سه شنبه, 28 دی 1395 15:37

تعریف سود خالص

سود خالص به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، مالی و مالیات گفته می‌شود. سود خالص می‌تواند مثبت یا منفی باشد که در صورت منفی بودن به آن زیان خالص گفته می‌شود.

سود خالص در سطرهای پایانی صورت سود و زیان به‌روشنی دیده می‌شود و معیار مهمی برای شناسایی شرکت‌های سودآور است. این معیار همچنین برای محاسبه سود هر سهم نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.
به همین دلیل عموم مردم ممکن است به‌جای واژه سود خالص، از معادل‌هایی مثل درآمد خالص شرکت یا سود هر سهم (EPS) استفاده کنند. شرکتی که در حال رشد درآمدها یا کاهش هزینه‌هاست، در حال بهتر کردن سود خالص خود است.
منتشر شده در کانال حسابداری
چهارشنبه, 24 آذر 1395 17:48

تعریف سود چیست؟

سود یک نوع فایده مالی است و وقتی اتفاقی افتد که مجموع درآمدهای شرکت از مجموع هزینه‌هایی که برای کسب آن درآمدها متحمل شده، بیشتر شود.
سود شرکت متعلق به مالکان شرکت است و آن‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند آیا سود به‌دست‌آمده را مجدداً در کسب‌وکار شرکت هزینه کنند یا نه.
تعریف سود ناخالص چیست؟
به‌طورکلی درآمد شرکت منهای بهای تمام شده کالای فروش رفته سود ناخالص گفته می‌شود؛ اما در مبحث حسابداری شخصی سود ناخالص اشاره به درآمد شخصی کل فرد قبل از حساب کردن مالیات و سایر کسورات دارد.
تعریف سود هر سهم چیست؟
میزانی که سود شرکت به هر یک از سهامداران عادی اختصاص می‌یابد، سود هر سهم گفته می‌شود. سود هر سهم به‌عنوان شاخص سودآوری و کارایی یک شرکت شناخته می‌شود.
برای محاسبه آن سود خالص شرکت بر تعداد سهام عادی شرکت تقسیم می‌شود. چنانچه یک شرکت سهام ممتاز نیز منتشر کرده باشد، ابتدا باید سود تقسیمی به سهامداران ممتاز را از سود خالص کسر کرد و عدد به‌دست‌آمده را بر تعداد سهام عادی شرکت تقسیم کرد.
در دوره‌هایی که شرکت افزایش سرمایه داشته، بهتر است برای محاسبه سود هر سهم از میانگین موزون تعداد سهام عادی استفاده کرد.
منتشر شده در کانال حسابداری

 تاریخچه حسابداری ارزش‌های منصفانه

سیستم حسابداری مرسوم به نفع استفاده از مقادیر که در آن عناصر صورت‌های مالی را در تاریخ اولیه خود اندازه‌گیری نماییم به عنوان بهاء تمام شده تاریخی مطرح می‌باشند که در این سیستم حسابداری هزینه‌های تاریخی دارای برخی مزایا شامل عینیت و قطعیت شواهد در وهله اول می باشند.طلبکاران متأسفانه هزینه‌های تاریخی ویژگی مناسب و مربوط به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی را به زوال می‌برند زیرا تابع تصمیم‌گیری‌های گذشته‌نگر حسابداری که از نقطه‌نظر تاریخی صورت پذیرفته و داده‌های آن فاقد ارزش است می‌باشد ولیکن بخاطر پاسداشت از حسابداری بهاء تمام شده تاریخی صورت پذیرفته است. و این به عنوان یک واکنش در مقابل آن دسته از واحدهای سازمانی صورت می‌پذیرد که در مقابل معایب استانداردهای بهاء تمام شده از ویژگی‌های اندازه‌گیری براساس اطلاعات بازار و به تبع آن براساس آن موضوعات برای تهیه صورت‌های مالی توسط نهادها و سازمان‌های مسئول است. 

ارزش منصفانه به عنوان مفیدترین و مهمترین ویژگی‌های بازار در نظر گرفته می‌شود تا آن که اندازه‌گیری‌های مالی و توانگری آن نگرانی وجود نداشته باشد. زمینه‌های اقتصادی درخصوص ادعای مذکور را می‌توان در بررسی‌های بیتی و همکاران (1996) و یا هیتون و همکاران (2009) گردید با این حال ما باید در اذهان خود به این نتیجه برسیم که ارزش‌های منصفانه نوش دارو نیست و پایگاه‌های اندازه‌گیری رویدادها نیز می‌باید دارای ویژگی‌های مطلوب باشند (بارت 2006) بطوریکه شاید ارزش‌های منصفانه به عنوان یک راه حل مناسب و اولویت‌دار در قبال پایان دادن به مناقشه انتخاب قابلیت اطمینان‌دهی و یا ارتباط (مربوط بودن) اطلاعات است که این امر به علت ماهیت دو ویژگی مذکور و متفاوت از اطلاعت حسابداری شاید هرگز به پایان نرسد.

طرح مفهوم بکارگیری ارزش‌های منصفانه در مفاهیم حسابداری و تجزیه و تحلیل عمده نسبت به ان برای اولین بار در سال 2001 توسط Nobds مطرح شد و پس از آن Plantin و همکاران (2005) و پنمن (2006) اقدام به توصیف‌های اضافی در نمایش مفاهیم عمیق و منفی از ارزش‌های حسابداری و اندازه‌گیری آن مطرح نمودند. در سطح مفهومی (بدنبال آن‌هان نهادهای IASB و FASB) عنوان نمودند که حسابداری ارزش‌های منصفانه قرار است به تولید اطلاعاتی با درجه‌ای بالاتر و سطحی مناسب‌تر از سودمندی اطلاعات برای تصمیم‌گیری و در نتیجه ارتباط داده‌های حسابداری و نتایج ارائه اطلاعات مفید برای سهامداران و سرمایه‌گذاران است و به عنوان یک نتیجه از مفهوم مذکور سرمایه‌گذاران برای تحصیل یک دیدگاه ارزشمندتر از خوب بودن وضعیت سازمان اقدام به استفاده از این اطلاعات می‌نمایند اما از طرفی دیگر اضافه نمودن و یا تغییر در ارزش دارایی‌ها برای استفاده‌کننده انگیزه‌هایی را برای کاهش اعتبار گزارشگری‌های مالی را افزایش می‌دهد. بطوریکه اگر ارزش منصفانه بتواند معیار صحیحی برای ارزش گذاری به استفاده‌ کننده ارائه نماید عملاً نقش بی‌طرفی خود را از دست داده است بطوریکه اگر تغییرات قیمت در بازار شدید باشد اندازه‌گیری ارزش منصفانه را صرفاً می‌توان براساس برداشت‌ها و قضاوت‌های ذهنی و مفروضات آن برآورد و تعیین نمود که این موضوع در نهایت می‌تواند به عنوان یک ابزاری تحت عنوان جعبه سیاه برای تعیین میزان درآمد و سودآوری بنگاه در اختیار مدیریت قرار گیرد که در هر زمان قابل دستکاری و تغییر است. بنابراین مخالفان استفاده از ارزش‌های منصفانه بر این باورند که ارزش گذاری رویدادهای مالی براساس ارزش‌های منصفانه و جاری باعث ایجاد سرعت در بحران مالی شده است و با تأثیرگذاری بر اطلاعات مالی شرکت‌ها عملاً وضعیت آن‌ها را وخیم‌تر کرد بطوریکه انتقاد نسبت به این فرآیند گزارشگری عملاً از بخش بانکداری شروع گردید بطوریکه رئیس انجمن بانکداران امریکا (2008) عنوان نمود مشکلات موجود در بازارهای مالی امروز را که ناشی از عوامل مختلف می‌باشد می‌توان تا حدودی شناسایی نمود بطوریکه یکی از عوامل کلیدی ناشی از آن که منجر به تشدید این بحران شده است به رسمیت شناختن حسابداری ارزش‌های منصفانه است.

اعتراض اصلی به ارزش‌های منصفانه توسط مارتین سالیوان مدیر اجرایی شرکت AIG صورت گرفت که عنوان نمود حسابداری ارزش‌های منصفانه عواقب ناخواسته‌ای را به همراه داشته است و درخواست تعلیق و حذف آن در روزنامه تایمز مالی 2008 احتمالاً به عنوان قوی‌ترین مخالف حسابداری ارزش‌های منصفانه مطرح گردید. که حسابداری ارزش منصفانه به علت اصلی کاهش بی‌سابقه در ارزش دارایی‌های ثبت شده در دفاتر مالی بوده است و این امر منجربه افزایش بی‌ثباتی در وضعیت مؤسسات مالی و در نهایت ایجاد بدترین بحران اقتصادی در ایالات متحده و به تبع آن رکود اقتصادی گردید علاوه بر این او معتقد است که حسابداری ارزش‌های منصفانه طرفدار بازی دوچرخه سواری (شناور بودن قیمت‌ها) است و باید کنار گذاشته شود و یا اینکه حداقل به میزان قابل توجهی در تغییرات آن اطمینان‌بخشی صورت پذیرد بطوریکه صورت‌های مالی و گزارشگری درخصوص وضعیت سازمان بیانگر افشاء عملکرد واقعی باشد نه اینکه به صرف میزان درآمدزایی کاملاً بیان‌کننده قدرت واحد تجاری در صورت سود و زیان تلقی شود.

اما بانک ایالات فدرال رزرو امریکا بن برنانکی گفت نیاز به علامت‌گذاری دارایی در ایجاد انگیزه‌سازی آتش فروش و قیمت یک دور باطل است. اعتقاد بر این است که بکارگیری ارزش منصفانه گسترش مجدد در سیستم بانکی منجر به شکست مجدد خواهد شد و تأثیرات عدیده‌ای بر اقتصاد واقعی را به همراه داشته باشد. برخی دیگر از محققان اندازه‌گیری ارزش منصفانه را به این علت مورد انتقاد قرار می‌دهند که نقطه تناقض در اندازه‌گیری صورت‌های مالی دارد بطوریکه پس از تهیه صورت‌های مالی مجدداً ارزش‌ها دچار تغییر شده‌اند. بطوریکه چنانچه بکارگیری ترکیبی از معیارهای اندازه‌گیری در پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان‌ها وجود داشته باشد عملاً استفاده‌کننده قادر به قضاوت درخصوص اینکه چه میزان از این تعییرات در اثر بکارگیری وجوه و منابع سازمان صورت گرفته و چه میزان ناشی از تصمیم‌گیری مدیریت در بکارگیری پول و دارایی‌های مربوط می‌باشد، نمی‌باشند و بر همین اساس اشاره می‌دارند برای رفع این معضل هم می‌توان 2گونه صورت‌های مالی ناشی از این معیارهای اندازه‌گیری را تهیه و بکار گرفت.

از سوی دیگر نقطه‌نظرات دیگری درخصوص بکارگیری و حمایت از ارزش منصفانه وجود دارد Rummell (2008) معتقد بود که منتقدان به علت و نتیجه بکارگیری ارزش منصفانه را اشتباه گرفته‌اند. بانک‌ها می‌توانند با نصب یک سیستم نرم‌افزاری منجر به قادر باشند با افزایش در اتلاف وام‌های خود آگاهی یابند و براساس آن بکارگیری استاندارد ارزش منصفانه این موضوع کاملاً پیش‌بینی شود. بنابراین از آنجا که توسعه اخیر در فرآیندهای استانداردگذاری و اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه منجر به گزارشگری مالی فراگیر شده است. عملاً منجر به تغییر بی‌سابقه در محتوای اهمیت و سودمندی اطلاعات درخصوص عملکرد مالی سازمان‌ها شده است. ادراک حسابداری از پدیده‌های اقتصادی و آینده اقتصاد در مسیر تحول در صورت‌های مالی و فرآیند ممیزی صورت‌های مالی واحدهای مورد رسیدگی است. بنابراین استفاده از مفاهیم سود و زیان‌های تحقق نیافته ئر نتیجه تغییر در بکارگیری ارزش منصفانه این مفهوم را می‌رساند که سود سهام تحصیلی ممکن است قبل از تحصیل وجه نقد بین سهامداران پرداخت شود که این خود خطراتی برای واحد تجاری را افشاء و گزارش خواهد نمود بنابراین وجود قضاوت و ذهنیت در هر حال فضا را برای امکان دستکاری و تغییر در مبلغ درآمد را برای مدیریت باز خواهد نمود. در حالیکه ارزش عادلانه می‌تواند بدلیل وجود خطای ذاتی غیرقابل اعتماد بودن در اندازه‌گیری تبعاتی را برای استفاده‌کننده از اطلاعات به همراه داشته باشد. بر همین اساس دستیابی به مدلی که در آن مفروضات مذکور پیش‌بینی شده باشد مشکل این مهم را تا حدودی رفع خواهد نمود. بدین‌ترتیب توابع حسابداری می‌توانند در صورت وجود خطای اندازه‌گیری و ارزشگذاری نقض شوند.

با این حال حسابداری به عنوان یک ابزار مهم انتقال اطلاعات اقتصادی برای افراد فعال در محیط اقتصادی مهیا و شناخته شده است بنابراین صدور احکام درخصوص نقش ارزش‌های منصفانه در ایجاد بحران مالی و تداوم آن می‌بایست بصورت صحیح از دیدگاه اقتصادی و نظریه‌ پردازان مورد بررسی قرار گیرد تا امکان اظهار نظر صحیح و کامل درخصوص مشکلات رویه فعلی شناسایی لازم صورت پذیرد.

بر همین اساس نگرانی‌های اصلی موجود در این ارتباط مبنی بر نگرانی در بکارگیری ارزش‌های منصفانه به شرح زیر است:

الف) سود تحقق نیافته:

ارزیابی مجدد دارایی‌ها و بدهی در یک تاریخ تعادل خود را در شناسایی ماب‌التفاوت ارزش شناسایی شده تحت سود شناسایی بعنوان سود تحقق نیافته ایجاد خواهد نمود و چنانچه سود تحقق نیافته بین سهامداران توزیع شود. عملاً خط ابتلای سازمان به توزیع نامناسب سود و توزیع سود تحقق نیافته را در سود قابل توزیعی شرکت (EPS) مورد سؤال قرار داد و عملاً این موضوع منجر به افزایش حساب در توسعه سازمان خواهد شد.

ب) قابلیت اطمینان و اندازه‌گیری:

ارزش‌های منصفانه منعکس کننده ارزش‌های فرضی منصفانه است که ناشی از شرایط و موقعیت آن دارایی در سطح بازار است. بر همین اساس در بسیاری از موارد باید شرایط بصورت صحیح و مناسب در برآورد ارزش منصفانه بکار گرفته شود. قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه اطمینان‌بخشی سود قابل تحصیل (EPS) را کم خواهد نمود بطوریکه در صورت وجود بازار غیر کارآ و غیرنقدی استفاده از این مدل برای ارزشگذاری دارایی‌ها امری اشتباه می‌باشد و می‌تواند به جای موفقیت سازمان نتیجه شکست دربر داشته باشد.

ج) ارتباط اندازه‌گیری:

شک و تردید در مورد مربوط بودن معیار اندازه‌گیری برای برخی همواره وجود دارد و وجود هم خواهد داشت بطوریکه اطلاعات مندرج در صورت سود و زیان و سودمندی درآمد خالص به عنوان یک اقدام عملکردی در پایگاه داده‌های اندازه‌گیری منجر به ایجاد تعادل و اطمینان‌بخشی بیشتر در ارزشگذاری خواهد شد.

 

د) رفتار غیرمطلوب (پایین‌تر از سطح مطلوب):

عقیده واقعی بر این است که بکارگیری ارزش‌های بازار در حسابداری ارزش‌های منصفانه به جای حسابداری سنتی بهاء تمام شده تاریخی عملاً به شناسایی سود بیشتر منجر خواهد شد و مدیریت ممکن است به منظور دستیابی به اهداف خود به صورت انتخاب‌های گزینشی ارزشگذاری مربوط را بکار گیرد. برخی بر این عقیده هستند که رفتارهای غیراستاندارد شرکت‌ها ممکن است بازارها را تحت تأثیر قرار دهد و این خطر در ابتلاء‌سازی اقتصاد و منجر به نظام‌مند نمودن بازار در سطح کل با این رفتارهای غیراستاندارد گردد. این در حالی است که بکارگیری ارزش‌های منصفانه در اندازه‌گیری رویدادها در این شرایط مالی باعث افزایش اطلاعات غیرواقعی و در نهایت منجر به کاهش شفافیت در سطح صورت‌های مالی خواهد شد.

3. ویژگی‌های اقتصادی قیمت بازار و ارزش منصفانه:

1-3- مفهوم اقتصادی و حسابداری درآمد:

در ابتدا جهت تبیین موضوع ما رابطه متقابل بین سرمایه و درآمد مورد بررسی قرار می‌دهیم بطوریکه اقتصاددانان ایروینگ فیشر (1906 و 1930) ادعا کرد که ارزش سرمایه برابر است با ارزش درآمدب شرکت در آینده است و نرخ بهره را بعنوان تابعی در برآورد و پل ارتباطی درآمد و سرمایه تفسیر و تبیین می‌کنند. در نظریه‌های اقتصاد مدرن تعریف درآمد (سود) بعنوان خالص افزایش در ارزش دارایی‌های شرکت تعریف می‌شود بطوریکه اگر مقدار سرمایه در پایان دوره نسبت به ابتدای دوره افزایش یابد در نهایت بیان می‌شود که سود برای شرکت تحصیل شده است. بر همین اساس سود اقتصادی نشان‌دهنده افزایش در ثروت سهامداران تعریف می‌شود.

در تئوری‌های حسابداری تلاش به ارائه یک مفهوم جهت تعریف درآمد با توجه به مفاهیم اقتصادی و ویژگی‌های کسب و کار بعنوان یک طرف پارامتر و از طرف دیگر عملیاتی که از عمل در سودی دیگر صورت می‌پذیرد تعریف می‌شود. اولین تلاش صورت گرفته در این ارتباط توسط ادوارد و بل در سال‌های 1961 و چمبرز در سال 1966 و 1974 بدین مفهوم درآمد تعریف گردید که درآمد عبارتست از وجه نقد جاری تحصیل ناشی از عملکرد واحد تجاری عنوان شد. بر همین اساس مدل مذکور با استفاده از یک معیار تنها جهت اندازه‌گیری درآمد استفاده شده است. به همین دلیل ارزیابی توانایی یک واحد تجاری برای تعامل با روابط سایر عوامل بازار معادل وجه نقد جاری تحصیلی است که منجر به افزایش زیر تعریف می‌گردد.

 

ارتباط درآمد و سرمایه (مدل فیشر)

بدین‌ترتیب راه‌کار عمل در این ارتباط مدلسازی و تفکیک صحیح سود تحقق نیافته می‌باشد. بدین‌ترتیب استفاده از یک مبنای یکسان و یکنواخت در مفاهیم ارزشگذاری و اندازه‌گیری‌ها بهترین پیامد را درخصوص بکارگیری صحیح ارزش منصفانه دربر خواهد داشت و بنابراین همراهی با بکارگیری صحیح روش نگهداری اطلاعات و رویدادهای مالی پیامدهای قابل توجهی را برای سودمندی اطلاعات حسابداری در تصمیم‌گیری‌های مالی و عملکردی دربر خواهد داشت و این زمانی تحقق خواهد یافت که همه ما با احترام به شروط تعریف شده برای اندازه‌گیری و محاسبه درآمد حسابداری که دارای ویزگی‌های مشابهی با درآمد اقتصادی آن را تعریف و بکار بگیرید چرا که سود اقتصادی بیان نتیجه واقعی عملکرد سازمان است بطوریکه آیا سازمان قادر به حفظ پتانسیل‌های سود خود موفق بوده است در مفاهیم اقتصادی نگهداری پایه تعریف درآمد از محل سرمایه (تغییرات سرمایه) موضوعی اجتناب‌ناپذیر است و این مفهوم می‌تواند بعنوان یک نقطه آغازین در تعریف تحقق درآمد در مفاهیم حسابداری می‌‌باشد قبل از آنکه اقدام به تغییر پایه و یا تغییر مفاهیم آن داشته باشیم.

2-3- ارزش منصفانه و ویژگی اقتصادی آن:

بطور سنتی درآمد براساس مفاهیم نگهداری پول و سرمایه‌های مالی تعریف و مورد استفاده قرار می‌گیرد. مدل هزینه‌های تاریخی معمولی بعنوان پایه اولیه در بررسی این مفهوم بکار گرفته می‌شود چرا که در مقدمه تعریف ارزش منصفانه بیانگر تغییر ادراک و تغییر در محتوای مفهوم درآمد حسابداری سنتی است. با این وجود ارزشگذاری روش ارزش منصفانه عملاً منجر به عنوان یک خدمت به نظریه‌پردازان حسابداری حداقل در سطح مفاهیم نظر می‌گردیده است بر همین اساس ریچارد در سال 2002 نشان داد یک سطح از بکارگیری ارزش منصفانه در رویدادهای مالی را پس از گذشت یک قرن از مفاهیم حسابداری بطوریکه تعداد نظریه حسابداری ارزش منصفانه را در 20 تا 30 سال پیش مطرح نمود.

اگرچه در گذشته نیز تئوری متن‌های حسابداری از جمله Macneal (1939) اندازه‌گیری عناصر حسابداری را بعنوان یک ارزش اقتصادی مطرح نمود و او مفهوم درآمد اقتصادی را مازاد ارزش سرمایه در پایان دوره نسبت به اول دوره تعریف نمود. او همچنین ترجیح داد که با استفاده از ارزش بازار برای اندازه‌گیری رویدادها استفاده نمود ولیکن او سود حاصله را بصورت کامل و بدون تفکیک سود تحقق یافته و سود تحقق نیافته تعریف نمود. او همه تغییرات در ارزش دارایی‌ها و بدهی‌ها را در سود و زیان طبقه‌بندی نمود و مطابق رویکرد مفهوم درآمد مربوط به مفهوم نگهداری سرمایه فیزیکی مطرح نمود. به هر حال او بیان می‌دارد که ارزش‌های بازار منتج از عرضه و تقاضای بازار است او خواستار اندازه‌گیری رویدادها به عنوان ارزش‌های اقتصادی بود و قدرت برابری کالا با پول را بعنوان ارزش اقتصادی هر چیز عنوان نمود و معیار پول اندازه‌گیری می‌شود که در نهایت به قمیت بازار آن رویداد است.

ارزش منصفانه، قیمت فرضی بازار است و نقطه شروع برای محاسبه و بکارگیری ارزش‌های بازار است چرا که بازا منتج شده از تعاملات انسان‌هایی است که در آن انتقال اطلاعات براساس قیمت‌ها تعیین و صورت می‌پذیرد و از نقطه‌نظر اقتصادی قیمت بازار محل تلاقی نگرش خریداران و فروشندگان پس از بازدید خریداران از مغازه فروشندگان و رؤیت کالا صورت می‌پذیرد و از طرف دیگر بازار تنها داروی واقعی برای تعیین ارزش‌های قیمت می‌باشد.

اگرچه برخی معتقدند که قیمت‌های بازار می‌توانند در مواردی به قیمت‌های بالاتر بیش از حد یا کمتر از واقع قیمت‌گذاری شوند و این موضوع تنها دلیلی است که آن‌ها در عدم اتکا به این مدل ارزشگذاری و به دفاع از عمل خود ادامه می‌دهند. این در حالی است که امروزه واحدها پولی مختلفی در بازار وجود دارند که ماهیت قیمت‌گذاری و ارزشگذاری آن‌ها کاملاً متفاوت است. بنابراین با این وجود در تناسب ارزهای مختلف قیمت کالاها و خدمات ارائه شده همواره در نوسان می‌باشد.

بنابراین هیچ چیز ثابتی در شرایط بازار وجود ندارد. بنابراین همانگونه که میزس می‌گوید قیمت‌های واقعی بازار در علم اقتصاد وقایع و حقایق هستند همانگونه یک فیزیکدان خواستار استقرار مقدار وزن مس در دنیای واقعیت است. حوادث تاریخی بیان‌کننده آن چیزی است که برای یکبار و در یک لحظه مشحص اتفاق می‌افتد و در یک شرایط قطعی صورت می‌پذیرد. در حالیکه صرفاً گروه کمی از مخالفین این نظریه قادر به درک تغییرات بازار نبوده‌اند و آن‌ها این شیوه ارزیابی را مختص گروه‌های مشهود تلقی می‌نمایند اما اقتصاددانان با بی‌اعتنایی به این اظهار نظرهای مذکور با بیان اینکه نباید ک واقعیت را فراموش نمود که نابرابر ذاتی و اکتسابی بین همه انسان‌ها با توجه به شرایط زیست محیطی آن‌ها وجود دارد بنابراین از نظریه‌های خود دفاع نمودند.

هر فرد، هر انسان و فعال اقتصادی بگونه‌ای در بازار خرید و فروش در قیمت‌گذاری بازار نقش دارد و تأثیر او بر قیمت‌گذاری ذر بازار بستگی به میزان سهم در بازار او و اندازه بازار دارد. بطوریکه چنانچه اندازه بازار خاص و کوچک باشد فرد قدرت کافی برای تعیین قیمت دارد و قادر به نفوذ و تعیین قیمت در بازار است. شرکت‌کنندگان در بازار که به نام قیمت‌ساز بازار تعریف می‌شوند و خریداران و سایر شرکت‌کنندگان غیرمؤثر بر بازار را قیمت‌گیرنده بازار می‌نامند.

بدین‌ترتیب با توجه به تعاریف مذکور می‌توانیم در ساخت مدل ارزیابی از قیمت‌گذاری واقعی براساس ارزش واقعی بازار مبادله استفاده کنیم زیرا که نحوه و مدل ارزشگذاری توسط افراد بصورت قصاوتی است و نتایج مختلفی را دربرخواهد داشت. ما می‌توانیم قیمت بازار را بعنوان یک مفهوم همانند مفهوم مشابه حسابداری اقتصادی بعنوان مفهوم ارزش منصفانه تبیین نماییم و سپس درآمد ارزش مصفانه را به عنوان تقریبی از درآمد اقتصادی محاسبه و تبیین نماییم. زیرا ارزش منصفانه یک مدل ارزشگذاری بازار است و قیمت‌ها در بازار همیشه شامل انتظار از معادله‌گران بازار در مورد عرضه و تقاضا حسب یک شرایط اقتصادی خوب است. برهمین اساس قیمت در شرایط فعلی براساس مدل‌های تنزیل شده قابل تبدیل به ارزش‌های آتی می‌باشد بنابراین مدل ارزش منصفانه یک مدل آینده‌گرا می‌باشدکه حسابداری بهاء تمام شده تاریخی شده تاریخی به علت عدم این ویژگی از آن رنج می‌برد.

4. بررسی مسائل مربوط به ارزش منصفانه در جریان بحران مالی:

1-4- سود تحقق نیافته و فرسایش سرمایه:

تغییرات در ارزش منصفانه دارایی‌ها و بدهی‌ها به عنوان سود و زیان به رسمیت شناخته شده است و حسب شرایط تحقق این بخش از سود و زیان به سود و زیان تحقق یافته در فرآیندهای گزارشگری تبدیل شده است بنابراین تغییر ارزش‌های منصفانه تنها دنبال انتظار در تحقق تفاوت ارزش دارایی و بدهی‌ها تحت عنوان سود و زیان می‌باشد که این امر تابع و مشروط به عوامل بسیاری است از جمله در جدوال: 1.تصمیم‌گیری مدیریت، 2. انحلال موقعیت، 3. ثبات یا بی‌ثباتی در بازار. در بی‌ثباتی قیمت‌ها باید آگاه باشیم نسبت به توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود تحقق نیافته.

این مدل ممکن است خطر فرسایش‌پذیری را ناشی از توزیع سود تحقق نیافته بدنبال داشته باشد بنابراین توابع حسابداری می‌بایست مانع از توزیع سود تحقق نیافته بصورت ناخواسته باشند و گزارشگری مالی باید فقط به کاربران و تصمیم‌گیران اطلاع دهد که چه میزان سود بین سهامداران تقسیم کنند که باعث فرسایش سرمایه واحد تجاری نگردد و یا شاید این موضوع در صورتی که ایجادکننده محدودیت قانونی برای بنگاه‌ها باشد مؤثر عمل خواهد نمود و منتقدان ارزش منصفانه بر این باروند که مدل هزینه‌های تاریخی بهاء تمام شده و یا مدل هزینه استهلاک می‌باید چنانچه بوسیله مدل ارزش‌های منصفانه جایگزین شوند باعث فرسایش سرمایه بنگاه‌ها خواهد شد. در حالیکه در مدل‌های قبلی این عمل رخ نخواهد داد چرا که حسابداری بهاء تمام شده تاریخی مشوقی برای دستاوردهای تجاری بنگاه‌ها با نگهداشت سرمایه واقعی خواهد بود و صرفاً در زمان فروش دارایی که فعل اقتصادی قابل مشاهده صورت می‌پذیرد اقدام به شناسایی سود خواهد نمود زیرا چنانچه این وجوه قابل تخصیص در ارزش منصفانه مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری و منجر به کسب سود گردد عملاً سودآوری شرکت را در مقایسه با مدل ارزش منصفانه بیشتر خواهد نمود و بر همین اساس است که همواره عده‌ای خواستار استفاده از مدل بهاء تمام شده تاریخی در ارزشگذاری رویدادها و گزارشگری اطلاعات مالی می‌باشند.

علاوه بر این بازگشت مجدد به مدل بهاء تمام شده تاریخی مشکلات قدیمی را به همراه خواهد داشت و وضعیت بحران مالی جهان را بدتر از زمان فعلی خواهد کرد. اگرچه استدلالات انجام شده همواره در مجموع به نفع بکارگیری ارزش منصفانه است تا جائیکه باعث توزیع سود تحقق نیافته نگردد و این بدین معنی نیست همه چیز و موضوعات مطروحه در این مدل کاملاً صحیح است بر همین اساس تجدید نظر در مفهوم سود تحقق نیافته و توزیع‌پذیری آن برای برخی از اهداف مطروحه کاملاً توجیه‌پذیر است. مقررات بانک‌ها و سایر مؤسسات مالی با توجه موارد مطروحه عملاً برای تضمین آینده و بکارگیری یک رفتار محتاطانه و در نتیجه جلوگیری از خطرپذیری در مقابل یک موضوع اقتصادی است بر همین اساس بود که با کنوانسیون بازل، محاسبه و تعیین برخی از نسبت‌ها در بانک‌ها به عنوان سرچشمه این احتیاط‌پذیری بکارگرفته شد. اما ارقام حسابداری با استفاده از ارزش‌های منصفانه به رسمیت شناخته شده است اگرچه برخی از مقادیر (سود تحقق نیافته و ...) موجود در اندازه‌گیری سرمایه در حسابداری متناسب برای مقررات بانکی است ولیکن در هر حال نمی‌توان ارزشگذاری مدل ارزش‌های منصفانه در ارزشگذاری صورت‌های مالی پرهیز نمود زیرا هدف از تهیه و انتشار صورت‌های مالی ارائه اطلاعات مفید و قابل اتکا برای سرمایه‌گذاران بالقوه و بستانکاران و سایر کاربران اقتصادی و ذینفعان را درخصوص تصمیم‌گیری و تخصیص بهینه منابع کمیاب دربر دارد.

از طرفی دیگر ضررهای مالی مطابق استانداردهای حسابداری پذیرفته شده در سراسر جهان آماده اصول‌گرایی و تطبیق‌سازی خود جهت تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان است.

2-4- قابلیت اطمینان و ارتباط آن با اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه

تعریف انجام شده درخصوص ارزش منصفانه توسط هر دو نهاد GAAP و IFRS بر این اساس استوار است.

ارزشگذاری دارایی‌ها به ارزش‌های روز بدون هیچگونه قصدی درخصوص انحلال و یا توقف فعالیت و بدون انجام هرگونه معامله و یا رویداد در شرایط غیرمتعارف می‌باشد. بنابراین ارزش منصفانه محدود است بعنوان قیمت مورد توافق بین یک خریدار و فروشنده آگاه و مطلع، از طرفی دیگر قیمت‌گذاری براساس ارزش منصفانه مبتنی بر ارزش‌های بازار است و تابع اندازه‌گیری به روش‌های دیگر نمی‌باشد. بنابراین سازمان‌ها بدنبال بهترین معیار برآوردی برای محاسبه و بکارگیری ارزش منصفانه باشند که ارزش منصفانه واقعی باشد. بدین‌ترتیب اگر واحد سازمانی و یا بنگاه قادر باشد با مسئولیت خود اقدام به اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌ها به ارزش‌های منصفانه نماید این موضوع می‌تواند به عنوان یکی از مزایا یا معایب بکارگیری ارزش منصفانه در نحوه قیمت‌گذاری دارایی‌ها یا بدهی‌ها باشد و چنین عملی اساساً در انحراف با الزامات تعیین شده در استانداردهای گزارشگری مالی است. پایین بودن قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه مربوط به محاسبه سود هر سهم ((EPS بعنوان مسئله اصلی مطرح است زمانی که قیمت‌ها در بازار به سرعت در حال کاهش هستند و یا بازار از کمبود نقدینگی به این معاملات رنج می‌برد برآورد ارزش منصفانه ممکن است تحریف شود. و این بدین دلیل است که می‌تواند این ارزشگذاری به علت فروش اجباری و یا فروش برای رفع مشکلات شرکت صورت پذیرد.

بنابراین این تعاریف ارزش منصفانه مربوط به فروش‌های اجباری و غیرمنطقی و شرایط آن در بازار نمی‌باشد بلکه مربوط به معاملات منظم می‌باشد.

برای افزایش سودمندی صورت‌های مالی برخی تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که تقسیم درآمد و نمایش آن به اشکال زیر صورت پذیرد:

- درآمد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی و افشای جداگانه درآمد تحقق یافته و تحقق نیافته، جهت شناسایی سود قابل تقسیم واقع‌ بینی سهامداران می‌باشد. ارزش منصفانه تغییرات شاخص‌های مهم در محاسبه توانمندی سازمان برای پیش‌بینی و توسعه سازمان در آینده و دانش به قیمت‌های واقعی بازار می‌باشد. بنابراین این موارد می‌بایست بصورت جداگانه گزارش شوند حتی اگر قیمت‌های بازار به سرعت در حال افزایش و یا کاهش باشند.

نتیجه‌گیری:

فراگیر شدن اندازه‌گیری ارزش منصفانه، در سازمان‌ها در گزارشات مالی به بیش از 20 سال گذشته برمی‌گردد. تحت عادلانه ارزش حسابداری، اشخاص مکلف و یا مجاز برای اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌های خاص در ارزش منصفانه آن‌ها در تاریخ گزارش است. ارزش منصفانه یک جریان فرضی است مبتنی بر مقادیر و ارزش‌های بازار است. این ارزش بازار همیشه بطور مستقیم قابل مشاهده و اندازه‌گیری است. لذا بحث در مورد سودمندی این موضوع حسابداری ارزش منصفانه در ارتباط با صدای خرد کردن یا خرد شدن زیر دندان یا زیر چرخ فرآیند مالی و غیرمالی که در بحران اقتصادی به نمایش گذاشته شده در سال 2000 به بعد بوجود آمده است.

در طول سنوات 2007-2009 مخالفان استفاده از حسابداری ارزش منصفانه در گزارشگری مالی سازمان‌ها اصرار دارند که اندازه‌گیری ارزش منصفانه، بحران مالی را شتاب بخشیده و بطور قابل توجهی تأثیر بدتری بر شرکت‌های آسیب‌پذیر داشته است. از سوی دیگر عقاید مهم دیگری وجود دارد که به نفع ارائه تصویر و نمایش حسابداری ارزش می‌باشد. هدف ما در این مقاله بوده است که برای کمک به بحث واقعی که آیا حسابداری ارزش منصفانه نقش یک راهبر یا یک محرک را در صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ و غیرمالی اخیر و پس از آن توسعه اقتصادی ایفاء کرده است که در پایان به این نتیجه رسیدیم که مدل‌های ارزش‌گذاری منصفانه اطلاعات مالی اگر چنانچه دارای مکانیزم کنترلی دقیقی باشند بسیار کارآتر از سیستم‌های سنتی عمل می‌نمایند و بنظر می‌رسد اساساً مشکل بحران مالی دنیا ارتباط مستقیمی با مدل‌های ارزش‌گذاری نداشته است بلکه آنچه به این بحران دامن زده است عدم نظارت و کنترل و وجود تقلبات مالی و گزارشگری رویدادهای مالی می‌باشد.

در شرایط فعلی رکود اقتصادی منجر به ارزیابی و تجزیه و تحلیل ویژگی‌های حسابداری ارزش منصفانه از نظر اقتصادی شده است.

اندازه‌گیری عناصر حسابداری یکی از عوامل بسیار مهم در روند تهیه صورت‌های مالی و گزارشگری اطلاعات مالی مطابق با فعالیت‌های اقتصادی و حسابداری سازمان صورت می‌پذیرد می‌باشد. عناصر صورت‌های مالی را می‌توان با ویژگی‌های مختلف اندازه‌گیری که مربوط به طبیعت از یک عنصر و هدف که بری این عنصر توسط سازمان متحمل شده است اندازه‌گیری کرد. قابلیت اطمینان و ارتباط از ویژگی‌های یک اندازه‌گیری می‌باشد. که به عنوان مهم‌ترین نکات کلیدی اندازه‌گیری دارایی، بدهی، حقوق صاحبان سهام و دیگر عناصر یک سازمان است. در ارتباط با بحران مالی اخیر و پس از رکود اقتصادی مربوطه بسیاری از نقطه‌نظرات و پرسش‌ها درخصوص سرزنش در ارتباط با ماهیت اندازه‌گیری ارزش منصفانه مطرح می‌گردد و حتی به نظر می‌رسد که در صورت‌های مالی قابل ارائه از طریق ارزش‌های منصفانه به عنوان راننده اصی این بحران شناسایی شده است. البته مخالفان متعددی در خلاف این نظریه هم وجود دارند که بدان خواهیم پرداخت و در اساس به برسی و به تصویر کشاندن نقاط قووت و ضعف بکارگیری و استفاده از ارزش منصفانه برای اهداف حسابداری خواهیم پرداخت.

منتشر شده در مقالات

 آیین نامه تنظیم و تحلیل و نگهداری دفاتر قانونی

موضوع تبصره یک ماده 95 قانون مالیات های مستقیم مصوب وزیر امور اقتصادی و دارایی 

کلیات :

ماده 1 : این آیین نامه به مودیانی اشاره دارد که در موعد تعیین شده در قانون مالیات های مستقیم ترازنامه و حساب سود و زیان و حسب مورد حساب درآمد و هزینه با رعایت و موازین استانداردهای تعیین شده از سوی سازمان امور مالیاتی کشور را تسلیم می نمایند.

تبصره 1 : در شرایطی که مودیان مالیاتی مشمول حسب مورد از اوراق مخصوص موضوع ماده 169 قانون مالیات های مستقیم که فاقد اعتبار بوده و به گونه ای که به نفع مودی باشد استفاده کنند قابل استناد نخواهد بود.

تبصره 2 : مودیان می توانند یکی از روش های متداول حسابداری را آزادانه انتخاب کنند اما باید در سال های بعدی نیز همچنان از همان روش استفاده کنند بنابراین در صورت تغییر روش مکلفند اثرات حاصل از تغییر روش خود را که بر حساب سود و زیان تاثیر می گذارد بپذیرند و اظهارنامه و سایر صورت های مالی تسلیمی خود را به اداره مالیاتی ذیربط ارائه دهند.

فصل اول : مشخصات دفاتر قانونی 

ماده 2 : دفاتر قانونی که مشمول این قانون می باشند عبارت است از : تمامی دفتار روزنامه و کل اعم از دفاتر مشترک یا دفاتر جدا از یکدیگر و همچنین دفاتر مشاغل که شامل دفاتر درآمد و هزینه می باشد که باید قبل از ثبت هرگونه عملیات حسابداری در آن ها طبق قوانین مواد 11 و 12 قانون تجارت مصوب سال 1311 طرف گردیده و به فارسی تحریر شده باشند.

تبصره 1 : اشتباه در شماره گذاری صفحات و اشتباهات ناشی از پلمپ دفاتر در مراجع مذکور سبب بی اعتبار شدن دفاتر می گردد.

تبصره 2 : ادارات امور اقتصادی و دارایی موظفند تمامی فهرست دفاتر ثبت و پلپ شده از اداره ثبت اسناد و تمامی فهرست دفاتر مشاغل ثبت و پلپ شده از ناحیه خود را به حوزه های مالیاتی مربوطه اعلام و ارسال کنند.همچنین مودیان موظفند تعداد و نوع دفاتری که بر اساس سال مالیاتی مورد رسیدگی پلمپ کرده اند و کلیه دفاتر نانویس موجود ثبت و پلمپ شده سال های گذشته را ذکر نمایند و ممیزین مالیاتی مکلفند که پس از اطمینان از دفاتر قانونی مودیان منحصر به دفاتر ابزاری رسیدگی های لازم را انجام بدهند.

ماده 3 : دفتر روزنامه به دفتری می گویند که اشخاص حقوقی یا حقیقی کلیه عملیات مالی خود را اعم از خرید و فروش،دیون،مطالبات و ظهر نویسی و همچنین کلیه فعالیت هایی که ایجاد دین یا طلب کند را شامل می شود از سوی دیگر کلیه عملیات محاسبتی باید در تاریخ وقوع ثبت شوند و سایر عملیات که طبق اصول حسابداری و عرف متداول دفتر داری در پایان دوره مالی برای تنظیم حساب های سود و زیان وجود دارند لازم است که بدون استثنا در این دفاتر ثبت گردند. 

تبصره : نگهداری دفاتر روزنامه واحد برای ثبت کلیه عملیات مالی و یا دفاتر روزنامه متعدد برای طبقات مختلف مانند دفتر روزنامه صندوق،دفتر روزنامه بانک و ... امکان پذیر است.

ماده 4 : کلیه عملیات ثبت شده در دفتر یا دفاتر روزنامه که بر حسب سر فصل یا کد گذاری حساب ها در صفحات مخصوص آن ثبت می گردند دفتر کل گویند به گونه ای که تنظیم حساب های سود و زیان و ترازنامه ها از طریق آن امکان پذیر باشد.

ماده 5 : دفتری که برای حساب های مورد نیاز موسسه بر اساس موازین متداول دفتر داری دارای ستون های سر فصل حساب ها باشد دفتر مشترک روزنامه و کل گویند به گونه ای که با تنظیم و حفظ دفاتر مذکور بتوان نتایج تمامی عملیات مالی گذشته را از آن استخراج کرد و حساب سود و زیان و ترازنامه را از آن بدست آورد.

ماده 6 : دفتر مشاغل یا همان دفتر درآمد و هزینه دفتری است که دارای ستون هایی برای درج تاریخ،شرح موضوع،درآمد،هزینه و دارایی های قابل استهلاک باشد و اقلام مذکور به ترتیب تاریخ وقوع در آن ثبت شوند به گونه ای که بتوان در پایان سال جمع درآمد و هزینه شغلی مودی و همچنین تنظیم حساب سود و زیان را تعیین کرد.

فصل دوم : سایر دفاتر و مدارک حساب

ماد ه 7 : جدا سازی و تفکیک ساختن هریک از حساب های دفتر کل در دفتر معین صورت می گیرد کارت های حساب نیز به نوعی دفتر معین به حساب می آیند.

ماده 8 : کارت ها یا اوراق چاپ شده که به صورت دستی تکمیل می شوند و یا سیستم های کارتی و اوراق چاپ شده که توسط ماشین های حسابگر مکانیکی یا الکترونیکی تکمیل می شوند بر اساس مورد،سیستم های مکانیکی یا الکترونیکی نامیده می شوند.

ماده 9 : نوشته ای که در آن یک یا چند مورد عملیاتی مالی و محاسباتی انجام شده به حساب هایی که حسب مورد بدهکار یا بستانکار گردیده تحلیل می شوند مدرک حساب یا سند حسابداری گویند که چنین مدارکی پس از امضای مرجع ذیربط و صدور آن در دفاتر روزنامه و کل و دفاتر معین قابل ثبت می باشد.

منتشر شده در مقالات

ارائه گزارش مالی یکی از وظایف اصلی یک حسابدار موفق می باشد.گزارش مالی عملکرد مالی در طول یک دوره مالی را شامل می شود.دانستن نکاتی هرچند کوتاه اما قابل تامل و ضروری می تواند یک حسابدار را در تنظیم و ارائه گزارش مالی راهنمایی کند بنابراین در این مقاله کوتاه سعی داریم که نکاتی را در اختیار شما مخابین قرار بدهیم.

1.در صورت وجود سود و زیان،طبقه بندی سبب افزایش ارزش پیش بینی می شود.

2.صورت های سود و زیان باید شامل موارد زیر باشد :

 

 

  • سود یا زیان خالص
  • هزینه های مالی
  • سود و زیان فعالیت های عادی
  • اقلام غیر مترقبه
  • درآمدها و هزینه های غیر عملیاتی
  • سود و زیان عملیاتی
  • درآمد عملیاتی
  • هزینه عملیاتی
  • سهم الویت
  • مالیات بر درآمد

 

3.درآمد عملیاتی به معنی افزایش حقوق صاحبان سرمایه به جز سرمایه آورده شخصی که از مجموعه عملیات اصلی و مداوم واحد تجاری ناشی شده باشد و شامل موارد زیر می باشد :

 

  • فروش کالا
  • ارائه خدمات
  • استفاده از سرمایه واحد تجاری

 

4.درآمد حاصل از استفاده از سرمایه واحد تجاری در صورت فعالیت های اصلی و مداوم را درآمد عملیاتی گویند.

 

  • درآمد مالیاتی باید با توجه به معیارهای زیر حاصل گردد 
  • درآمد حق امتیاز بر اساس مفاد قرارداد مورد نظر
  • سود سهام در زمان دریافت توسط سهام دار
  • سود تصمین شده بر طبق زمان مشخص شده
  • درآمد عملیاتی توسط ارزش در نظر گرفته شده محاسبه می گردد

 

5.در صورتی که پرداخت درآمد عملیاتی به آینده موکول شود در این حالت مبلغی اضافه بر قیمت فروش کالا یا ارائه خدمات دریافت می گردد و به عنوان تامین مالی در حساب جداگانه دیگری ثبت می گردد.

6.در صورت فروش کالا یا ارائه خدماتی که وجوهی بر طبق قرارداد مذکور به علت فعالیت های آتی اما مرتبط با فعالیت های گذشته استرداد می شود جزو درآمدهای عملیاتی می باشد.

7.در صورت حفظ مالکیت و مخاطرات مربوطه میتوان گفت معادله مربوطه فروش به حساب نمی آید بنابراین درآمدی مبتنی بر آن مشخص نمی شود برای نمونه به مثال های زیر توجه کنید :

 

  • در شرایطی که واحد تجاری علاوه بر ضمانت نامه کالای فروش رفته خود ضملنت دیگری را به عهده بگیرد
  • در شرایطی که درآمد عملیاتی ناشی از فروش خاصی باشد
  • در شرایطی که خدمات مربوط به نصب کالای فروخته شده که قسمتی از مبلغ قرارداد را در بر می گیرد توسط واحد تجاری مذکور تحقق نیابد
  • در شرایطی که با توجه به مفاد قرارداد خریدار حق فسخ معامله را داشته باشد 

 

8.هزینه های عملیاتی را می توان در صورت سود و زیان بر اساس ماهیت دسته بندی کرد.

9.هزینه های عملیاتی شامل کاهش در حقوق صاحبان سرمایه ناشی از فعالیت های اصلی و مداوم است.

10.دسته بندی هزینه ای بر اساس عملکرد به شرح زیر می باشد :

 

  • قیمت تمام شده کالا فروخته شده
  • هزینه های مربوط به عملیات توزیع و فروش
  • هزینه های عمومی واحد تجاری

 

11.هزینه غیر عملیاتی ناشی از کاهش حقوق صاحبان سرمایه در صورت فعالیت های تصادفی و اتفاقی است.

12.سود ناشی از واگذاری در تاریخ مذکور و زیان ناشی از آن در تاریخ تصمیم گیری در حساب ها ثبت می گردد.

13.در صورتی که از فروش بخشی از واحد تجاری زیانی حاصل گردد باید شناسایی شود.

14.مجموعه عملیاتی که متوقف می شوند عبارت است از :

 

  • اثر زیادی بر ماهیت و عملیات اصلی واحد تجاری داشته باشند
  • سرمایه،بدهی،سود و زیان برای ارائه گزارش قابل تشخیص باشند
  • اطلاعات مربوط به عملیاتی که متوقف شده اند حداکثر تا سه ماه بعد باید کامل شوند

 

15.در صورتی که عملیات مورد نظر صورت نپذیرند عملیات موجود در بخش سود و زیان به عنوان عملیات مستمر اعمال می شوند.

منتشر شده در مقالات

پارمیس آی تی : مجموعه فعالیت های حسابداری شامل یک سری مراحل پیوسته است که در تمامی دوره های مالی تکرار می گردد که به این مجموعه فعالیت ها در هر دوره چرخه حسابداری گویند.چرخه حسابداری دارای یک سری مراحل است و عبارت است از:

 

 

 

 

  • جمع آوری اطلاعات مرتبط با رویدادهای مالی
  • بررسی و تحلیل رویدادهای مالی و تنظیم اسناد مربوط به حسابداری
  • ثبت رویدادهای مالی در دفاتر حسابداری
  • انتقال اطلاعات مالی به دفاتر اصلی حسابداری
  • اصلاح حساب های دفتر کل
  • بستن حساب های موقت
  • تهیه تراز آزمایشی
  • تهیه تراز آزمایشی اصلاح شده
  • تهیه صورت های مالی

برخی از مراحل بالا باید در ابتدای دوره انجام پذیرند و باقی آن ها در پایان دوره مالی انجام بشوند.برای ثبت رویدادهای مالی در حسابداری می توان از دو روش استفاده کرد که در ذیل به تعریف آن ها می پردازیم.

روش نقدی : تمامی درآمدها و هزینه ها باید در زمان دریافت یا پرداخت وجوه نقدی ثبت گردند بدین معنا که قبل از پرداخت هزینه یا قبل از دریافت هزینه در دفتر حسابداری در دوره مالی مذکور موردی ثبت نمی گردد.

روش تعهدی : در برخی موارد درآمدهای حاصل از فروش و هزینه های حاصل از خرید در زمان فروش و خرید کالا انجام نمی پذیرد بنابراین با توجه به این مورد در هنگام خرید یا فروش در دفتر حسابداری ثبت می گردند حتی اگر درآمدها و هزینه ها در هنگام فروش و خرید تحقق نیابند.

اصل تحقق درآمد : درآمدهای حاصل از فروش کالا یا ارائه خدمات باید ثبت گردند حتی اگر بهای آن ها در هنگام وقوع پرداخت نشود بنابراین بر طبق همین اصل معیار ثبت درآمد در دفاتر حسابداری فروش کالا یا ارئه خدمات می باشد نه صرفا دریافت وجه نقدی.

اصل تطابق : بر اساس این اصل هزینه های ناشی از خرید کالا یا دریافت خدمات یک دوره مالی باید از درآمدهای حاصل از همان دوره مالی کسر گردد.

 

ثبت های اصلاح شده در حسابداری به چه معناست؟

جهت اجرای اصل تطابق که بر اساس آن هزینه های مربوط به هر دوره مالی باید از درآمدهای دریافت شده همان دوره مالی کسر گردد،حسابدار باید در زمان تنظیم صورت حساب سود و زیان دقت داشته باشد که تمامی درآمدها و هزینه های مربوط به آن دوره مالی را در دفتر حسابداری همان دوره مالی ثبت کرده باشد با این وجود اگر در برخی مواقع درآمد یا هزینه در دفتر حساب ها ثبت نشده باشد میتوان از روش ثبت مناسبی آن ها ثبت کرد یا به دفتر حساب ها منتقل کرد و دفتر حساب را اصلاح کرد که اصطلاحا به آن ثبت اصلاحی گویند.

 

حساب هایی که میتوان در آن ها ثبت اصلاحی را اعمال کرد عبارت است از :

  • اصلاح پیش پرداخت ها
  • اصلاح پیش دریافت ها
  • اصلاح حساب ملزومات
  • ثبت درآمدها و هزینه های ثبت نشده
  • اصلاح ثبت های اشتباه

در واقع تثبیت اصلاحی به معنی تجدید نظر کردن در حساب ها می باشد به گونه ای که وضعیت مالی یک دوره را به صورت صحیح تعیین کرد برای همین منظور می توان یک تراز آزمایشی را به عنوان نمونه ارائه داد سپس اصلاحات مورد نظر را اعمال کرد و پس از آن تراز آزمایشی را به عنوان حساب مطلوب تنظیم کرد.

منتشر شده در مقالات

حسابداری علمی است که دارای اصطلاحات و لغات تخصصی مربوط به خود می باشد آشنایی با اصطلاحات پرکاربرد سبب می شود در مواجه با آن ها دانسته هایی هرچند کوچک داشته باشیم که ممکن است ما را در انتخاب روش درست مدیریت حساب های خود یاری کند.در این مقاله به معرفی چند اصطلاح حسابداری می پردازیم.

حسابداری دولتی

به مجموعه فعالیت های سازمان های دولتی مانند تجزیه و تحلیل،ثبت و گزارش،طبقه بندی،تلخیص و تفسیر گزارشات موجود که با رعایت قوانین و اصول حسابداری دولتی انجام می گردد گویند که شامل عملیاتی همچون تهیه گزاش های مالی،حفظ حساب های ارگان های دولتی و وصول و پرداخت منابع مالی دولتی می باشد.

حساب مستقل

برای جداسازی برنامه ها از محلی که منبع درآمد مالی به طور جداگونه ای می باشد حساب مستقلی وجود دارد که شامل وجوه نقدی یا غیر نقدی و به طور خلاصه کلیه منابع و دارایی های مالی که برای هدف خاصی و بر اساس قوانین و مقررات از پیش تعیین شده می باشد.حساب مستقل باعث ایجاد واحد حسابداری و مالی مستقلی می شود که خود شامل حساب های دائمی و موقت می باشد.

حسابداری نقدی 

در این نوع حسابداری درآمد ها از وصول وجوه نقدی موجود و هزینه ها از پرداخت وجوه نقدی موجود در سال مالی منظور می گردد.براساس این مبنا تحقق یافتن درآمدها،تعهدات،هزینه ها که می تواند در نتیجه خرید یا فروش کالا باشد در شاخه درآمدها یا هزینه ها نمی گنجد بلکه شرط اصلی برای ثبت تمامی موارد بالا در گرو پرداخت هزینه ها می باشد بنابراین صورت های مالی که بر اساس حسابداری نقدی بررسی می شوند دارای حساب های دریافتی و پرداختی نمی باشند.

حسابداری تعهدی

بر اساس این نوع حسابداری درآمدهای حاصل از فروش و ارائه کالاها در سال جاری به حساب مالک منظور می گردد اگرچه درآمد حاصل از فروش یا ارائه کالا در سال های مالی قبل نیز دریافت می گردد و هزینه های مربوط به خرید یا دریافت خدمات مورد نظر در حساب در نظر گرفته می شود بنابراین هزینه کالاهای خریداری شده در سال های مالی قبل یا بعد از خرید پرداخت می گردد.بر اساس این حسابداری درآمدها و هزینه ها در دوره سال جاری در حساب منظور می گردند حتی اگر دریافت ها یا پرداخت ها در همان سال صورت نپذیرد.

حسابداری نیمه تعهدی 

حسابداری نیمه تعهدی ترکیبی از حسابداری نقدی و حسابداری تعهدی است که برای درآمدها از حسابداری نقدی و برای هزینه ها از حسابداری تعهدی استفاده می گردد از دیدگاه دیگر در حسابداری نیمه تعهدی درآمدهای دریافت شده و هزینه های پرداخت شده در حساب های دوره مالی جاری منظور می گردند.

حسابداری تعهدی تعدیل شده

ثبت و شناخت درآمدها در دوره مالی جاری توسط حسابداری تعهدی تعدیل شده انجام میگردد که قابلیت آماده بودن،در دسترس بودن و محاسبه شدن را داراست.منظور از آماده بودن درآمد این است که در زمان موردنظر یا مدت زمان کوتاهی پس از پایان دوره قابل وصول بودن می باشد به گونه ای که پرداخت هزینه ها و تعهدات از درآمد مذکور قابل اجرا باشد و منظور از قابلیت محاسبه این است که مبلغ ریالی آن را در هر زمان بتوان به میزان دقیق محاسبه کرد بر اساس این مبنا هزینه های موجود در دوره موردنظر پرداخت گردیده و در حساب ثبت می گردند.

حسابداری نقدی تعدیل شده

بر اساس این حسابداری ثبت درآمدهای حاصل از دریافت وجوه نقدی و ثبت هزینه های حاصل از پرداخت وجوه نقد بابت تعهدات صورت گرفته ایجاد می شود به عبارت دیگر وجوه نقدی در زمان وصول و وجوه نقدی در زمان پرداخت ناشی از ارائه خدمات مانند خرید یا فروش کالا شناخته شده و ثبت می گردند.

سالی مالی

به یک سال شمسی که که از اول فروردین آغاز و تا پایان اسفند ماه ادامه دارد گویند.

نکته: مفهوم "دوره مالی" در سازمان و شرکت های مختلف میتواند در بازه های زمانی متفاوتی انتخاب شود و لزوماً یک سال به طول نیانجامد یا از اول فروردین ماه آغاز نشود.

بودجه کل کشور

به برنامه مالی دولت که برای یکسال مالی برنامه ریزی می شود گویند که در آن پیش بینی های لازمه انجام گرفته و درآمدها و هزینه های در نظر گرفته شده اعم از منابع تامین اعتبار،هزینه های لازم برای انجام عملیات مورد نظر در آن ذکر می گردد این بودجه از چند قسمت تشکیل شده است و شامل بودجه عمومی،بودجه شرکت ها و نهادهای دولتی و بودجه موسسات دیگر می باشد.

تفریغ بودجه 

از نظر لغوی به معنای فارغ ساختن است اما در اصطلاح حسابداری به معنای مشخص شدن نتیجه اجرای بودجه می باشد.

صورت حساب عملکرد بودجه

مقایسه هزینه های واقعی و هزینه های پیش بینی شده و همچنین مقایسه درآمدهای پیش شده و درآمدهای واقعی را گویند.

دیون بلامحل

عبارت است از بدهی های قابل پرداخت در سال های گذشته که برای آن ها اعتباری در نظر گرفته نشده یا برای اعتبارات جاری اضافی می باشند و در هر دو صورت توسط یکی از راه های زیر بدون اختیار دستگاه مربوطه ایجاد شده است 

الف)قوانین در نظر گرفته شده از سوی مراجع ذیصلاح انواع بدهی های مربوط به وزارت خانه ها،موسسات دولتی و شرکت های دولتی که ناشی از خدماتی مانند حق اشتراک آب،برق،گاز و یا هزینه های مخابرایی و پستی و امثال آن ها که خارج از اختیارات دستگاه اجرایی ایجاد شده می باشد.

ب)سایر بدهی های خارج از اختیارات دستگاه اجرایی که این بخش از طرف وزارت اقتصادی و دارایی تعیین و اعلام می گردد.

درآمد عمومی

بر اساس قانون بودجه کل کشور تمامی درآمدهای وزارت خانه ها،موسسات دولتی و مالیات،سود و زیان سهام شرکت های دولتی و سایر درآمدها تحت عنوان درآمد عمومی منظور می گردد.

درآمد اختصاصی

به موجب قوانین تصویب شده تمامی درآمدهای حاصل از مصارف خاص در بودجه کل کشور که با عنوان درآمد اختصاصی منظور می گردند و دولت وظیفه دارد که تا سه سال پس از تصویب این قوانین بودجه اختصاصی را حذف نماید.

مازاد

به میزان درآمد بر هزینه اضافی که در صورت حساب درآمد و هزینه منظور می گردد گویند.

سایر منابع تامین اعتبار

منابعی که سبب تولید اعتبار می گردند مانند وام،برگشتی از پرداخت های سال های قبل،انتشار اوراق قرضه که ماهیت درآمد ندارند.

وجوه عمومی 

نقدینه های مربوط به وزارت خانه ها،نهادهای دولتی و غیر دولتی،موسسات عمومی غیر دولتی و سایر سازمان های وابسته به سازمان های ذکر شده که خصوصی نیست را گویند و منحصرا برای مصارف عمومی می باشد و به وسیله قانون امکان دخل و تصرف در آن وجود دارد.

ذیحساب-عامل خزانه

شخصی است که به موجب حکم وزارت خانه اقتصادی و دارایی به منظور نظارت و تامین هماهنگی لازم در جهت اجرای مقررات مالی و محاسباتی در وزارت خانه ها،موسسات،شرکت های دولتی و اجرایی منصوب گشته است و سایر وظایف وی به شرح زیر می باشد.

1-نظارت بر امور مالی و محاسباتی بر اساس قانون مصوب و اطمینان از صحت اجرای درست آن ها

2-نظارت بر اسناد و دفاتر مالی 

3-نگهداری و حفظ وجوه و نقدینگی های اوراق بهادار

4-نگهداری و حفظ حساب های مربوط به اموال دولتی

معاون ذیحساب

فردی که بر اساس حکم وزارت امور اقتصادی و دارایی به این سمت منصوب می گردد.

تشخیص

عبارت است از عملی که برای تعیین و انتخاب کالا یا خدماتی که سبب ساز رسیدن به هدف های مورد نظر دستگاه های اجرایی انجام می گیرد.

 

منتشر شده در مقالات

زندگی وابسته به جهان اقتصادی به گونه ای مورد تغییر و تحول قرار گرفته است که شناخت جنبه های مختلف مالی آن یکی از ملزومات زندگی و آسان شدن مدیریت آن ها می باشد بدین منظور در این مقاله قصد داریم انواع حساب ها را معرفی کرده و به تعریف اجمالی آن ها بپردازیم بدیهی است شناخت انواع حساب ها کمک شایانی به مدیریت حساب هایمان می کند.اهمیت وجود علم حسابداری در زندگی به گونه ای است که برای مدیریت مالی یک زندگی کوچک تا یک شرکت بزرگ به آن احتیاج پیدا می کنیم بنابراین استفاده از نرم افزار حسابداری با قابلیت های مختلف و به روز بودن می تواند شما را در این راه کمک کند.  

انواع حساب ها

1- حساب های موقت : حساب های موقت شامل حساب های مربوط به یک دوره با مدت مشخص می باشند مثلا حساب های مربوط به یک سال،با استفاده از این نوع حساب ها می توان سود و زیان های موجود در یک شرکت را مشخص کرد.

1-1 درآمد : به میزان مبلغی که به وسیله ی ارائه ی یک سری خدمات به اشخاص دریافت می شود گویند برای مثال به مبلغی که از بابت فروش کالا به مشتری دریافت می گردد گویند که می تواند این مبلغ از بابت ارائه یک خدمت به مشتری هم حاصل گردد.

1-2 هزینه : به مبالغی که یک شرکت برای بدست آوردن خدمات مورد نیاز خود می پردازد به گونه ای که این مبالغ قابل بازگشت نیستند و از بابت پرداخت آن به دارایی شرکت مبلغی اضافه نمی گردد گویند به عنوان مثال پرداخت اجاره بهای ماهیانه توسط شرکت.

1-3 برداشت : به مقدار میزان هزینه مصرف شده در جهت پرداخت هزینه های شخصی مالک، برداشت گویند این نوع برداشت در حساب مالک ثبت گردیده و برای مشخص کردن سرمایه خالص مالک در انتهای سال باید برداشت های شخصی را از آن کسر گردانید تا سرمایه اصلی مشخص شود.

2- حساب های دائم : به دسته ای از حساب ها گویند که در طول دوره های مورد نظر در حال تکرار هستند.

2-1 دارایی ها : به منابع اقصادی یک شرکت که سبب ساز منافع آینده می باشد دارایی یک شرکت گویند. 

2-1-1 دارایی های جاری : به مجوعه دارایی های که در قالب دارایی نقد می باشند و بتوان آن ها را به طور مستقیم و آسان به دارایی نقد تبدیل کرد گویند که شامل موارد زیر می باشد.

نقد و بانک : به مجموعه حساب هایی گویند که در بانک پس انداز گردیده و یا به صورت جاری موجود می باشد و در قالب اسناد یا مبالغ ریالی قابل ارائه می باشند.

صندوق : به مجموعه مبلغ هایی که در شرکت نگهداری می شوند و به صورت جاری می باشند.

تنخواه گردان : به شخصی که مسئول خرید ملزومات شرکت است گویند در واقع این فرد زیر مجموعه حسابداری قرار می گیرد و برای تامین هزینه ها مبلغی را در اختیار وی قرار می دهند تا بتواند مخارج شرکت را بپردازد.

پیش پرداخت ها : در مواقعی شرکت پرداخت هایی را انجام می دهد که در قبال آن خدمات یا کالایی را دریافت نمی کند.

سپرده ها : به نوعی از دارایی گفته می شود که به دو صورت دارایی ملکی و دارایی رهنی وجود دارد.

موجودی کالا : به کالاهایی که با هدف فروش در انبار نگهداری می گردد موجودی کالا گویند این دسته از موجودی ها نیز در سیستم حسابداری موجود با همین عنوان منظور می گردند.

حساب ها و اسناد دریافتی : حساب هایی که به صورت نقد و نسیه وجود دارند مانند چک های دریافت شده یا سفته های دریافت شده. 

2-1-2 دارایی های ثابتبه مجوعه دارایی های که در قالب دارایی نقد نمی باشند و نمی توان آن ها را به طور مستقیم و آسان به دارایی نقد تبدیل کرد گویند مانند قطعه زمینی که فروش آن مدت زمانی به طول می انجامد.

2-1-3 دارایی های نامشهود : به دارایی های همانند حق امتیاز یا برند تجاری که نمیتوان آن ها را مشاهده کرد اما وجود دارند.

2-2 بدهی ها : در صورت وجود تعهدات به اشخاص یا شرکت ها باید آن ها را در قالب وجه نقد یا تحویل کالا پرداخت نماییم که به این تعهدات بدهی گویند.

2-2-1 بدهی جاری : به بدهی هایی از جمله پرداخت حقوق،اسناد پرداختی بدهی جاری گویند.

2-2-2 بدهی بلند مدت : به وام های پرداختی یا اسناد پرداختی بلند مدت گویند.

2-3 سرمایه : به داشته های نقدی و غیر نقدی شخص مالک که در شرکت آورده است سرمایه گویند.

معادله ای که باعث ارتباط حساب ها به یکدیگر می شود از طریق معادله زیر محاسبه می گردد

سرمایه + بدهی = دارایی

منتشر شده در مقالات

در هر بنگاه اقتصادی و هر نوع کسب و کاری، یکی از اهداف اصلی از فعالیت در آن کسب و کار، کسب سود می باشد. بدین صورت که برای شروع یک فعالیت تجاری، لازم است که در ابتدا، سرمایه ای با عنوان سرمایه اولیه به کسب و کار اختصاص داده شود و به عنوان مثال پس از گذشت یک سال فعالیت تجاری، نه تنها سرمایه اولیه بدست آید بلکه سود عاید از تجارت نیز کسب شود. به عبارتی قانون کلی به صورت زیر است:

 

سرمایه پایان دوره مالیسرمایه اولیه + سود

 

حساب سرمایه چیست و افزایش یا برداشت سرمایه توسط شرکا چه تاثیری بر حساب سرمایه دارد؟

 

در این بخش تاثیرات برداشت یا افزایش سرمایه را در حسابداری حساب سرمایه بررسی می کنیم.

در بسیاری از مواقع، صاحبان شرکت ها برای تامین هزینه ها و مصارف شخصی خود، مبالغی را از صندوق برداشت می کنند. این برداشت ها اثر کاهنده در سرمایه دارند اما در واقع ثبت های مربوط به برداشت از سرمایه در حساب سرمایه انجام نمی شود، بلکه در حساب دیگری با عنوان برداشت انجام می شود. به این طریق می توان میزان سرمایه و میزان برداشت های صاحبان شرکت ها را به تفکیک از هم مشخص نمود.

در عین حال، علت امر آن است که برداشت با فرض تحصیل سود و از محل آن انجام شود. بدیهی است با انجام برداشت، حساب صندوق که یکی از حسابهای دارایی است معادل مبلغ برداشت شده کاهش می یابد. برای برقراری معادله اصلی ترازنامه، چون این امر ارتباطی با بدهی های شرکت ندارد، پس باید حساب دارایی دیگری افزایش و یا سرمایه کاهش یابد.

برداشت صاحب شرکت اگر چه به عنوان بدهی وی به شرکت میتواند تلقی شود ولی به عنوان دارایی قابل شناسایی نیست، زیرا صاحب شرکت آن را با فرض استرداد مجدد به شرکت برداشت نکرده است. از طرف دیگر کسر آن از سرمایه به دلیل ضرورت انعکاس سرمایه اولیه و نیز مشخص بودن رقم جمع برداشت های طی دوره صحیح به نظر نمی رسد. بنابراین حساب برداشت به عنوان سرمایه و نشان دادن آن با علامت منفی در سمت چپ معادله اصلی حسابداری یا معادله ترازنامه مناسب تر خواهد بود:

 

دارایی ها = بدهی ها + (برداشت – سود) + سرمایه

 

و سرمایه در پایان دوره مالی از فرمول زیر قابل محاسبه است:

 

سرمایه در پایان دوره مالی = سرمایه اولیه + (برداشت – سود)

 

از طرفی ممکن است صاحب یا صاحبان شرکت، برای توسعه فعالیت های موضوع هدف در طی دوره مالی، مبالغ دیگری را مجدداً سرمایه گذاری کنند. با توجه به مجموعه مطالب گفته شده، میزان سرمایه شرکت در پایان دوره مالی از فرمول زیر قابل محاسبه خواهد بود:

 

سرمایه پایان دوره مالی = سرمایه گذاری اولیه + سرمایه گذاری مجدد + (برداشت – سود)

 

و اگر شرکت، در طی دوره مالی با زیان مواجه شده باشد فرمول به صورت زیر در خواهد آمد:

 

سرمایه در پایان دوره مالی = سرمایه گذاری اولیه + سرمایه گذاری مجدد  (برداشت + زیان) 

 

در فرمول های فوق عمل کسر برداشت از سود و افزایش برداشت به زیان در پرانتز نشان داده شده است تا نشان دهد صاحبان شرکت با فرض کسب سود، برداشت را انجام داده اند.

به طور خلاصه میتوان گفت مابه التفاوت سود و برداشت و یا جمع زیان و برداشت در پایان دوره مالی در جمع مبالغ سرمایه اولیه و سرمایه گذاری مجدد اثر گذاشته و میزان سرمایه در پایان دوره مالی را مشخص می کند.

منتشر شده در مقالات

صورتحساب سود و زيان گزارشی است که جهت تعيين سود يا زيان یک واحد مالي تهيه ميشود و شامل خلاصه اي از درآمدها و هزينه هاي يك دوره زماني معين مي باشد. عملكرد مالی‌ واحد تجاری‌ در برگیرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ كنترل‌ آن واحد تجاری‌ است و اطلاعاتی‌ درباره‌ عملكرد مالی‌ در صورت‌ سود و زیان‌ و صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ ارائه‌ می‌شود.

درآمدها و هزینه های صورت سود و زیان به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

1- درآمدها و هزینه های عملیاتی: اقلامی كه مستقیماً به موضوع واحد تجاری مربوط هستند و به عبارت دیگر ماهیت آنها عادی است در ضمن بطور مستمر بوقوع می پیوندند. اقلام عملیاتی بصورت ناخالص در صورت سود و زیان گزارش می شوند.

2- درآمدها و هزینهای غیر عملیاتی: اقلامی هستند كه ماهیت آنها غیر عملیاتی است اما بطور مستمر بوقوع می پیوندند. این اقلام بصورت خالص در صورت سود و زیان منعكس می گردند.

3- اقلام غیرمترقبه: اقلامی‌ با اهمیت‌ و بسیار غیر معمولی‌ هستند كه‌ منشأ آن‌ رویدادهایی‌ خارج‌ از فعالیتهای‌ عادی‌ شركت‌ می‌باشد و انتظار نمی‌رود به‌طور مكرر یا منظم‌ واقع‌ شود.. این اقلام به مبلغ خالص پس از كسر مالیات نشان داده می شوند.

 

آیا در گزارشات سود و زیان خود، زیان غیرقابل قبولی مشاهده می کنید؟

یکی از مهم ترین سوالاتی که کاربران نرم افزار حسابداری قبل از بستن سال مالی با آن مواجه می شوند این است که ما زیانی نداشته ایم ولی در گزارش سود و زیان نرم افزار به ما زیان نشان داده می شود.                                                                                              

برای حل این مشکل چه باید کرد؟

گام 1 : کنترل تمامی فاکتورهای خرید و فروش

شما باید از ثبت شدن صحیح تمامی فاکتورها اطمینان حاصل نمایید. اگر کالایی را به فروش رسانده باشید اما ثبت فاکتور خرید آن از یاد تان رفته باشد قطعا گزارشات خود را با حالت زیان تحویل خواهیم گرفت.

گام 2 : کنترل تاریخ ثبت فاکتورهای خرید و فروش

اگر شما در تاریخی مانند 10 اسفند برای کالایی فاکتور فروش ثبت کنید ولی فاکتور خرید آن را به دلایل گوناگون در 11 اسفند ماه ثبت کنید نرم افزار را با زیان مواجه می کنید زیرا شما از کالایی در انبار موجود نداشته اید ولی آن را فروختید. این یکی از مهم ترین نکاتی است که برخی از کاربران توجه کمی به آن دارند.

 

صورت‌ سود و زیان‌ باید حداقل‌ شامل 10 مورد اصلی‌ زیر باشد:

1 . درآمدهای‌ عملیاتی‌

2 . هزینه‌های‌ عملیاتی‌

3‌ . سود یا زیان‌ عملیاتی‌

4 . هزینه‌های‌ مالی‌

5 . سایر درآمدها و هزینه‌های‌ غیرعملیاتی‌

6 . مالیات‌ بردرآمد

7 . سود یا زیان‌ فعالیتهای‌ عادی‌

8‌ . اقلام‌ غیرمترقبه‌

9‌ . سهم‌ اقلیت‌

10‌ . سود یا زیان‌ خالص‌

 

صورتحساب سود و زیان معمولاً به دو طريق تهيه مي شود:

1- تك مرحله اي

2- دو مرحله اي

صورتحساب سود و زيان به روش تك مرحله اي

در اين روش ابتدا كليه درآمد ها يكجا و در ادامه كليه هزينه ها در زير آنها آورده مي شود و در نهايت از تفاضل آنها به سود يا زيان قبل از كسر ماليات مي رسيم كه با كسر ماليات (در صورتي كه موسسه سود داشته باشد) به سود يا زيان بعد از كسر ماليات يا همان سود يا زيان ويژه خواهيم رسيد.

صورتحساب سود و زيان به روش دو مرحله اي

در اين روش ابتدا درآمدهاي عملياتي آورده شده در ادامه هزينه هاي عملياتي ذكر مي گردد كه از تفاضل اين دو به سود يا زيان عملياتي مي رسيم، در مرحله بعد درآمدهاي غير عملياتي و هزينه هاي غير عملياتي آورده مي شود كه از تفاضل اين مرحله و مرحله قبل به سود و زيان قبل از كسر ماليات مي رسيم كه با كسر ماليات به سود و زيان بعد از كسر ماليات يا همان سود و زيان ويژه خواهيم رسيد.

به صورت حساب سود و زيان صورت حساب درآمد يا صورت حساب عمليات نيز گفته ميشود. مهمترين بخش صورت حساب سود و زيان قسمت پاياني آن يعني سود يا زيان ويژه است كه نتيجه فعاليت يك واحد تجاري را نشان مي دهد كه آيا واحد تجاري در طول دوره مالي فعاليتش سود آور بوده است يا خير.

منتشر شده در مقالات
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس