة حسابداري از اعداد رياضي استفاده مي شود و تنها مستلزم جمع و منها مي باشد . در حقيقت ، تقريباً تمام عملياتي كه شما در اين رشته استفاده مي كنيد همين رياضيات معمولي مي باشد . گاهي اوقات از ضرب و تقسيم هم استفاده مي شود اما تمام عملیات مربوط به حسابها ، از طريق جمع و تفريق محاسبه مي شود .

اگر هر معامله اي كه انجام مي شود به صورت يك آرتيكل تراز در دفاتر ثبت شود ، دفاتر نيز به صورت تراز باقي مي مانند .

عموماً سه نوع معامله و آرتيكل وجود دارد :

1ـ اتفاقات عملياتي عادي و روزانه ، بالغ بر 99 درصد تعاملات را تشكيل مي دهد .

2ـ رويدادهاي موضعي كه شامل معاملات مهم سرمايه ها ، تعهدات و حقوق سهام سهامداران مي باشد .

3ـ تطبيق و تبين حسابها ، كه براي تهية صورتها و تبين دفاتر در پايان سال به كار مي رود .

معادلة حسابداري را مي توان به 3 روش بيان كرد .

1ـ حقوق سهامدارن     +  تعهدات     =  سرمايه 

2ـ حقوق سهامدارن      ـ    سرمايه ها =  تعهدات

3ـ تعهدات             ـ    سرمايه ها   =  حقوق سهامداران

اگر شما دو تا از اين مقادير را داشته باشيد مي توانید مقدار سوم را محاسبه كنيد .تست سريع عملاً اين معادلات را حل مي كند .

حقوق سهامدار   +      تعهدات =    سرمايه

مشاهده مي كنيم كه معادلة حسابداري در ساختار ترازنامه ، منعكس مي شود . توجه داشته باشيد كه ارزش سرماية نهايي با مجموع تعهدات نهايي و سهم سهامداران ، برابر مي باشد .

حسابها و طرح حسابها (فهرست) :

يك حساب سندي است كه براي خلاصه سازي افزايش و يا كاهش سرمايه و يا تعهدات درآمد يا هزينه و يا حقوق سهام سهامداران به كار مي رود . حسابها معمولاً عناوين ساده و رايجي نظير : نقدينگي ، حسابهاي پرداختي ، ليست فروش و موجودي مي باشد . اينها اصطلاحات ساده و توصيفي مي باشند كه زير بسياري از معاملات قابل ثبت مي باشند .

حسابها در فهرست حسابها ، تدوين مي شوند . فهرست حسابها يك ليست ساده از عناوين حسابها مي باشد كه به ترتيب ذيل قرار مي گيرند : سرمايه‌ ها ، تعهدات ، حقوق سهام سهامداران ، درآمد و هزينه ها .تنظيم حسابها با ترتيب درست ، تهيه صورتهاي مالي و ثبت معاملات را تسهيل مي نمايد . 

منتشر شده در مقالات

 تاریخچه حسابداری ارزش‌های منصفانه

سیستم حسابداری مرسوم به نفع استفاده از مقادیر که در آن عناصر صورت‌های مالی را در تاریخ اولیه خود اندازه‌گیری نماییم به عنوان بهاء تمام شده تاریخی مطرح می‌باشند که در این سیستم حسابداری هزینه‌های تاریخی دارای برخی مزایا شامل عینیت و قطعیت شواهد در وهله اول می باشند.طلبکاران متأسفانه هزینه‌های تاریخی ویژگی مناسب و مربوط به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی را به زوال می‌برند زیرا تابع تصمیم‌گیری‌های گذشته‌نگر حسابداری که از نقطه‌نظر تاریخی صورت پذیرفته و داده‌های آن فاقد ارزش است می‌باشد ولیکن بخاطر پاسداشت از حسابداری بهاء تمام شده تاریخی صورت پذیرفته است. و این به عنوان یک واکنش در مقابل آن دسته از واحدهای سازمانی صورت می‌پذیرد که در مقابل معایب استانداردهای بهاء تمام شده از ویژگی‌های اندازه‌گیری براساس اطلاعات بازار و به تبع آن براساس آن موضوعات برای تهیه صورت‌های مالی توسط نهادها و سازمان‌های مسئول است. 

ارزش منصفانه به عنوان مفیدترین و مهمترین ویژگی‌های بازار در نظر گرفته می‌شود تا آن که اندازه‌گیری‌های مالی و توانگری آن نگرانی وجود نداشته باشد. زمینه‌های اقتصادی درخصوص ادعای مذکور را می‌توان در بررسی‌های بیتی و همکاران (1996) و یا هیتون و همکاران (2009) گردید با این حال ما باید در اذهان خود به این نتیجه برسیم که ارزش‌های منصفانه نوش دارو نیست و پایگاه‌های اندازه‌گیری رویدادها نیز می‌باید دارای ویژگی‌های مطلوب باشند (بارت 2006) بطوریکه شاید ارزش‌های منصفانه به عنوان یک راه حل مناسب و اولویت‌دار در قبال پایان دادن به مناقشه انتخاب قابلیت اطمینان‌دهی و یا ارتباط (مربوط بودن) اطلاعات است که این امر به علت ماهیت دو ویژگی مذکور و متفاوت از اطلاعت حسابداری شاید هرگز به پایان نرسد.

طرح مفهوم بکارگیری ارزش‌های منصفانه در مفاهیم حسابداری و تجزیه و تحلیل عمده نسبت به ان برای اولین بار در سال 2001 توسط Nobds مطرح شد و پس از آن Plantin و همکاران (2005) و پنمن (2006) اقدام به توصیف‌های اضافی در نمایش مفاهیم عمیق و منفی از ارزش‌های حسابداری و اندازه‌گیری آن مطرح نمودند. در سطح مفهومی (بدنبال آن‌هان نهادهای IASB و FASB) عنوان نمودند که حسابداری ارزش‌های منصفانه قرار است به تولید اطلاعاتی با درجه‌ای بالاتر و سطحی مناسب‌تر از سودمندی اطلاعات برای تصمیم‌گیری و در نتیجه ارتباط داده‌های حسابداری و نتایج ارائه اطلاعات مفید برای سهامداران و سرمایه‌گذاران است و به عنوان یک نتیجه از مفهوم مذکور سرمایه‌گذاران برای تحصیل یک دیدگاه ارزشمندتر از خوب بودن وضعیت سازمان اقدام به استفاده از این اطلاعات می‌نمایند اما از طرفی دیگر اضافه نمودن و یا تغییر در ارزش دارایی‌ها برای استفاده‌کننده انگیزه‌هایی را برای کاهش اعتبار گزارشگری‌های مالی را افزایش می‌دهد. بطوریکه اگر ارزش منصفانه بتواند معیار صحیحی برای ارزش گذاری به استفاده‌ کننده ارائه نماید عملاً نقش بی‌طرفی خود را از دست داده است بطوریکه اگر تغییرات قیمت در بازار شدید باشد اندازه‌گیری ارزش منصفانه را صرفاً می‌توان براساس برداشت‌ها و قضاوت‌های ذهنی و مفروضات آن برآورد و تعیین نمود که این موضوع در نهایت می‌تواند به عنوان یک ابزاری تحت عنوان جعبه سیاه برای تعیین میزان درآمد و سودآوری بنگاه در اختیار مدیریت قرار گیرد که در هر زمان قابل دستکاری و تغییر است. بنابراین مخالفان استفاده از ارزش‌های منصفانه بر این باورند که ارزش گذاری رویدادهای مالی براساس ارزش‌های منصفانه و جاری باعث ایجاد سرعت در بحران مالی شده است و با تأثیرگذاری بر اطلاعات مالی شرکت‌ها عملاً وضعیت آن‌ها را وخیم‌تر کرد بطوریکه انتقاد نسبت به این فرآیند گزارشگری عملاً از بخش بانکداری شروع گردید بطوریکه رئیس انجمن بانکداران امریکا (2008) عنوان نمود مشکلات موجود در بازارهای مالی امروز را که ناشی از عوامل مختلف می‌باشد می‌توان تا حدودی شناسایی نمود بطوریکه یکی از عوامل کلیدی ناشی از آن که منجر به تشدید این بحران شده است به رسمیت شناختن حسابداری ارزش‌های منصفانه است.

اعتراض اصلی به ارزش‌های منصفانه توسط مارتین سالیوان مدیر اجرایی شرکت AIG صورت گرفت که عنوان نمود حسابداری ارزش‌های منصفانه عواقب ناخواسته‌ای را به همراه داشته است و درخواست تعلیق و حذف آن در روزنامه تایمز مالی 2008 احتمالاً به عنوان قوی‌ترین مخالف حسابداری ارزش‌های منصفانه مطرح گردید. که حسابداری ارزش منصفانه به علت اصلی کاهش بی‌سابقه در ارزش دارایی‌های ثبت شده در دفاتر مالی بوده است و این امر منجربه افزایش بی‌ثباتی در وضعیت مؤسسات مالی و در نهایت ایجاد بدترین بحران اقتصادی در ایالات متحده و به تبع آن رکود اقتصادی گردید علاوه بر این او معتقد است که حسابداری ارزش‌های منصفانه طرفدار بازی دوچرخه سواری (شناور بودن قیمت‌ها) است و باید کنار گذاشته شود و یا اینکه حداقل به میزان قابل توجهی در تغییرات آن اطمینان‌بخشی صورت پذیرد بطوریکه صورت‌های مالی و گزارشگری درخصوص وضعیت سازمان بیانگر افشاء عملکرد واقعی باشد نه اینکه به صرف میزان درآمدزایی کاملاً بیان‌کننده قدرت واحد تجاری در صورت سود و زیان تلقی شود.

اما بانک ایالات فدرال رزرو امریکا بن برنانکی گفت نیاز به علامت‌گذاری دارایی در ایجاد انگیزه‌سازی آتش فروش و قیمت یک دور باطل است. اعتقاد بر این است که بکارگیری ارزش منصفانه گسترش مجدد در سیستم بانکی منجر به شکست مجدد خواهد شد و تأثیرات عدیده‌ای بر اقتصاد واقعی را به همراه داشته باشد. برخی دیگر از محققان اندازه‌گیری ارزش منصفانه را به این علت مورد انتقاد قرار می‌دهند که نقطه تناقض در اندازه‌گیری صورت‌های مالی دارد بطوریکه پس از تهیه صورت‌های مالی مجدداً ارزش‌ها دچار تغییر شده‌اند. بطوریکه چنانچه بکارگیری ترکیبی از معیارهای اندازه‌گیری در پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان‌ها وجود داشته باشد عملاً استفاده‌کننده قادر به قضاوت درخصوص اینکه چه میزان از این تعییرات در اثر بکارگیری وجوه و منابع سازمان صورت گرفته و چه میزان ناشی از تصمیم‌گیری مدیریت در بکارگیری پول و دارایی‌های مربوط می‌باشد، نمی‌باشند و بر همین اساس اشاره می‌دارند برای رفع این معضل هم می‌توان 2گونه صورت‌های مالی ناشی از این معیارهای اندازه‌گیری را تهیه و بکار گرفت.

از سوی دیگر نقطه‌نظرات دیگری درخصوص بکارگیری و حمایت از ارزش منصفانه وجود دارد Rummell (2008) معتقد بود که منتقدان به علت و نتیجه بکارگیری ارزش منصفانه را اشتباه گرفته‌اند. بانک‌ها می‌توانند با نصب یک سیستم نرم‌افزاری منجر به قادر باشند با افزایش در اتلاف وام‌های خود آگاهی یابند و براساس آن بکارگیری استاندارد ارزش منصفانه این موضوع کاملاً پیش‌بینی شود. بنابراین از آنجا که توسعه اخیر در فرآیندهای استانداردگذاری و اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه منجر به گزارشگری مالی فراگیر شده است. عملاً منجر به تغییر بی‌سابقه در محتوای اهمیت و سودمندی اطلاعات درخصوص عملکرد مالی سازمان‌ها شده است. ادراک حسابداری از پدیده‌های اقتصادی و آینده اقتصاد در مسیر تحول در صورت‌های مالی و فرآیند ممیزی صورت‌های مالی واحدهای مورد رسیدگی است. بنابراین استفاده از مفاهیم سود و زیان‌های تحقق نیافته ئر نتیجه تغییر در بکارگیری ارزش منصفانه این مفهوم را می‌رساند که سود سهام تحصیلی ممکن است قبل از تحصیل وجه نقد بین سهامداران پرداخت شود که این خود خطراتی برای واحد تجاری را افشاء و گزارش خواهد نمود بنابراین وجود قضاوت و ذهنیت در هر حال فضا را برای امکان دستکاری و تغییر در مبلغ درآمد را برای مدیریت باز خواهد نمود. در حالیکه ارزش عادلانه می‌تواند بدلیل وجود خطای ذاتی غیرقابل اعتماد بودن در اندازه‌گیری تبعاتی را برای استفاده‌کننده از اطلاعات به همراه داشته باشد. بر همین اساس دستیابی به مدلی که در آن مفروضات مذکور پیش‌بینی شده باشد مشکل این مهم را تا حدودی رفع خواهد نمود. بدین‌ترتیب توابع حسابداری می‌توانند در صورت وجود خطای اندازه‌گیری و ارزشگذاری نقض شوند.

با این حال حسابداری به عنوان یک ابزار مهم انتقال اطلاعات اقتصادی برای افراد فعال در محیط اقتصادی مهیا و شناخته شده است بنابراین صدور احکام درخصوص نقش ارزش‌های منصفانه در ایجاد بحران مالی و تداوم آن می‌بایست بصورت صحیح از دیدگاه اقتصادی و نظریه‌ پردازان مورد بررسی قرار گیرد تا امکان اظهار نظر صحیح و کامل درخصوص مشکلات رویه فعلی شناسایی لازم صورت پذیرد.

بر همین اساس نگرانی‌های اصلی موجود در این ارتباط مبنی بر نگرانی در بکارگیری ارزش‌های منصفانه به شرح زیر است:

الف) سود تحقق نیافته:

ارزیابی مجدد دارایی‌ها و بدهی در یک تاریخ تعادل خود را در شناسایی ماب‌التفاوت ارزش شناسایی شده تحت سود شناسایی بعنوان سود تحقق نیافته ایجاد خواهد نمود و چنانچه سود تحقق نیافته بین سهامداران توزیع شود. عملاً خط ابتلای سازمان به توزیع نامناسب سود و توزیع سود تحقق نیافته را در سود قابل توزیعی شرکت (EPS) مورد سؤال قرار داد و عملاً این موضوع منجر به افزایش حساب در توسعه سازمان خواهد شد.

ب) قابلیت اطمینان و اندازه‌گیری:

ارزش‌های منصفانه منعکس کننده ارزش‌های فرضی منصفانه است که ناشی از شرایط و موقعیت آن دارایی در سطح بازار است. بر همین اساس در بسیاری از موارد باید شرایط بصورت صحیح و مناسب در برآورد ارزش منصفانه بکار گرفته شود. قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه اطمینان‌بخشی سود قابل تحصیل (EPS) را کم خواهد نمود بطوریکه در صورت وجود بازار غیر کارآ و غیرنقدی استفاده از این مدل برای ارزشگذاری دارایی‌ها امری اشتباه می‌باشد و می‌تواند به جای موفقیت سازمان نتیجه شکست دربر داشته باشد.

ج) ارتباط اندازه‌گیری:

شک و تردید در مورد مربوط بودن معیار اندازه‌گیری برای برخی همواره وجود دارد و وجود هم خواهد داشت بطوریکه اطلاعات مندرج در صورت سود و زیان و سودمندی درآمد خالص به عنوان یک اقدام عملکردی در پایگاه داده‌های اندازه‌گیری منجر به ایجاد تعادل و اطمینان‌بخشی بیشتر در ارزشگذاری خواهد شد.

 

د) رفتار غیرمطلوب (پایین‌تر از سطح مطلوب):

عقیده واقعی بر این است که بکارگیری ارزش‌های بازار در حسابداری ارزش‌های منصفانه به جای حسابداری سنتی بهاء تمام شده تاریخی عملاً به شناسایی سود بیشتر منجر خواهد شد و مدیریت ممکن است به منظور دستیابی به اهداف خود به صورت انتخاب‌های گزینشی ارزشگذاری مربوط را بکار گیرد. برخی بر این عقیده هستند که رفتارهای غیراستاندارد شرکت‌ها ممکن است بازارها را تحت تأثیر قرار دهد و این خطر در ابتلاء‌سازی اقتصاد و منجر به نظام‌مند نمودن بازار در سطح کل با این رفتارهای غیراستاندارد گردد. این در حالی است که بکارگیری ارزش‌های منصفانه در اندازه‌گیری رویدادها در این شرایط مالی باعث افزایش اطلاعات غیرواقعی و در نهایت منجر به کاهش شفافیت در سطح صورت‌های مالی خواهد شد.

3. ویژگی‌های اقتصادی قیمت بازار و ارزش منصفانه:

1-3- مفهوم اقتصادی و حسابداری درآمد:

در ابتدا جهت تبیین موضوع ما رابطه متقابل بین سرمایه و درآمد مورد بررسی قرار می‌دهیم بطوریکه اقتصاددانان ایروینگ فیشر (1906 و 1930) ادعا کرد که ارزش سرمایه برابر است با ارزش درآمدب شرکت در آینده است و نرخ بهره را بعنوان تابعی در برآورد و پل ارتباطی درآمد و سرمایه تفسیر و تبیین می‌کنند. در نظریه‌های اقتصاد مدرن تعریف درآمد (سود) بعنوان خالص افزایش در ارزش دارایی‌های شرکت تعریف می‌شود بطوریکه اگر مقدار سرمایه در پایان دوره نسبت به ابتدای دوره افزایش یابد در نهایت بیان می‌شود که سود برای شرکت تحصیل شده است. بر همین اساس سود اقتصادی نشان‌دهنده افزایش در ثروت سهامداران تعریف می‌شود.

در تئوری‌های حسابداری تلاش به ارائه یک مفهوم جهت تعریف درآمد با توجه به مفاهیم اقتصادی و ویژگی‌های کسب و کار بعنوان یک طرف پارامتر و از طرف دیگر عملیاتی که از عمل در سودی دیگر صورت می‌پذیرد تعریف می‌شود. اولین تلاش صورت گرفته در این ارتباط توسط ادوارد و بل در سال‌های 1961 و چمبرز در سال 1966 و 1974 بدین مفهوم درآمد تعریف گردید که درآمد عبارتست از وجه نقد جاری تحصیل ناشی از عملکرد واحد تجاری عنوان شد. بر همین اساس مدل مذکور با استفاده از یک معیار تنها جهت اندازه‌گیری درآمد استفاده شده است. به همین دلیل ارزیابی توانایی یک واحد تجاری برای تعامل با روابط سایر عوامل بازار معادل وجه نقد جاری تحصیلی است که منجر به افزایش زیر تعریف می‌گردد.

 

ارتباط درآمد و سرمایه (مدل فیشر)

بدین‌ترتیب راه‌کار عمل در این ارتباط مدلسازی و تفکیک صحیح سود تحقق نیافته می‌باشد. بدین‌ترتیب استفاده از یک مبنای یکسان و یکنواخت در مفاهیم ارزشگذاری و اندازه‌گیری‌ها بهترین پیامد را درخصوص بکارگیری صحیح ارزش منصفانه دربر خواهد داشت و بنابراین همراهی با بکارگیری صحیح روش نگهداری اطلاعات و رویدادهای مالی پیامدهای قابل توجهی را برای سودمندی اطلاعات حسابداری در تصمیم‌گیری‌های مالی و عملکردی دربر خواهد داشت و این زمانی تحقق خواهد یافت که همه ما با احترام به شروط تعریف شده برای اندازه‌گیری و محاسبه درآمد حسابداری که دارای ویزگی‌های مشابهی با درآمد اقتصادی آن را تعریف و بکار بگیرید چرا که سود اقتصادی بیان نتیجه واقعی عملکرد سازمان است بطوریکه آیا سازمان قادر به حفظ پتانسیل‌های سود خود موفق بوده است در مفاهیم اقتصادی نگهداری پایه تعریف درآمد از محل سرمایه (تغییرات سرمایه) موضوعی اجتناب‌ناپذیر است و این مفهوم می‌تواند بعنوان یک نقطه آغازین در تعریف تحقق درآمد در مفاهیم حسابداری می‌‌باشد قبل از آنکه اقدام به تغییر پایه و یا تغییر مفاهیم آن داشته باشیم.

2-3- ارزش منصفانه و ویژگی اقتصادی آن:

بطور سنتی درآمد براساس مفاهیم نگهداری پول و سرمایه‌های مالی تعریف و مورد استفاده قرار می‌گیرد. مدل هزینه‌های تاریخی معمولی بعنوان پایه اولیه در بررسی این مفهوم بکار گرفته می‌شود چرا که در مقدمه تعریف ارزش منصفانه بیانگر تغییر ادراک و تغییر در محتوای مفهوم درآمد حسابداری سنتی است. با این وجود ارزشگذاری روش ارزش منصفانه عملاً منجر به عنوان یک خدمت به نظریه‌پردازان حسابداری حداقل در سطح مفاهیم نظر می‌گردیده است بر همین اساس ریچارد در سال 2002 نشان داد یک سطح از بکارگیری ارزش منصفانه در رویدادهای مالی را پس از گذشت یک قرن از مفاهیم حسابداری بطوریکه تعداد نظریه حسابداری ارزش منصفانه را در 20 تا 30 سال پیش مطرح نمود.

اگرچه در گذشته نیز تئوری متن‌های حسابداری از جمله Macneal (1939) اندازه‌گیری عناصر حسابداری را بعنوان یک ارزش اقتصادی مطرح نمود و او مفهوم درآمد اقتصادی را مازاد ارزش سرمایه در پایان دوره نسبت به اول دوره تعریف نمود. او همچنین ترجیح داد که با استفاده از ارزش بازار برای اندازه‌گیری رویدادها استفاده نمود ولیکن او سود حاصله را بصورت کامل و بدون تفکیک سود تحقق یافته و سود تحقق نیافته تعریف نمود. او همه تغییرات در ارزش دارایی‌ها و بدهی‌ها را در سود و زیان طبقه‌بندی نمود و مطابق رویکرد مفهوم درآمد مربوط به مفهوم نگهداری سرمایه فیزیکی مطرح نمود. به هر حال او بیان می‌دارد که ارزش‌های بازار منتج از عرضه و تقاضای بازار است او خواستار اندازه‌گیری رویدادها به عنوان ارزش‌های اقتصادی بود و قدرت برابری کالا با پول را بعنوان ارزش اقتصادی هر چیز عنوان نمود و معیار پول اندازه‌گیری می‌شود که در نهایت به قمیت بازار آن رویداد است.

ارزش منصفانه، قیمت فرضی بازار است و نقطه شروع برای محاسبه و بکارگیری ارزش‌های بازار است چرا که بازا منتج شده از تعاملات انسان‌هایی است که در آن انتقال اطلاعات براساس قیمت‌ها تعیین و صورت می‌پذیرد و از نقطه‌نظر اقتصادی قیمت بازار محل تلاقی نگرش خریداران و فروشندگان پس از بازدید خریداران از مغازه فروشندگان و رؤیت کالا صورت می‌پذیرد و از طرف دیگر بازار تنها داروی واقعی برای تعیین ارزش‌های قیمت می‌باشد.

اگرچه برخی معتقدند که قیمت‌های بازار می‌توانند در مواردی به قیمت‌های بالاتر بیش از حد یا کمتر از واقع قیمت‌گذاری شوند و این موضوع تنها دلیلی است که آن‌ها در عدم اتکا به این مدل ارزشگذاری و به دفاع از عمل خود ادامه می‌دهند. این در حالی است که امروزه واحدها پولی مختلفی در بازار وجود دارند که ماهیت قیمت‌گذاری و ارزشگذاری آن‌ها کاملاً متفاوت است. بنابراین با این وجود در تناسب ارزهای مختلف قیمت کالاها و خدمات ارائه شده همواره در نوسان می‌باشد.

بنابراین هیچ چیز ثابتی در شرایط بازار وجود ندارد. بنابراین همانگونه که میزس می‌گوید قیمت‌های واقعی بازار در علم اقتصاد وقایع و حقایق هستند همانگونه یک فیزیکدان خواستار استقرار مقدار وزن مس در دنیای واقعیت است. حوادث تاریخی بیان‌کننده آن چیزی است که برای یکبار و در یک لحظه مشحص اتفاق می‌افتد و در یک شرایط قطعی صورت می‌پذیرد. در حالیکه صرفاً گروه کمی از مخالفین این نظریه قادر به درک تغییرات بازار نبوده‌اند و آن‌ها این شیوه ارزیابی را مختص گروه‌های مشهود تلقی می‌نمایند اما اقتصاددانان با بی‌اعتنایی به این اظهار نظرهای مذکور با بیان اینکه نباید ک واقعیت را فراموش نمود که نابرابر ذاتی و اکتسابی بین همه انسان‌ها با توجه به شرایط زیست محیطی آن‌ها وجود دارد بنابراین از نظریه‌های خود دفاع نمودند.

هر فرد، هر انسان و فعال اقتصادی بگونه‌ای در بازار خرید و فروش در قیمت‌گذاری بازار نقش دارد و تأثیر او بر قیمت‌گذاری ذر بازار بستگی به میزان سهم در بازار او و اندازه بازار دارد. بطوریکه چنانچه اندازه بازار خاص و کوچک باشد فرد قدرت کافی برای تعیین قیمت دارد و قادر به نفوذ و تعیین قیمت در بازار است. شرکت‌کنندگان در بازار که به نام قیمت‌ساز بازار تعریف می‌شوند و خریداران و سایر شرکت‌کنندگان غیرمؤثر بر بازار را قیمت‌گیرنده بازار می‌نامند.

بدین‌ترتیب با توجه به تعاریف مذکور می‌توانیم در ساخت مدل ارزیابی از قیمت‌گذاری واقعی براساس ارزش واقعی بازار مبادله استفاده کنیم زیرا که نحوه و مدل ارزشگذاری توسط افراد بصورت قصاوتی است و نتایج مختلفی را دربرخواهد داشت. ما می‌توانیم قیمت بازار را بعنوان یک مفهوم همانند مفهوم مشابه حسابداری اقتصادی بعنوان مفهوم ارزش منصفانه تبیین نماییم و سپس درآمد ارزش مصفانه را به عنوان تقریبی از درآمد اقتصادی محاسبه و تبیین نماییم. زیرا ارزش منصفانه یک مدل ارزشگذاری بازار است و قیمت‌ها در بازار همیشه شامل انتظار از معادله‌گران بازار در مورد عرضه و تقاضا حسب یک شرایط اقتصادی خوب است. برهمین اساس قیمت در شرایط فعلی براساس مدل‌های تنزیل شده قابل تبدیل به ارزش‌های آتی می‌باشد بنابراین مدل ارزش منصفانه یک مدل آینده‌گرا می‌باشدکه حسابداری بهاء تمام شده تاریخی شده تاریخی به علت عدم این ویژگی از آن رنج می‌برد.

4. بررسی مسائل مربوط به ارزش منصفانه در جریان بحران مالی:

1-4- سود تحقق نیافته و فرسایش سرمایه:

تغییرات در ارزش منصفانه دارایی‌ها و بدهی‌ها به عنوان سود و زیان به رسمیت شناخته شده است و حسب شرایط تحقق این بخش از سود و زیان به سود و زیان تحقق یافته در فرآیندهای گزارشگری تبدیل شده است بنابراین تغییر ارزش‌های منصفانه تنها دنبال انتظار در تحقق تفاوت ارزش دارایی و بدهی‌ها تحت عنوان سود و زیان می‌باشد که این امر تابع و مشروط به عوامل بسیاری است از جمله در جدوال: 1.تصمیم‌گیری مدیریت، 2. انحلال موقعیت، 3. ثبات یا بی‌ثباتی در بازار. در بی‌ثباتی قیمت‌ها باید آگاه باشیم نسبت به توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود تحقق نیافته.

این مدل ممکن است خطر فرسایش‌پذیری را ناشی از توزیع سود تحقق نیافته بدنبال داشته باشد بنابراین توابع حسابداری می‌بایست مانع از توزیع سود تحقق نیافته بصورت ناخواسته باشند و گزارشگری مالی باید فقط به کاربران و تصمیم‌گیران اطلاع دهد که چه میزان سود بین سهامداران تقسیم کنند که باعث فرسایش سرمایه واحد تجاری نگردد و یا شاید این موضوع در صورتی که ایجادکننده محدودیت قانونی برای بنگاه‌ها باشد مؤثر عمل خواهد نمود و منتقدان ارزش منصفانه بر این باروند که مدل هزینه‌های تاریخی بهاء تمام شده و یا مدل هزینه استهلاک می‌باید چنانچه بوسیله مدل ارزش‌های منصفانه جایگزین شوند باعث فرسایش سرمایه بنگاه‌ها خواهد شد. در حالیکه در مدل‌های قبلی این عمل رخ نخواهد داد چرا که حسابداری بهاء تمام شده تاریخی مشوقی برای دستاوردهای تجاری بنگاه‌ها با نگهداشت سرمایه واقعی خواهد بود و صرفاً در زمان فروش دارایی که فعل اقتصادی قابل مشاهده صورت می‌پذیرد اقدام به شناسایی سود خواهد نمود زیرا چنانچه این وجوه قابل تخصیص در ارزش منصفانه مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری و منجر به کسب سود گردد عملاً سودآوری شرکت را در مقایسه با مدل ارزش منصفانه بیشتر خواهد نمود و بر همین اساس است که همواره عده‌ای خواستار استفاده از مدل بهاء تمام شده تاریخی در ارزشگذاری رویدادها و گزارشگری اطلاعات مالی می‌باشند.

علاوه بر این بازگشت مجدد به مدل بهاء تمام شده تاریخی مشکلات قدیمی را به همراه خواهد داشت و وضعیت بحران مالی جهان را بدتر از زمان فعلی خواهد کرد. اگرچه استدلالات انجام شده همواره در مجموع به نفع بکارگیری ارزش منصفانه است تا جائیکه باعث توزیع سود تحقق نیافته نگردد و این بدین معنی نیست همه چیز و موضوعات مطروحه در این مدل کاملاً صحیح است بر همین اساس تجدید نظر در مفهوم سود تحقق نیافته و توزیع‌پذیری آن برای برخی از اهداف مطروحه کاملاً توجیه‌پذیر است. مقررات بانک‌ها و سایر مؤسسات مالی با توجه موارد مطروحه عملاً برای تضمین آینده و بکارگیری یک رفتار محتاطانه و در نتیجه جلوگیری از خطرپذیری در مقابل یک موضوع اقتصادی است بر همین اساس بود که با کنوانسیون بازل، محاسبه و تعیین برخی از نسبت‌ها در بانک‌ها به عنوان سرچشمه این احتیاط‌پذیری بکارگرفته شد. اما ارقام حسابداری با استفاده از ارزش‌های منصفانه به رسمیت شناخته شده است اگرچه برخی از مقادیر (سود تحقق نیافته و ...) موجود در اندازه‌گیری سرمایه در حسابداری متناسب برای مقررات بانکی است ولیکن در هر حال نمی‌توان ارزشگذاری مدل ارزش‌های منصفانه در ارزشگذاری صورت‌های مالی پرهیز نمود زیرا هدف از تهیه و انتشار صورت‌های مالی ارائه اطلاعات مفید و قابل اتکا برای سرمایه‌گذاران بالقوه و بستانکاران و سایر کاربران اقتصادی و ذینفعان را درخصوص تصمیم‌گیری و تخصیص بهینه منابع کمیاب دربر دارد.

از طرفی دیگر ضررهای مالی مطابق استانداردهای حسابداری پذیرفته شده در سراسر جهان آماده اصول‌گرایی و تطبیق‌سازی خود جهت تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان است.

2-4- قابلیت اطمینان و ارتباط آن با اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه

تعریف انجام شده درخصوص ارزش منصفانه توسط هر دو نهاد GAAP و IFRS بر این اساس استوار است.

ارزشگذاری دارایی‌ها به ارزش‌های روز بدون هیچگونه قصدی درخصوص انحلال و یا توقف فعالیت و بدون انجام هرگونه معامله و یا رویداد در شرایط غیرمتعارف می‌باشد. بنابراین ارزش منصفانه محدود است بعنوان قیمت مورد توافق بین یک خریدار و فروشنده آگاه و مطلع، از طرفی دیگر قیمت‌گذاری براساس ارزش منصفانه مبتنی بر ارزش‌های بازار است و تابع اندازه‌گیری به روش‌های دیگر نمی‌باشد. بنابراین سازمان‌ها بدنبال بهترین معیار برآوردی برای محاسبه و بکارگیری ارزش منصفانه باشند که ارزش منصفانه واقعی باشد. بدین‌ترتیب اگر واحد سازمانی و یا بنگاه قادر باشد با مسئولیت خود اقدام به اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌ها به ارزش‌های منصفانه نماید این موضوع می‌تواند به عنوان یکی از مزایا یا معایب بکارگیری ارزش منصفانه در نحوه قیمت‌گذاری دارایی‌ها یا بدهی‌ها باشد و چنین عملی اساساً در انحراف با الزامات تعیین شده در استانداردهای گزارشگری مالی است. پایین بودن قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه مربوط به محاسبه سود هر سهم ((EPS بعنوان مسئله اصلی مطرح است زمانی که قیمت‌ها در بازار به سرعت در حال کاهش هستند و یا بازار از کمبود نقدینگی به این معاملات رنج می‌برد برآورد ارزش منصفانه ممکن است تحریف شود. و این بدین دلیل است که می‌تواند این ارزشگذاری به علت فروش اجباری و یا فروش برای رفع مشکلات شرکت صورت پذیرد.

بنابراین این تعاریف ارزش منصفانه مربوط به فروش‌های اجباری و غیرمنطقی و شرایط آن در بازار نمی‌باشد بلکه مربوط به معاملات منظم می‌باشد.

برای افزایش سودمندی صورت‌های مالی برخی تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که تقسیم درآمد و نمایش آن به اشکال زیر صورت پذیرد:

- درآمد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی و افشای جداگانه درآمد تحقق یافته و تحقق نیافته، جهت شناسایی سود قابل تقسیم واقع‌ بینی سهامداران می‌باشد. ارزش منصفانه تغییرات شاخص‌های مهم در محاسبه توانمندی سازمان برای پیش‌بینی و توسعه سازمان در آینده و دانش به قیمت‌های واقعی بازار می‌باشد. بنابراین این موارد می‌بایست بصورت جداگانه گزارش شوند حتی اگر قیمت‌های بازار به سرعت در حال افزایش و یا کاهش باشند.

نتیجه‌گیری:

فراگیر شدن اندازه‌گیری ارزش منصفانه، در سازمان‌ها در گزارشات مالی به بیش از 20 سال گذشته برمی‌گردد. تحت عادلانه ارزش حسابداری، اشخاص مکلف و یا مجاز برای اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌های خاص در ارزش منصفانه آن‌ها در تاریخ گزارش است. ارزش منصفانه یک جریان فرضی است مبتنی بر مقادیر و ارزش‌های بازار است. این ارزش بازار همیشه بطور مستقیم قابل مشاهده و اندازه‌گیری است. لذا بحث در مورد سودمندی این موضوع حسابداری ارزش منصفانه در ارتباط با صدای خرد کردن یا خرد شدن زیر دندان یا زیر چرخ فرآیند مالی و غیرمالی که در بحران اقتصادی به نمایش گذاشته شده در سال 2000 به بعد بوجود آمده است.

در طول سنوات 2007-2009 مخالفان استفاده از حسابداری ارزش منصفانه در گزارشگری مالی سازمان‌ها اصرار دارند که اندازه‌گیری ارزش منصفانه، بحران مالی را شتاب بخشیده و بطور قابل توجهی تأثیر بدتری بر شرکت‌های آسیب‌پذیر داشته است. از سوی دیگر عقاید مهم دیگری وجود دارد که به نفع ارائه تصویر و نمایش حسابداری ارزش می‌باشد. هدف ما در این مقاله بوده است که برای کمک به بحث واقعی که آیا حسابداری ارزش منصفانه نقش یک راهبر یا یک محرک را در صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ و غیرمالی اخیر و پس از آن توسعه اقتصادی ایفاء کرده است که در پایان به این نتیجه رسیدیم که مدل‌های ارزش‌گذاری منصفانه اطلاعات مالی اگر چنانچه دارای مکانیزم کنترلی دقیقی باشند بسیار کارآتر از سیستم‌های سنتی عمل می‌نمایند و بنظر می‌رسد اساساً مشکل بحران مالی دنیا ارتباط مستقیمی با مدل‌های ارزش‌گذاری نداشته است بلکه آنچه به این بحران دامن زده است عدم نظارت و کنترل و وجود تقلبات مالی و گزارشگری رویدادهای مالی می‌باشد.

در شرایط فعلی رکود اقتصادی منجر به ارزیابی و تجزیه و تحلیل ویژگی‌های حسابداری ارزش منصفانه از نظر اقتصادی شده است.

اندازه‌گیری عناصر حسابداری یکی از عوامل بسیار مهم در روند تهیه صورت‌های مالی و گزارشگری اطلاعات مالی مطابق با فعالیت‌های اقتصادی و حسابداری سازمان صورت می‌پذیرد می‌باشد. عناصر صورت‌های مالی را می‌توان با ویژگی‌های مختلف اندازه‌گیری که مربوط به طبیعت از یک عنصر و هدف که بری این عنصر توسط سازمان متحمل شده است اندازه‌گیری کرد. قابلیت اطمینان و ارتباط از ویژگی‌های یک اندازه‌گیری می‌باشد. که به عنوان مهم‌ترین نکات کلیدی اندازه‌گیری دارایی، بدهی، حقوق صاحبان سهام و دیگر عناصر یک سازمان است. در ارتباط با بحران مالی اخیر و پس از رکود اقتصادی مربوطه بسیاری از نقطه‌نظرات و پرسش‌ها درخصوص سرزنش در ارتباط با ماهیت اندازه‌گیری ارزش منصفانه مطرح می‌گردد و حتی به نظر می‌رسد که در صورت‌های مالی قابل ارائه از طریق ارزش‌های منصفانه به عنوان راننده اصی این بحران شناسایی شده است. البته مخالفان متعددی در خلاف این نظریه هم وجود دارند که بدان خواهیم پرداخت و در اساس به برسی و به تصویر کشاندن نقاط قووت و ضعف بکارگیری و استفاده از ارزش منصفانه برای اهداف حسابداری خواهیم پرداخت.

منتشر شده در مقالات
سه شنبه, 05 مرداد 1395 12:39

اصول مهم حسابرسی که باید بدانیم

 حسابرسی به معنای بازرسی مدارک حسابداری و سایر شواهد صورت های مالی است،حسابرسان از طریق کسب آگاهی از سیستم کننرل داخلی به جستجوی مدارک و شواهد دارایی ها،منابع داخلی و اجرای سایر روش های رسیدگی می پردازند تا صورت های مالی معتبر را بدست آورند.در این مقاله قصد داریم اصول مهم و اساسی حسابرسی را معرفی کنیم.

1.رسیدگی های حسابرس مستقل بر مبنای گزارش حسابرس فراهم می شود.

2.تعیین و محدود کردن مسئولیت حسابرسان،حدود رسیدگی را بیان میکند.

3.برای اظهار نظر نسبت به صورت های مالی،اعتقاد به درستکاری مدیران کافی نیست.

4.دیوان حاسبات کشور،حسابرسی شرکت های دولتی ایران را برعهده دارد.

5.رسیدگی به صورت های مالی سهامی عام که توسط بازرس قانونی منتخب مجمع عمومی صاحبان سهام بر طبق مقررات قانون تجارت ایران صورت می پذیرد.

6.حسابرسی مستقل گزارش های بدست آمده را به شخصی یا مرجعی که او را انتخاب کرده است می دهد.

7.مجمع عمومی صاحبان سهام بازرس قانونی را انتخاب می کنند.

8.بازرس قانونی صرفا به مجمع عمومی صاحبان سهام کلیه گزارشات وقوع جرم را ارائه می دهد.

9.اعتبار دهی در رسیدگی به صورت های مالی از مهم تریم نقش حسابرس است.

10.ایجاد اطمینان به قابلیت صورت های مالی بخشی از اعتبار دهی حسابرسان است.

11.جامعه میتواند در مورد اینکه حسابرسان نسبت به صاحبکاران خود مستقل به نظر بیایند تصمیم نهایی را اتخاذ کند.

12.حسابرس در حین رسیدگی ها کوشش می کند که مستقل به نظر بیاید زیرا به خاطر حفظ اعتبار حرفه نزد جامعه است.

13.تعیین مطلوبیت ارائه صورت های مالی از اهداف اصلی حسابرسی است.

14.معمولا در طول دوره مالی و بعضا در پایان دوره مالی حسابرسی ضمنی صورت می گیرد.

15.کنترل های داخلی در حسابرسی ضمنی مورد رسیدگی و ارزیابی قرار می گیرند و نتیج حاصل در گزارشات مدیریت تهیه و ارائه می شود.

16.استانداردهای حسابداری معیاری برای حسابرسی صورت های مالی است.

17.قوانین موضعه معیار مورد استفاده در حسابرسی رعایت است.

18.رسیدگی های حسابرسان دیوان محاسبات نوعی از حسابرسی رعایت است.

19.حسابرس مستقل،حسابرسی رعایت را به صورت یک پروژه جداگانه یا همراه با حسابرسی صورت های مالی انجام میدهد.

20.آیا واحدهای عملیاتی خاص شرکت به طور کارا و اثربخش اجام وظیفه می نمایند جزو یکی از اهداف خاص حسابرسی عملیاتی است.

21.تعیین میزان کارایی و اثر بخشی میدران واحد تجاری از اهداف حسابرسی عملکرد است.

22.یکی از اهداف حسابرسی مدیریت بررسی انطباق عملکرد مدیران واحد تجاری با سیاست های صاحبان سهام است.

23.کاربرد قضاوت و تجربه حرفه ای سبب انتخاب مناسب ترین روش های حسابرسی برای هر کار می شود.

24.روش های حسابرسی به مراحل انجام رسیدگی مربوط می شوند به همین دلیل است که استانداردهای حسابرسی با روش های حسابرسی فرق می کنند.

25.انجام حسابرسی و ارائه گزارش بر اساس ضوابط یکی از اهداف استانداردهای حسابرسی است.

26.صلاحیت های فردی حسابرسان جزو استانداردهای عمومی است.

27.استاندادرهای عمومی شامل استقلال رای،صلاحیت و آموزش فنی است.

28.حسابرسی باید توسط فرد یا افرادی انجام شود که آموز فنی و تجربه کافی داشته باشند و این اولین استاندارد عمومی حسابرسی است.

29.احتمال بروز هرگونه کوتاهی یا از قلم افتادگی با اهمیت به وسیله اعمال مراقبت های حرفه ای منتفی می شود.

30.بررسی دقیق کارهای انجام شده در هر یک از سطوح سرپرستی نیاز به اعمال مراقبت های حرفه ای در اجرای حسابرسی دارد.

منتشر شده در مقالات

سرمایه گذاری در بورس، جزء یکی از فعالیت هایی است که برخی افراد به صورت مستقل تمام زمان خود را صرف تحلیل و سرمایه گذاری در بازار سهام می کنند و برخی دیگر نیز در کنار سایر فعالیت های تجاری خود، بخشی از سرمایه خود را در بورس سرمایه گذاری می کنند. این در حالی است که اگر نتوان به درستی روند صعودی و نزولی بورس را تحلیل کرد، ممکن است سرمایه خود را در زمان کوتاهی از دست بدهیم و بدون هیچگونه سودی از بورس دست بکشیم. اما در مقابل اگر بتوان تصمیمات درستی بگیریم و در بازار مناسبی سرمایه گذاری کنیم، احتمال بیشتری برای بدست آوردن سود وجود خواهد داشت. حال آنکه با تمام محاسبات و تحلیل های حرفه ای در این زمینه نیز، تمام سرمایه گذاران و سرمایه داران بورس به خوبی میدانند که بخشی از سرمایه گذاری در بورس همواره با ریسک از دست دادن سرمایه همراه خواهد بود.

برای سرمایه‌گذاری در بازار سهام و بورس باید نکات زیادی را رعایت کنیم تا دچار ضرر و زیان نگردیم. موارد زیر از جمله آنها هستند که توجه به این نکات می‌تواند مفید بوده و ما را در رسیدن به اهدافمان یاری کند.

 

۱- انتخاب صنعت برتر: در میان صنایع مختلف، صنعتی را انتخاب کنیم که چشم‌انداز روشنی دارد. بدین معنی که:

-         در آینده بیشتر به آنها نیاز است

-         کمتر قابل تکثیرند

-         قابل واردات نیستند و کشورهایی که از نظر صنعت جلوتر از ما هستند بیشتر و ارزان‌تر و بهتر تولید نمی‌کنند.

در واقع اگر قرار باشد مساله عضویت در wto مطرح شود ما در آن صنایع مزیت داریم. ( فرضا در مقابل صنعت ساختمان، خودرو، معدن، قند و شکر، سیمان، ریسندگی و بافندگی، کاغذ، چرم، فلزات اساسی، معدنی غیرفلزی، رایانه، دارویی، مواد غذایی، شیمیایی، نفتی، تجهیزات، شوینده و غیره بعضی نیاز به مصرف آنها کاهش می‌یابد، بعضی‌ها قابل تکثیرند، بعضی‌ها را دیگران بهتر و ارزان‌تر از ما تولید می‌کنند و در بعضی ما مزیت داریم).

 

۲- از میان صنایع برتر سبد سهام انتخاب ‌کنیم: سعی کنیم در میان انواع صنعت، ۴ تا ۵ صنعت برتر را انتخاب کنیم و در هر کدام با خرید یک سهم ۲۰ تا ۲۵ درصد سرمایه مان را سرمایه‌گذاری کنیم تا ریسک سرمایه‌گذاری را پایین بیاوریم.

برای مثال در معدن یک سهم، در ساختمان یک سهم، در رایانه یک سهم، در پتروشیمی یک سهم و در دارویی یک سهم انتخاب می‌کنیم که اگر به هر دلیلی آن سهم دچار زیان شد یا نماد آن سهم در بورس بسته شد یا دچار صف فروش گشت و به نقدینگی نیازمند شدیم دچار مشکل نشویم.

اما چرا خرید چهار تا پنج سهم؟ برای اینکه اگر سرمایه را بیش از حد خرد و پراکنده کنیم، مدیریت کمتری اعمال می‌گردد و جمع کردن سرمایه دشوار خواهد شد.

 

۳- انتخاب شرکت برتر در میان یک صنعت: پس از گزینش چهار یا پنج ردیف صنعت برتر، در داخل صنعت به سراغ شرکتی می‌رویم که میانگین بازدهی آن از بقیه بیشتر است و مواردی که در ادامه ذکر میکنیم را برای آن در نظر می‌گیریم.

 

۴- میزان نقد شوندگی سهم: سهمی را انتخاب می‌کنیم که میزان معاملات آن در روز زیاد است، به این معنی که آن سهم را زیاد می‌خرند و زیاد می‌فروشند، حجم معاملات شرکت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خریدار، تعداد فروشنده، سوابق باز بودن نماد سهم و… تاثیرگذارند. اگر سهمی انتخاب کنیم که نقد شوندگی آن خوب نباشد هنگام فروش سهم دچار مشکل می‌گردیم. بعضاً ممکن است شش ماه نماد آن بسته باشد. نقد شوندگی سهم مثل رتبه کنکور است در بورس ما معمولا رتبه یک تا ۵۰ خوب و ۵۰ تا ۱۰۰ قابل قبول است و بالاتر از ۱۰۰ ضعیف. لازم به یاد آوری است که رتبه نقد شوندگی سهام ثابت نیست و در یک دوره سه تا شش ماهه ممکن است تغییر کند، بنابراین نیاز است مرتب اطلاعات مان را به روز نگه داریم.

 

۵- میزان سهام شناور آزاد سهم: میزان سهامی است که دست سهامداران خرد یا اصطلاحاً دست مردم است. سهمی را انتخاب می‌کنیم که میزان سهام شناور آزاد آن بالای ده پانزده درصد باشد البته سهامی که میزان شناور آزاد آن خیلی زیاد باشد خوب نیست و بهتر است که سهم دو سه سهامدار عمده داشته باشد. سهم بدون سهامدار عمده مثل تحصیلکرده بدون حمایت در جامعه ما است. بدون حمایت می‌ماند و در گرفتن قرارداد‌ها خیلی موفق نخواهد بود.

 

۶- p/e سهم: یعنی نسبت سود پیش‌بینی شده سالانه به قیمت روز سهم. مثلا اگر قیمت سهمی امروز ۱۰۰ تومان است و سود پیش‌بینی شده سالانه سهم ۲۵ تومان است، ۱۰۰ تقسیم بر ۲۵ می‌شود ۴، می‌گوییم p/e این سهم ۴ است.

P/e در هر صنعتی با صنعت دیگر متفاوت است. P/e سهام داخل یک صنعت را با هم مقایسه می‌کنیم اگر همه فاکتورهای چند سهم درون یک صنعت با هم برابر بود سهمی را انتخاب می‌کنیم که p/e پایین‌تری دارد. در واقع p/e بیانگر این است که جو بازار از یک سهم به‌خصوص چه انتظاری دارد. میزان بالای این نسبت می‌تواند نشان دهنده این واقعیت باشد که سهامداران به آینده سهم خوش بینند و باور دارند که پیشرفت قابل ملاحظه ای خواهد داشت؛ ضمن اینکه ریسک سهم نیز زیاد است. P/e پایین نشان دهنده این است که این سهم رشد خود را کرده است یا سهامداران به آینده سهم خیلی اعتقاد ندارند، ضمن اینکه ریسک این سهم زیاد نیست.

 

۷- میزان پرداخت سود نقدی سهم: هر شرکتی که پیشنهاد پرداخت سود نقدی بالاتری داشته باشد بهتر است. سعی کنید سهامی را انتخاب کنید که پیشنهاد پرداخت سود نقدی بالاتر از ۸۰ درصد دارند. البته ممکن است سهمی برای ترغیب سهامداران پیشنهاد ۱۰۰ درصد تقسیم سود نقدی را مطرح کند، ولی در مجموع به وعده‌های خود عمل نکنند. به همین دلیل باید به عملکرد گذشته سهم نیز در انجام وعده‌هایش توجه کنید.

 

۸- سرمایه شرکت: با توجه به شکل و موقعیت خاص بورس در کشور ما و دامنه نوسان و حجم مبنا، سهام‌هایی که سرمایه کمتری دارند برای انتخاب مناسب‌ترند ضمن اینکه ریسک آنها بیشتر است.

 

۹- برنامه طرح و توسعه شرکت: آیا شرکت طرحی برای توسعه دارد یا خیر؟ مسلماً انتخاب شرکتی که برنامه توسعه و افزایش تولید و تنوع در فعالیت دارد به جای شرکتی که پروژه جدید و طرحی برای آینده ندارد بهتر است. مخصوصا سرمایه‌گذاری که تصمیم به استمرار و ادامه سرمایه‌گذاری دارد حتما باید به این نکته توجه کند.

 

۱۰- ریسک سهم: ریسک به معنای دلهره و ترس سهامدار از زیان در سهم است. معمولا بعضی از شرکت‌ها به‌دلیل عملکرد مدیریتی خوب سوابق درخشانی برای خود به‌وجود آورده‌اند، این شرکت‌ها در قیمت سهم، در eps یا پیش‌بینی سود سهم، در طرح‌های توسعه و افزایش سرمایه سهم و در تعدیل مثبت و یا منفی سهم صادقانه عمل کرده و عملکرد آنها به هدف دستکاری در قیمت سهم نیست و تمام تلاش خود را بکار می‌گیرند تا سهامداران دچار ضرر و زیان نگردند؛ اگر سوابق ده سال قبل آنها را مرور کنید رشد تدریجی بدون نوسان‌های شدید مثبت و منفی را می‌بینید و برعکس.

بعضی شرکت‌ها که تعداد آنها در بورس ما کم هم نیست دستکاری در قیمت، اعلام eps‌ های غیر واقعی، تعدیل مثبت یا منفی‌های غیر واقعی به منظور متضرر ساختن سهامداران خرد و جمع کردن سهم و یا برعکس فروش سهم و فرار از سهم است. بنابراین در میان سهام‌های یک صنعت، سهمی را انتخاب می‌کنیم که ریسک آن کم باشد.

 

۱۱- جوان بودن شرکت: صنایع و شرکت‌ها نیز همانند انسان مراحلی را طی می‌کنند. این مراحل شامل تولد، رشد، بلوغ و کهنسالی است در میان یک صنعت نیز پتروشیمی را مثال بزنیم: سهم a با سرمایه کم و تاسیسات آن تازه نصب و راه اندازی شده فاز یک آن شروع بکار کرده و سود آن نیز زیاد نیست (p/e =10).

سهم b فاز دو و سه آن نیز تکمیل شده سرمایه آن چند برابر اولی است، ولی هنوز فاز چهار و پنج طرح و توسعه را دارد (p/e = 9).

سهم c طرح‌های آن تکمیل شده، ولی از عمر تاسیسات آن بیش از ۱۵ سال نگذشته و نیروی انسانی آن نیز در وضعیت میانسالی هستند (p/e = 8).

سهم d در مرحله کهنسالی است کارخانه کار می‌کند، جایی برای طرح و توسعه ندارد، سرمایه آن بسیار زیاد و تاسیسات آن نیز فرسوده شده است و نیروی انسانی آن نیز اکثریت در مرز بازنشستگی است (p/e = 7). طبیعی است که اولویت در انتخاب و خرید سهم به ترتیب a، b و در نهایت c و d است.

 

۱۲- میزان رشد سود پیش‌بینی شده سهم: شرکت‌هایی که eps واقع بینانه اعلام می‌کنند و در طول سال به‌ دلیل عملکرد مطلوب مرتب سود پیش‌بینی شده خود را تعدیل مثبت می‌دهند و بالا می‌برند برای سرمایه‌گذاری مناسب‌ترند. این موضوع را باید از سوابق شرکت‌ها متوجه شد.

 

۱۳- گزارش‌های دوره‌ای سهم: شرکت‌ها موظف به ارائه گزارش به‌موقع عملکرد خود در دوره‌های سه ماهه، شش ماهه، نه ماهه، و سالانه هستند. سهمی را انتخاب می‌کنیم که در گزارش خود پیش‌بینی سود خود را پر کرده باشد. برای مثال در گزارش دوره سه ماهه ۲۵درصد، شش ماهه ۵۰ درصد، و در گزارش ۹ ماهه ۷۵ درصد سود پیش‌بینی شده خود را پوشش داده باشد.

 

۱۴- کف قیمتی: هر سهمی را که مورد توجه قرار دهید یک سقف قیمتی دارد (حداکثر قیمت سهم) و یک کف قیمتی (حداقل قیمت سهم). به یک سهم زمانی وارد شوید که در وضعیت کف قیمتی است و این کف و سقف متناسب با زمان و وضعیت سهم و گزارش آن متغیر است و با تجربه به‌دست می‌آید.

 

۱۵- اخبار سیاسی و اقتصادی: همواره به اخبار سیاسی اقتصادی داخلی و خارجی توجه داشته باشید. ممکن است گوش دادن به اخبار یا مطالعه روزنامه‌های اقتصادی وقت شما را بگیرد، اما کمک بزرگی به شما خواهد کرد تا بتوانید در برخی موارد روند بازار را پیش‌بینی کنید و همین‌طور صنایع خاصی را مورد توجه قرار دهید.

 

امیدواریم این مطلب آموزشی به سودآوری هرچه بیشتر شما در بازار سهام و بورس کمک کند.

فراموش نکنید که این مقاله را با دوستان خود به اشتراگ بگذارید تا از نکات آموزشی آن در سرمایه گذاری بهره ببرند.

 

جهت آگاهی از به روز ترین مقالات آموزشی پارمیس، لطفاً در صفحه لینکدین کمپانی پارمیس ما را همراهی کنید.

https://www.linkedin.com/company/parmisit

منتشر شده در مقالات
پنج شنبه, 26 فروردين 1395 10:20

عوامل ورشکستگی بانک ها چیست؟

بانک های خصوصی یا دولتی جزء پایه های مهم هر نظامی می باشد که میزان نقدینگی و عدم شکست و افت سرمایه بانک ها میتواند تاثیر مستقیمی بر اقتصاد، کارآفرینی، زندگی افراد، مشکلات اقتصادی و ... داشته باشد.

در این مقاله قصد داریم اهداف قانون ورشکستگی بانک‌ها، علل ورشکستگی بانک‌ها و مقررات بانکی را بررسی کنیم. همچنین به بررسی دلایل برخورد متفاوت با بانک ها و راههای ممکن برای پیشگیری از بحران‌های بانکی میپردازیم.

 

ورشکستی یک بانک چه اتفاقاتی را به دنبال دارد؟

یکی از مسائل مطرح در ورشکستی هر شرکت و سازمان و ارگانی، باز پس گیری حق و حقوق طلبکاران و منافع آنها می باشد. حال اینکه در بانک ها به علت تعداد بیشمار سپرده گذاران که شامل سرمایه داران و یا افرادی با سطح مالی متوسط در جامعه هستند که هر کدام به نوعی در تولید سرمایه آن بانک سهیم بوده اند و در زمان ورشکستی یقیناً خواستار حق و حقوق قانونی خود می باشند.

ناتوانی یک بانک از انجام تعهداتش موضوعاتی را مطرح می‌کند که بسیار فراتر از سهامداران و مشتریان آن است. به‌عنوان مثال ممکن است سایر بانک‌ها تحت‌تاثیر این وضعیت قرار گیرند و به این ترتیب یک بحران سیستمی به‌وجود آید. نظام پرداخت‌های یک کشور ممکن است دچار اختلال شود و این امر ممکن است آثار گسترده اقتصادی داشته باشد.

زمانی که بانک ورشکسته در بیش از یک کشور اشتغال به فعالیت داشته باشد، مساله از این هم پیچیده‌تر می‌شود. علاوه‌بر تمام اینها، این مساله که تعداد زیادی از رای‌دهندگان سرمایه‌های خود را از دست داده‌اند، نتایج سیاسی خاص خود را خواهد داشت. دولتی که نتوانسته باشد برای پیشگیری از ناتوانی بانک‌ها در ایفای تعهداتشان اقدامی انجام دهد، با کاهش محبوبیت در میان مردم روبه‌رو خواهد شد و این امر اثر منفی بر شانس انتخاب مجدد آن دولت خواهد داشت. در اکثر کشورها ورشکستگی یک بانک، حداقل تا حدودی متفاوت از ورشکستگی سایر موسسات تجاری تلقی شده است.

 

آیا امکان پیشگیری از بحران ورشکستی بانک ها ممکن است؟

برای اینکه از بحران‌های بانکی پیشگیری شود، کشورها سیستمی از وضع مقررات و نظارت دارند، اما عموما تصدیق شده است که هدف چنین سیستمی نباید به صفر رسیدن احتمال ورشکستگی باشد. چراکه ایجاد چنین وضعیتی مشکلات خاص خود را خواهد داشت. یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که مکررا گفته شده است، افزایش مخاطره اخلاقی است؛ چراکه انجام فعالیت‌های مخاطره آمیز توسط مدیران بانک‌ها و کسانی که در بانک‌ها سپرده‌گذاری می‌کنند را تشویق می‌کند. وضعیت ایده‌آل آن است که سیستمی طراحی شود که بر اساس آن رفتار کسانی که مدیریت بانک‌ها را بر عهده دارند کنترل شود و در عین حال کسانی که در بانک‌ها پول خود را پس‌انداز می‌کنند نیز برای رفتار خویش مسئولیت‌پذیر باشند.

اگر سپرده‌گذاران از هر مسوولیتی مبرا دانسته شوند، سپرده‌ها قطع نظر از هر نوع ریسکی به بانکی‌ که بیشترین سود را می‌دهد خواهند رفت و این به نوبه خود انتظام بازار را به هم خواهد زد و خطرهای بی‌ثباتی را افزایش خواهد داد. البته این امر بدون شک در جایی درست است که مشتریان بانک‌ها به‌طور کافی آموزش دیده باشند و دسترسی به اطلاعات بروز و قابل استفاده داشته باشند، اما در عمل این شرایط به سختی محقق می‌شود و این دلیل دیگری است که چرا سپرده‌گذاران اغلب به‌عنوان طبقه‌ای ممتاز در ورشکستگی بانک‌ها تلقی می‌شوند.

 

سیستم وضع مقررات بانکی باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

بسیاری از بانک‌ها گاه به مشکلات نقدینگی برخورد می‌کنند. این مشکلات نقدینگی ایجاب می‌کند که از بانک مرکزی به‌عنوان وام‌دهنده واپسین درخواست کمک کنند. هنگامی که یک سری شرایط خاص وجود داشته باشد، بانک مرکزی می‌تواند تامین مالی نقدی اضطراری انجام دهد. در صورتی که مشکل بانک، تنها مشکل نقدینگی باشد، این تامین مالی می‌تواند به تنهایی کمک کند که بانک به وضعیت عادی بازگردد. اما اگر بانک، مشکلاتی داشته باشد که فراتر از تامین مالی از طرق غیررسمی یاد شده باشد، لازم است سایر عوامل نیز بررسی شود؛ بنابراین اموری همچون تلاش برای بازسازی و نجات بانک دارای مشکل و زنده نگه داشتن آن تا تصفیه آن به نحو موثر باید مورد بررسی قرار گیرد.

سیستم وضع مقررات باید حاوی قواعدی باشد که اثری مثبت بر رفتار مدیران بانک‌ها داشته باشد و قانون حاکم بر مدیریت شرکت‌ها باید حاوی مقرراتی باشد که رفتار مدیران بانک‌ها را کنترل کند به‌عنوان مثال باید مقرراتی درباره سلب صلاحیت از مدیران شرکت‌ها و حکم به پرداخت جریمه شخصی مالی برای آنها وضع کرد.

اگر تلاش‌ها برای بازسازی بانک به نتیجه نرسید، بانک یا آنچه از آن باقی مانده است باید تصفیه شود. هنگامی که یک بانک تصفیه می‌شود، احتمال اندکی وجود دارد که تمامی طلبکاران، تمامی مطالباتی که از بانک دارند را دریافت کنند. در حقیقت دارایی اندکی برای تقسیم باقی می‌ماند و طلبکارانی که مطالباتشان را با وثیقه تضمین نکرده‌اند باید انتظار دریافت مبلغی اندک یا حتی عدم دریافت هیچ مبلغی را داشته باشند. در اینجا می‌توان با برخی و نه تمام طلبکاران بانک‌ها برخوردی ویژه و خاص داشت.

 

یک قانون ورشکستگی بیانگر چه اهدافی است؟

اهداف و غایت‌های یک قانون ورشکستگی عبارتند از:

-         بازگرداندن شرکت به وضعیت سوددهی

-         به حداکثر رساندن دریافتی‌های طلبکاران

-         فراهم آوردن یک نظام عادلانه و منصفانه برای طبقه‌بندی طلبکاران

-         تعیین دلایل ناتوانی شرکت از ایفای تعهداتش

-         مجازات مقامات و مدیرانی که با سوء‌مدیریت خود باعث ورشکستگی شرکت شده‌اند

 

اگر یک بانک ورشکسته به وضعیت سوددهی بازگردانده شود، از طلبکاران نیز حمایت شده است؛ چراکه آنها می‌توانند کل مطالبات خود را دریافت کنند. در این میان سه سوال اساسی مطرح می شود:

-         چگونه می‌توان دریافتی‌های طلبکاران را در هنگام ورشکستگی یک بانک افزایش داد؟

-         آیا می‌توان یک نظام عادلانه و منصفانه برقرار کرد که بر اساس آن با برخی از طلبکاران برخورد ویژه و جدا از دیگران صورت گیرد؟

-         چگونه مجازات مدیران و مقامات عالی بانک می‌تواند به طلبکاران کمک کند؟

 

در حقوق ورشکستگی شرکت‌ها معیار ارزیابی ورشکستگی یک موسسه دارای دو مولفه است؛

اولی عبارت است از ترازنامه و بررسی اینکه آیا اموال شرکت بیشتر از تعهدات آن است یا خیر؟

اگر دارایی‌های شرکت کمتر از تعهدات آن باشد از جهت تکنیکی شرکت ورشکسته است.

دومین معیار، جریان نقدینگی است. بر اساس این معیار، این نکته را بررسی می‌کنیم که آیا وقتی قانونا از شرکت خواسته می‌شود که دیون خود را بپردازد، شرکت می‌تواند این کار را انجام دهد؟

در صورتی که شرکت نتواند بدهی خود را بپردازد و ادعایی هم در مورد مشروعیت و قانونی بودن بدهی نداشته باشد (در صورتی که برخی شرایط شکلی وجود داشته باشد و رعایت شود) در اکثر نظام‌های حقوقی طلبکاران این حق را دارند که از دادگاه رسیدگی به ورشکستگی شرکت را درخواست کنند. برای اکثر انواع شرکت‌های تجاری، معیار مهم، معیار دوم است. در اکثر موارد کسی که با شرکتی معامله می‌کند، وضعیت ترازنامه آن شرکت را نمی‌داند. و اگر مطالبات خود را که درخواست می‌کند دریافت نماید برایش اهمیتی هم ندارد که وضعیت ترازنامه شرکت چگونه باشد. بنابراین معیاری که معمولا بیشترین اهمیت را دارد معیار جریان نقدینگی است.

نکته : در مورد بانک‌ها یک معیار سوم نیز وجود دارد که از آن تحت عنوان معیار مقرراتی یاد می‌شود. این معیار در جایی اعمال می‌شود که بانکی که از جهت تکنیکی ورشکسته نیست و دارایی‌هایش از تعهداتش بیشتر است، نمی‌تواند حداقل سرمایه‌ای را که در کشور محل فعالیتش برای وی الزامی شده است تامین کند. هنگامی که ناظر بانکی متوجه می‌شود که بانک در چنین وضعیتی قرار دارد، اقدام درخصوص آن بانک را آغاز می‌کند.

در بسیاری از کشورها در این مورد تا حدودی انعطاف وجود دارد تا به مدیران بانک فرصت داده شود که از مقررات بانکی تبعیت کنند. معمولا منافع طلبکاران نیز در این است که در چنین مواردی به مدیران بانک فرصت داده شود؛ مشروط به اینکه ناظر بانکی به دقت وضعیت بانک را تحت نظر داشته باشد و مدیران نیز تلاش کنند که بانک را به وضعیت عادی بازگردانند؛ اما در جایی که در کشور یک ناظر قوی و دارای منابع کافی وجود نداشته باشد، این فرصت‌ها که به بانک داده می‌شود مشکل‌ساز خواهد بود.

 

اقداماتی که بعد از ورشکستی بانک صورت میگیرد چیست؟

بانک ورشکسته باید بلافاصله تحت نظارت یک حافظ اموال قرار داده شود تا از ارزش اموالش حفاظت شود و منافع طلبکاران مورد حمایت قرار گیرد. مهم است که قوانین ذی‌ربط، اختیارات و وظایف مشخصی را برای حافظ اموال مشخص کنند و این اختیارات و وظایف شامل موارد ذیل خواهند بود:

 

• لازم است که حافظ اموال بانک اختیار داشته باشد که کنترل اموال بانک را فوراً در اختیار گیرد، وضعیت مالی بانک را کنترل کند و هر اقدامی که برای جمع آوری مطالبات بانک لازم است انجام دهد.

 

• حافظ اموال بانک باید تمامی اختیاراتی را که مدیران شرکت قبلاً داشته‌اند، دارا باشد، البته این امر فقط برای مدتی محدود و تحت نظارت مقام نظارتی بانکی خواهد بود.

 

• برای اکثر طلبکاران، بهترین نتیجه این خواهد بود که بانک، وارد مرحله تصفیه نشود. حافظ اموال باید این اختیار را داشته باشد که بررسی کند آیا راه دیگری غیر از تصفیه نیز برای حل مشکل بانک وجود دارد یا خیر؟ و اگر چنین راهی وجود داشته باشد باید گزارش دهد.

 

• وقتی که حافظ اموال پس از بررسی وضعیت کلی مالی بانک به این نتیجه رسید که راه دیگری غیر از تصفیه بانک وجود ندارد، قانون باید اجازه دهد که عملیات تصفیه فورا آغاز شود.

 

• حافظ اموال در تصمیم‌گیری درخصوص اینکه چه اقدامی انجام دهد نباید توجهی به منافع سهامداران داشته باشد.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که وجود حسابداران با تجربه می تواند در حسابرسی و حسابداری امور بانکی موثر باشد و با تحلیل داده های آماری و عددی بانک راهکارهای جلوگیری از بحران ورشکستگی را بیابند.

منتشر شده در اخبار حسابداری

بورس تهران در معاملات هفته گذشته اگرچه اندکی از شدت هیجانات خود کاست و با رشد نیم درصدی شاخص مواجه شد اما همچنان با ورود چشمگیر نقدینگی و افزایش انگیزه برای خرید رو به رو شد.

به گزارش ایسنا، بورس تهران در حالی در ابتدای هفته معاملاتی گذشته اندکی از روند پرشتاب خود کاست و با اصلاح قیمت و استراحت مواجه شد، اما در میانه هفته روند صعودی خود را آغاز کرد و توانست با رشد نیم درصدی شاخص در محدوده ۷۷ هزار و ۸۸۸ واحد قرار بگیرد.

البته در هفته گذشته سه اتفاق مهم رخ داد که موجب آغاز روند صعودی بازار و تداوم آن شد به طوری که روند صعودی بازار سرمایه از روز دوشنبه و با حضور وزیر اقتصاد در سازمان بورس و برگزاری جلسه مشترک با مسئولان بازار سرمایه آغاز شد و بورس تهران که با شایعه خبر استعفای رئیس سازمان بورس مواجه شده بود، با خیال راحت مسیر صعودی خود را در پیش گرفت.

علاوه بر این در میانه هفته خبر مهم دیگری منتشر شد که فعالان تالار شیشه ای را دلگرم تر کرد و این خبر چیزی نبود جز کاهش نرخ سود سپرده های بانکی که باعث خوشحالی فعالان بازار سرمایه شد، زیرا کاهش نرخ سود می تواند موجب رونق بورس شده و سرمایه ها را از بانک به سمت بازار سرمایه بکشاند.

از دیگر اتفاقات پر اهمیتی که در هفته گذشته رخ داد، آغاز مجدد عرضه های اولیه بعد از مدتها در بورس تهران و روی خوش سهامداران به این عرضه بود به طوری که اشتیاق سهامداران برای خرید سهم عرضه شده و واکنش مثبت بازار به این رویداد، تمایل سهامداران را برای ادامه این مسیر نشان داد.

به این ترتیب روند عرضه های اولیه که در ابتدای امسال و با وخیم شدن اوضاع بورس متوقف شده بود، با بهبود شرایط بازار و همچنین ورود نقدینگی جدید مجددا از سر گرفته شد و همین موضوع سبب شد تا در روز چهارشنبه ۸ درصد از سهام پتروشیمی فجر به عنوان سومین شرکت جدید وارد بورس شود.

کارشناسان نیز در این شرایط بر لزوم تداوم عرضه های اولیه تاکید دارند و می گویند با ورود نقدینگی جدید به بازار سرمایه باید عرضه های اولیه افزایش پیدا کند زیرا این موضوع باعث جذب نقدینگی جدید شده و شادابی و نشاط را به بازار تزریق می کند.

به این ترتیب با هجوم شدید نقدینگی به بورس تهران و افزایش تقاضا در گروه های مختلف بورسی به خصوص گروه خودرویی که این روزها بازدهی خیره کننده ای را نصیب همراهان خود کرده است، میانگین بازدهی بورس تهران به ۲۴٫۶ درصد رسید و ارزش و حجم معاملات هم با رونق قابل توجهی مواجه شد.

بر این اساس در ۵ روز معاملاتی هفته گذشته بیش از ۱۰ هزار و ۷۰۰ میلیون سهم به ارزش ۲۶ هزار و ۵۵۶ میلیارد ریال داد و ستد شد و دفعات معاملات به بیش از ۶۳۰ هزار دفعه رسید. همچنین افزایش تقاضا برای خرید سهم موجب رسیدن تعداد خریداران به بیش از ۲۰۴ هزار نفر شد.

روند صعودی بورس تهران در حالی این روزها شدت گرفته است که با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال، سهامداران منتظر ارائه اولین پیش‌بینی درآمد شرکتها هستند تا با ارائه اولین پیش بینی مدیران برای سال آینده، روند حرکتی خود را تعیین کنند و ببینند مدیران با لحاظ کردن شرایط اقتصادی و سیاسی، سال آینده شرکتها را چگونه ترسیم می کنند.

منتشر شده در اخبار حسابداری

یکی از وظایف مهم حسابداران توانایی تجزیه و تحلیل اسناد و صورتهای مالی در حسابداری می باشد. به این شکل که یک حسابدار خبره و با تجربه باید بتواند با مشاهده صورت های مالی نتیجه گیری های صحیحی انجام دهد تا در پیشرفت و توسعه کسب و کار تاثیر گذار باشد.

تجزیه و تحلیل صورت های مالی شامل ارزیابی سه ویژگی یک بنگاه اقتصادی است که عبارت است از:

-         نقدینگی

-         سود دهی

-         قدرت پرداخت دیون

هر کدام از این ویژگی ها جایگاه و اهمیت خود را دارند. مثلا قدرت نقدینگی یک شرکت برای بانکی که میخواهد وامی به آن شرکت پرداخت کند مهم است زیرا قدرت وام گیرنده برای تعهداتش در موعد سررسید را نشان می دهد.

از طرفی برای اعتبار دهنده بلند مدت مثل دارنده اوراق قرضه، سوددهی و قدرت پرداخت دیون در یک شرکت مهم است چون نشان دهنده توانایی شرکت برای بقای بلند مدت است.

همچنین سهامداران شرکت به سودآوری و قدرت پرداخت دیون شرکت توجه دارند و میخواهند احتمال پرداخت سود سهام و نیز رشد بالقوه سهام خود را ارزیابی کنند.

 

چرا به تحلیل مقایسه ای نیاز دارید؟

هر یک از اقلام گزارش شده در صورت های مالی اهمیت زیادی دارند. وقتی شرکتی مبلغ ۷۲۹ میلیون ریال به عنوان وجه نقد در ترازنامه خود گزارش می کند؛ متوجه میشویم در مانده حساب های شرکت در تاریخ ترازنامه معادل این مبلغ وجه نقد وجود داشته است، ولی متوجه نمی شویم این مانده در طول سال افزایش داشته و مقدار آن برای نیازهای شرکت کافی بوده است یا خیر.

برای به دست آوردن چنین اطلاعاتی، مقایسه مقادیر وجه نقد با دیگر داده های صورت های مالی ضروری است. این مقایسه مبانی مختلفی دارد که در ادامه به آن می پردازیم.

 

مبنای مقایسه صورتهای مالی

 

۱- مبنای مقایسه درون شرکتی

در این مبنا، یک قلم مالی و یا روابط مالی در درون شرکت برای سال جاری با سال یا سالهای قبلی مقایسه می شود. مثلا شرکتی که در بالا مطرح شد میتواند مانده وجه نقد خود را در پایان سال جاری با این مانده در پایان سال قبل مقایسه کند تا به افزایش یا کاهش آن پی ببرد. همچنین این شرکت می تواند درصد وجه نقد به کل دارایی های جاری با این درصد در سالهای قبل را مقایسه نماید. مقایسه های درون شرکتی در مشاهده و کشف تغییرات در روابط مالی و نیز روندهای با اهمیت مفید است.

 

۲- میانگین صنعت

در این مبنا یک قلم یا روابط مالی در یک شرکت با میانگین صنعت مقایسه می شود. مثلا سود خالص یک شرکت را با میانگین سود خالص همه شرکتهای آن صنعت مقایسه می کند. این مقایسه اطلاعات خوبی در رابطه با عملکرد نسبی شرکت در مقایسه با صنعت مشابه ایجاد می کند.

 

۳- مبنای بین شرکتی

در این مبنا، یک قلم یا روابط مالی در یک شرکت با همین قلم یا روابط مالی در یک یا چند شرکت دیگر مقایسه می شود. این مقایسه بر اساس اطلاعات مالی منتشر شده توسط این شرکتها انجام میشود. مقایسه بین شرکتی در تعیین موقیع شرکت از لحاظ رقابتی بسیار مفید است.

 

ابزارهای تحلیل صورت های مالی

 

ابزارهای مختلفی برای ارزیابی داده های صورتهای مالی به کار گرفته میشوند. سه نوع معمول این ابزارها به شرح زیر است:

تحلیل افقی: یکسری از داده های صورتهای مالی در طول یک دوره زمانی ارزیابی می شوند و هدف آن تعیین افزایش یا کاهش داده طی دوره مالی است. به آن تحلیل روند نیز می گویند.

تحلیل افقی اساساً در مقایسه های درون شرکتی مورد استفاده قرار می گیرد. دو ویژگی در صورت های مالی انجام این مقایسه را تسهیل می کند. اول اینکه صورت های مالی اساسی به صورت مقایسه ای و حداقل برای دو سال، ارائه می شود. دوم اینکه خلاصه ای از داده های مالی، برای یک دوره ۵ تا ۱۰ ساله در یادداشتهای پیوست صورت های مالی، ارائه می شود.

تحلیل عمودی: داده های هر یک از اقلام صورت های مالی به صورت درصد نسبت به یک مقدار مبنا، مورد ارزیابی قرار می گیرند. مثلاً در ترازنامه میگوییم دارایی های جاری ۲۵ درصد کل دارایی ها هستند. به آن تحلیل هم مقیاس نیز میگویند.

تحلیل عمودی در مقایسه های درون شرکتی و نیز بین شرکتی استفاده می شود.

تحلیل نسبت ها: ارتباط بین اقلام منتخب داده های صورت های مالی بیان میشود. یک “نسبت”، رابطه ریاضی بین یک مقدار را با دیگری بیان می کند که این ارتباط به صورت نرخ و یا یک نسبت ساده بیان می شود. تحلیل نسبت ها در انواع مقایسه ها کاربرد دارد.

در تحلیل صورتهای مالی اساسی، نسبت ها را میتوان در ارزیابی نقدینگی، سودآوری و قدرت پرداخت دیون به کار برد.

 

منتشر شده در مقالات

رتبه‌بندی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران براساس امتیاز کسب‌شده از نظر کیفیت افشا و اطلاع‌رسانی مناسب منتشر شد.

 اداره نظارت بر ناشران بورسی سازمان بورس و اوراق بهادار با درج اطلاعیه ای در سامانه کدال، معیار و امتیاز رتبه بندی کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار را، اطلاع‌رسانی ناشران براساس وضعیت اطلاع‌رسانی آن‌ها از نظر قابلیت اتکاء و به‌موقع بودن ارسال اطلاعات محاسبه کرده است.

بر اساس این گزارش؛ معیار به ‌موقع بودن بر اساس زمان ارسال اطلاعات توسط شرکت (پیش‌بینی‌ های درآمد هر سهم، صورتهای مالی میان‌دوره‌ای حسابرسی ‌نشده، صورت وضعیت پرتفوی، اظهار نظرهای حسابرس نسبت به پیش بینی درآمد هر سهم اولیه و شش ‌ماهه و صورتهای مالی میان‌دوره‌ای شش ماهه، صورت‌های مالی حسابرسی ‌نشده و شده پایان دوره مالی و برنامه ‌زمانبندی پرداخت سود سهامداران) در مقاطع تعیین‌شده در دستورالعمل افشای اطلاعات و با لحاظ نمودن میزان تاخیر در ارسال اطلاعات، مورد محاسبه قرار می‌گیرد.

همچنین میزان نوسانات و تغییرات در پیش‌ بینی‌های ارسالی و هم‌چنین تفاوت‌ های میان مبالغ پیش‌بینی شده و عملکرد واقعی حسابرسی شده معیار قابلیت اتکاء در این محاسبات می‌باشد.

افزون بر این؛ از آن‌جا که شرکت‌های سرمایه‌گذاری براساس دستورالعمل‌های جدید، ملزم به ارائه پیش‌بینی درآمد هر سهم نمی باشند، لذا امتیاز مربوط به این شرکت ها به طور جداگانه مورد محاسبه قرار گرفته و اطلاعات مقایسه‌ای مربوط به این شرکت ‌ها تنها نسبت به سایر شرکت‌های سرمایه‌گذاری‌ ارائه شده ‌است.

براساس این گزارش، از میان ۲۹۸ شرکت مورد بررسی رتبه های اول تا سوم از لحاظ به موقع بودن و قابلیت اتکاء اطلاعات ارسالی به لابراتورهای سینا، فرآورده های تزریقی ایران و موتورسازان تراکتور سازی ایران اختصاص یافته است. شرکت های داروسازی امین، رینگ سازی مشهد، بانک انصار، معدنی املاح ایران، باما، گروه سرمایه گذاری مسکن و صنایع پتروشیمی کرمانشاه رتبه های چهارم تا دهم را به نام خود ثبت کردند.

از سویی دیگر شرکت های پالایش نفت تبریز، پارس الکتریک، کاشی اصفهان، پالایش نفت اصفهان، پالایش نفت بندرعباس، بانک پارسیان، قند شیرین خراسان، پست بانک ایران، بین المللی محصولات پارس و پلی اکریل به ترتیب در انتهای جدول رتبه بندی قرار دارند.

همچنین از شرکت های هلدینگ مجموعه هایی همچون گروه سرمایه گذاری مسکن، سرمایه گذاری سایپا، سرمایه گذاری صنایع پتروشیمی، گروه دارویی سبحان و گروه صنعتی ملی رتبه های اول تا چهام را به خود اختصاص دادند.

این در حالی است که در میان شرکت های سرمایه گذاری مورد بررسی، شرکت های سرمایه گذاری پردیس، سرمایه گذاری بهمن، سرمایه گذاری توسعه ملی، سرمایه گذاری سپه و سرمایه گذاری نیرو رتبه نخست تا پنجم را از آنِ خود کردند.

در همین رابطه مقاله اشتباهات رایج در حسابداری صورتهای مالی را بخوانید...

منتشر شده در اخبار حسابداری

تصور عمومی از بالا بردن یا پایین آوردن میزان سود بانکی علی‌الحساب سپرده‌گذاران بر این است که در قیمت تمام شده محصولات کارخانه‌های تولیدی مؤثر است و متأسفانه این تفکر نهادینه شده است و جامعه حسابداران نیز واکنشی نشان نمیدهند.


در واقع بر اساس اصول هزینه یابی قیمت تمام شده مبلغ سود و کارمزد بانکی پرداخت شده توسط شرکتهای تولیدی هیچگونه تأثیری در قیمت تمام شده محصولات ندارد و برای صاحب سرمایه شرکتهای تولیدی نیز به میزان ۲۵%از این هزینه منفعت مالیاتی دارد.


بانکها مانند سهامداران به عنوان سرمایه‌گذار و شریک موقت و به عنوان یاور و مددکار ایفای نقش مینمایند و با دریافت سود کنترل شده و محدود، بدون اینکه در مالکیت کارخانه سهمی داشته باشند یا در ارزش تورمی دارایی های شرکت تولیدی ذینفع باشند باعث شکوفایی تولید میشوند.


چنانچه بانک ها اعم از دولتی و غیر دولتی علاقه مند به سلامت ساختار مالی خود هستند باید تلاش خود را صرف وصول انبوه مطالبات معوق سنواتی کنند تا در جهت رفع مشکلات و کمبود درآمد منطقی، به بانک کمک شود و سپرده‌گذاران از این قبیل معوقات مصون باشند.


تبلور اقتصاد مقاومتی در نظام پولی و بانکی آن است که با منظور کردن سهم سود عادلانه برای سپرده گذاران از یک طرف و توسعه فعالیت صندوق‌های قرض‌الحسنه از طرف دیگر موجبات تحریک تقاضای مشروع و معقول افراد جامعه را فراهم کنیم تا قادر باشند محصولات تولیدی با کیفیت کارخانه های داخلی را با قیمتهای محاسبه شده و منطقی و رقابتی خریداری ومصرف نمایند و به‌ این طریق زمینه اشتغال بیشتر فراهم گردد و بر رفاه عمومی و سلامت روانی جامعه موثر واقع شود و کارخانه‌ها هم بتوانند با تولید بیشتر و محصولات بهتر منافع ملموس وغیر ملموس بیشتری را کسب کنند.

منتشر شده در اخبار حسابداری
صفحه1 از2
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس