یکشنبه, 03 بهمن 1395 12:07

گزارش پیش بینی نقدینگی

در نرم افزار حسابداری پارمیس پلاس، امکانی وجود دارد که به وسیله آن می توانید برنامه ریزی مناسبی برای آینده داشته باشید؛ بدین منظور که از این قسمت با توجه به وضعیت موجودی چک های نزد صندوق، در جریان و همچنین اسناد پرداختنی نزد دیگران، گزارش جامعی از وضعیت نقدینگی در هر روز ارائه می شود.

به کمک این فرم می توانید برای آینده برنامه ریزی کنید تا در صورت کسر موجودی بتوانید برای تکمیل موجودی خود برنامه ریزی های لازم را انجام بدهید.

به منوی "بانک و چک" بروید و در گروه "گزارشات" روی گزینه "گزارش پیش بینی نقدینگی" کلیک کنید.
در قسمت "از تاریخ" تا قسمت "تا تاریخ"، محدوده تاریخی موردنظر را وارد می نمایید و در قسمت "مانده احتمالی بانک"، مانده احتمالی بانک خود را در زمان تاریخ ابتدایی یعنی تاریخی که در قسمت "از تاریخ" وارد نموده اید وارد می نمایید.
به طور مثال اگر تاریخ گزارش خود را از تاریخ 95/10/01 تا 95/11/01 تعیین کرده باشید باید مانده احتمالی بانک خود را در تاریخ95/10/01 در قسمت "مانده احتمالی بانک" وارد نمایید.
گزارش پیش بینی نقدینگی در نرم افزار حسابداری پارمیس پلاس
سه شنبه, 09 شهریور 1395 15:02

نقدینگی و پیشروی آن به سوی تورم

 نقدینگی عبارت است از مقدار پول موجود در کشور در واقع تمام پولی که دست همه ما ، دولت و بانك ها و ... است . در اقتصاد میزان یا حجم نقدینگی بسیار با اهمیت است و در تعریف اقتصادی و تخصصی آن ، نقدینگی به دو بخش پول (نقد شونده سریع) و شبه پول (نقدشونده با سرعت کمتر) تقسیم می شود . پول همان اسکناس و سکه های رایج در کشور است و شبه پول نیز به مجموع سپرده های پس انداز و سپرده های بلندمدت گفته می شود . نقدینگی، مجموع پول و شبه پول در کل اقتصاد است. 

اگر سیستم اقتصادی یک کشور را به سیستم گردش خون در بدن یک انسان تشبیه کنیم ، نقدینگی هم معادل حجم خون در گردش خواهد بود . از دانش پزشکی می دانیم که کم خونی و پر خونی دو عارضه اند که ممکن است سیستم گردش خون به آنها دچار شود . بنا بر این ، مدیریت یا کنترل حجم خون ضروری به نظر می رسد. 

کنترل نقدینگی از مهم‌ترین خواسته‌های کشورها است و سیاست‌های گوناگونی را بدین منظور تنظیم می‌کنند . برای نمونه افزایش فناوری و تولید درون‌مرزی ، که با گردآوری به اندازه کافی ، از تورم جلوگیری می‌کند درصورت رشد متناسب نقدینگی و سطح تولید در جامعه ، می‌توان تا حدود زیادی از بروز تورم در اقتصاد جلوگیری کرد، این موضوع توسط نظریه مقداری پول (نظریه مبادله‌ای) که بصورت ساده MV= PY مطرح می‌شود و در آن M نشان دهنده حجم نقدینگی ، V سرعت گردش پول ، P سطح قیمت ها و بالاخره Y سطح تولید در اقتصاد است ، توجیه می‌شود . در رابطه فوق فرض بر این است که تولید بر مبنای رشد بهره‌وری ، با یک نسبت معینی در طول یکسال مالی رشد می‌کند ، درصورتی که رشد حجم نقدینگی متناسب با رشد تولید باشد ، با فرض ثبات سرعت گردش پول در طول دوره مالی ، سطح قیمت ها نیز ثابت می‌ماند اما چنانچه نقدینگی بیشتر از رشد تولید رشد داشته باشد ، برای برقراری تساوی در معادله فوق می‌بایست این نابرابری از طریق رشد قیمت ها رفع شود و در صورت کمتر بودن رشد نقدینگی از رشد تولید ، با توجه به کمبود منابع مالی لازم تقاضا کاهش یافته و به دنبال آن برای جلوگیری از کاهش عرضه می‌بایست سطح قیمت ها کاهش یابد تا تساوی برقرار باشد . بدیهی است که در چنین حالتی با افزایش معین سرعت گردش پول در اقتصاد می‌توان بازهم بدون ایجاد تورم تولید را افزایش داد .

کنترل حجم نقدینگی هدف نهایی کشورها برای رسیدن به اهداف کلان اقتصادی مثل ایجاد رشد در تولیدات ، کنترل تورم ، ایجاد موازنه در پرداخت های خارجی و ایجاد اشتغال است . در واقع کنترل نقدینگی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به مقاصد نهایی اقتصاد است . بدین منظور حجم نقدینگی به گونه ای در نظر گرفته می شود که با حمایت از رشد تولیدات داخلی در حد ظرفیت های تولیدی از بروز تورم جلوگیری نماید . 

مقامات پولی کشورها با استفاده از سیاست های پولی رشد نقدینگی را تحت کنترل قرار می دهند.

عوامل تاثیر گذار در نقدینگی پنج رکن است که شامل بانک مرکزی، نظام بانکی، مردم، دولت و بخش خارجی است.

در واقع حجم نقدینگی در یک اقتصاد باید متناسب با میزان تولید کالا و خدمات باشد . در غیر این صورت بدون تردید باعث تورم با رکود در تولید خواهد شد .

هر چه حجم نقدینگی افزايش يابد انتظار مي رود تورم هم افزایش يابد . نقدينگي در يك اقتصاد در نتيجه افزايش "پايه پولي" و يا "ضريب فزاينده پول" افزايش مي يابد و باالعكس . بعبارتي : 

پول + شبه پول = نقدينگي = پايه پولي * ضريب فزاينده پول 

بانك مركزي با كنترل پايه پولي و يا ضريب فزاينده پول مبادرت به كنترل نقدينگي و در نتيجه تورم در اقتصاد مي نمايد .

 

مطلب پیشنهادی : نرم افزار یکپارچه پارمیس استار ERP

 

 نرم افزار یکپارچه پارمیس استار ERP

 

منتشر شده در مقالات
چهارشنبه, 27 مرداد 1395 10:11

مدیریت مالی صورت هاي مالي مبنا

 صورت مالي چيست؟ چه چيزي را نشان مي دهد ؟ چرا بايد به آن توجه كرد؟

يك واحد تجاري جدا از مالكان آن مي بايست اسناد مالي خود را حفظ كند .اين كار مستلزم وجود يك سري قوانين فدرال و ايالتي است . اما حتي اگر قوانين وجود نداشته باشد، حفظ اسناد، معقولانه به نظر مي رسد . شركتهاي تجاري كالاها و خدمات مهمي را براي اعضاي جامعه تأمين مي كنند . براي مردم شغل ايجاد مي كنند ، با مالياتي كه مي پردازند جاده ها بازسازي مي شود و پاركها و مدارس ساخته مي شوند و اين آرزوي تمام مردم است كه شركتهاي تجاري جامعة آنها موفق باشند .

صاحبان واحدهاي تجاري ريسك مي كنند . اگر هيچ كس تمايلي به خريد كالاها و خدمات آنها نداشته باشد ، چه اتفاقي مي افتد ؟

صاحب شركت براي شروع تجارت دقت و پول خود را صرف مي كند ، زميني را خريداري مي كند و يا ساختمان و تجهيزات را خريداري مي كند . افرادي را بر كار در شركت به كار مي گيرد و … وي تمام اين كارها را به اميد موفقيت در تجارت انجام مي دهد . و اگر در تجارت خود موفقيت كسب نكند ، ممكن است تمام پس انداز (سرمايه) خود را از دست دهد ، كاركنان او بايد به دنبال شغل بگردند و بدهي طلبكاران نيز پرداخت نشود .

اگرچه اطلاعات مالي ممكن است موفقيت يك شركت را تضمين نكند اما به صاحبان شركت كمك مي نمايد در تجارت تصميمات معقولانه اي اتخاذ نمايند . اين اطلاعات همچنين مي تواند به بانكها و يا طلبكاران كمك نمايد تا نسبت به پرداخت وام يا سرمايه گذاري ارزيابي بهتري داشته باشند و سازمان دارايي كشور نيز نسبت به جمع آوري صحيح ماليات علاقه مند مي باشد . بنابراين اطلاعات مالي با اهداف گوناگون تنظيم مي شوند . اطلاعات مالي به اشكال مختلف تدوين مي شوند اما مهمترين نوع آن به شكل صورتهاي مالي مي باشد . اطلاعات مالي مرتبط به هم به شكلي كه براي تصميم گيريهاي مهم شركت مفيد واقع شود ، در صورتهاي مالي جمع آوري مي شود . اگر اين كار ممكن نبود تمام فرآيند جمع آوري اطلاعات ، اتلاف وقت بود . اطلاعات بسيار زياد هم به همين ميزان بي فايده مي باشد . صورتهاي مالي حجم زيادي از معاملات را در رديفهاي كوچكتر خلاصه مي كنند . اطلاعات مالي بر آنكه مفيد واقع شوند مي بايست منظم و سازمان يافته باشند .

صورتهاي مالي مؤسسات تجاري :

الف) شامل ترازنامه ، صورت سود و زيان و اظهارنامه مالياتي مي باشند 

ب) اطلاعاتي در مورد ميزان سوددهي و وضعيت مالي شركت ارائه مي نمايد .

ج) اولين قدم در فرآيند حسابداري مي باشد .

د) با صرف هزينه اي توسط هيئت استانداردهاي حسابداري مالي تنظيم مي شود .

صورتهاي مالي عموماً فرم يكساني دارند و از قوانين يكساني پيروي مي كنند . اين مسأله ، تمام افراد را در يك زمينة كاري يكسان قرار مي دهد و مقايسة شركتهاي مختلف با يكديگر و يا ارزيابي عملكرد مالي مختلف يك شركت را ممكن مي سازد سه صورت مالي اصلي وجود دارد :

1ـ صورت درآمد

2ـ ترازنامه

3ـ صورت گردش نقدينگي

هر صورت مالي ، موضوع مخصوص به خود دارد . صورتهاي مالي مختلف با هم يك تصوير مالي جامع از شركت ، نتايج فعاليتهاي تجاري آن ، شرايط مالي آن و منابع و موارد استفادة نقدينگي را تشكيل مي دهند . ارزيابي عملكرد گذشته به مديران كمك مي نمايد تا استراتژيهاي موفقيت آميزي اتخاذ كنند ، هزينه اي غير ضروري را حذف كنند براي آينده بودجه مناسبي تعيين نمايند . مديراني كه مجهز به اين اطلاعات باشند قادرند تا به موقع تصميمات تجاري لازم را اتخاذ نمايند .

فرآيند حسابداري به طور خلاصه :

1ـ معاملات تجاري را ثبت و ضبط مي نمايد .

2ـ معاملات تجاري را در حسابهاي مناسب طبقه بندي مي كند .

3ـ اطلاعات مربوط به معاملات را در دفاتر حساب ثبت مي كند .

4ـ ترازهاي دفاتر حساب را خلاصه كرده و گزارش مربوط به آنها را در صورتهاي مالي ثبت مي نمايد .

پنج نوع حساب وجود دارد :

1ـ حساب سرمايه

2ـ حساب بدهي

3ـ حق سهام مالك (حق سهام سهامدار براي سرمايه گذاري در شركت)

4ـ حساب هزينه ها

تمام اين حسابها در يك سيستم حسابداري در يك جدول مربوط به حسابها ، ليست مي شوند . اين حسابها به ترتيب بالا قرار مي گيرند . اين جدول ها به ما كمك مي نمايد تا صورتهاي مالي را به وسيلة حسابهاي كاملاً منظم كه به همان ترتيب در صورتهاي مالي استفاده مي شوند ، تنظيم نماييم .

صورتهاي مالي :

ترازنامه ، تراز تمام سرمايه ها ، بدهيها و حقوق سهام سهامدار را نشان مي دهد.

صورت درآمد ، تراز تمام درآمدها و هزينه ها را نشان مي دهد .

ترازنامه و صورت درآمد مي بايست با يكديگر هم خواني داشته باشند تا با GAAP هماهنگ باشند صورتهاي مالي كه به صورت جداگانه ارائه مي شوند با GAAP سازگار نيستند . اين كار براي ارائه يك تصوير مالي حقيقي و كامل از شركت به كاربران صورتهاي مالي ضروري مي باشد .

تمامي حسابها در ترازنامه ها يا صورتهاي درآمد ، و نه در هر دو آنها ، استفاده مي شوند . تمامي حسابها تنها و تنها يك بار در صورتهاي مالي ثبت مي شوند . ترازنامه ، تراز حسابها در يك تاريخ مشخص را نشان مي دهد . صورتهاي مالي مجموع حسابهاي درآمد و هزينه را در طي يك دورة معين كه معمولاً يك سال مي باشد ، نشان مي دهد . صورت درآمد را مي توان براي هر دورة زماني تنظيم كرد و شركتها اغلب اين صورتها را به صورت ماهانه يا سه ماهه تهيه مي كنند .

در سازمانها اينطور معمول است كه صورتي از سود انباشته و يا حقوق سهام سهامدار تهيه مي كنند اما يكي از اين صورتها مورد نياز GAAP نمي باشد . اين صورتها ، يك نوع ارتباط ميان صورت درآمد و ترازنامه ايجاد مي كند . اين صورتها همچنين سبب هماهنگي ميان حقوق سهام سهامدار و سود انباشته از آغاز تا پايان مي شود .

صورت گردش نقدينگي , سومين صورت مالي مي باشد كه از طرف GAAP براي بررسي كامل خواسته مي شود . صورت گردش نقدينگي ميزان ورود و خروج نقدينگي را طي يك دوره زماني كه معمولاً يكسال مي باشد نشان مي دهد .

دورة زماني صورت گردش نقدينگي با دورة صورت درآمد منطبق مي باشد . در حقيقت ، ترازهاي حساب در صورت گردش نقدينگي استفاده نمي شوند . اين حسابها مورد تحليل قرار مي گيرند تا منبع (ورود نقدينگي) و استفاده (خروج نقدينگي) نقدينگي را در طول يك دوره تعيين نمايند .

سه نوع گردش نقدينگي وجود دارد :

1ـ جريانهاي نقدينگي عملياتي كه با فعاليتهاي عادي شركت ايجاد مي شوند .

2ـ جريانهاي نقدينگي سرمايه گذاري كه از طريق خريد / فروش سرمايه : ساختمان ، املاك غيرمنقول ، اوراق بهادار و تجهيزات ايجاد مي شوند .

3ـ جريانهاي نقدينگي تأمين مالي كه از محل سرمايه گذاران و يا سرمايه گذاريهاي بلندمدت ايجاد مي شوند .

كميسيون بورس و اوراق بهادار (SEC) از شركتها مي خواهد تا مطابق مقررات GAAP در تنظيم صورتهاي مالي خود عمل نمايند و اين بدان معناست كه شركتها اجازه ندادند هر چرا كه خواستند انجام دهند . حسابرسان شركتهاي مستقلي هستند كه توسط واحدهاي تجاري به كار گرفته مي شوند تا مشخص سازند كه آيا تمامي مقررات GAAP و حسابهاي مالي به درستي در صورتهاي مالي رعايت شده است يا خير .

معادله حسابداري :

شايد شنيده باشيد كه يك نفر در هنگام اشاره اسناد به حسابهاي شركت بگويد كه «حسابها تراز است .» اين اصطلاح به استفاده از يك سيستم دو جانبه در حسابداري اشاره دارد كه از دو ورودي برابر در دو يا چند حساب استفاده مي كند تا هر معاملة شركت را ثبت نمايد . از آنجايي كه مقادير دو حساب با هم برابر مي باشد ، ممكن است بگوييم كه معامله «تراز» مي باشد . مي توان اين شيوه را به دو كفة ترازو تشبيه كرد ، كه به جاي پاوند ، (وزن) ارزش اجناس را با دلار (وزن) ارزش اجناس را با دلار (قيمت آن) اندازه گيري مي نمايد .

حسابداري دو جانبه از يك قانون ساده پيروي مي كند كه معادله حسابداري ناميده مي شود . معادلة حسابداري واقعي به صورت زير است :

حقوق سهام مالكان +   تعهدات (بدهيها)  =   سرمايه

راه ديگري كه مي توان به آن نگاه كرد به صورت زير مي باشد :

چه كسي اين سرمايه ها را تأمين مالي مي كند = هر آنچه كه ما داريم

به خاطر داشته باشيد گفتيم كه هر معامله ، هم يك شی دو هم نحوه تأمين مالي آن را نشان مي دهد . در معادلة حسابداري ، سرمايه ها همان اشياء مي باشند كه در طرف چپ معادله قرار مي گيرند . بدهيها (تعهدات) نمايانگر قرض و طلب ميباشند .حقوق سهام سهامدر نشان دهندة ، سرمايه گزاريهاي سهامداران ارزش خالص مازاد و درآمد انباشته حاصل از فعاليتهاي تجاري آتي مي باشد .

در معادلة حسابداري از اعداد رياضي استفاده مي شود و تنها مستلزم جمع و منها مي باشد . در حقيقت ، تقريباً تمام عملياتي كه شما در اين رشته استفاده مي كنيد همين رياضيات معمولي مي باشد . گاهي اوقات از ضرب و تقسيم هم استفاده مي شود اما تمام عملیات مربوط به حسابها ، از طريق جمع و تفريق محاسبه مي شود .

اگر هر معامله اي كه انجام مي شود به صورت يك آرتيكل تراز در دفاتر ثبت شود ، دفاتر نيز به صورت تراز باقي مي مانند .

عموماً سه نوع معامله و آرتيكل وجود دارد :

1ـ اتفاقات عملياتي عادي و روزانه ، بالغ بر 99 درصد تعاملات را تشكيل مي دهد .

2ـ رويدادهاي موضعي كه شامل معاملات مهم سرمايه ها ، تعهدات و حقوق سهام سهامداران مي باشد .

3ـ تطبيق و تبين حسابها ، كه براي تهية صورتها و تبين دفاتر در پايان سال به كار مي رود .

معادلة حسابداري را مي توان به 3 روش بيان كرد .

1ـ حقوق سهامدارن     +  تعهدات     =  سرمايه 

2ـ حقوق سهامدارن      ـ    سرمايه ها =  تعهدات

3ـ تعهدات             ـ    سرمايه ها   =  حقوق سهامداران

اگر شما دو تا از اين مقادير را داشته باشيد مي توانید مقدار سوم را محاسبه كنيد .تست سريع عملاً اين معادلات را حل مي كند .

حقوق سهامدار   +      تعهدات =    سرمايه

مشاهده مي كنيم كه معادلة حسابداري در ساختار ترازنامه ، منعكس مي شود . توجه داشته باشيد كه ارزش سرماية نهايي با مجموع تعهدات نهايي و سهم سهامداران ، برابر مي باشد .

حسابها و طرح حسابها (فهرست) :

يك حساب سندي است كه براي خلاصه سازي افزايش و يا كاهش سرمايه و يا تعهدات درآمد يا هزينه و يا حقوق سهام سهامداران به كار مي رود . حسابها معمولاً عناوين ساده و رايجي نظير : نقدينگي ، حسابهاي پرداختي ، ليست فروش و موجودي مي باشد . اينها اصطلاحات ساده و توصيفي مي باشند كه زير بسياري از معاملات قابل ثبت مي باشند .

حسابها در فهرست حسابها ، تدوين مي شوند . فهرست حسابها يك ليست ساده از عناوين حسابها مي باشد كه به ترتيب ذيل قرار مي گيرند : سرمايه‌ ها ، تعهدات ، حقوق سهام سهامداران ، درآمد و هزينه ها .تنظيم حسابها با ترتيب درست ، تهيه صورتهاي مالي و ثبت معاملات را تسهيل مي نمايد . 

منتشر شده در مقالات

 صندوق بین المللی پول در سال 1945 در واشنگتن تاسیس شد.این صندوق بین المللی یکی از نهادهای جهانی می باشد که توسط 185 تن اداره می شود و با نظارت به نرخ تبدیل ارز و تراز پرداخت ها بر سیستم مالی جهانی در مواقع نیاز به کشورهای متقاضی کمک نقدی و تخصصی می دهد.

طرح اولیه صندوق بین المللی پول توسط 45 کشور مطرح جهان شکل گرفت و هدف آن جلوگیری از تکرار سیاست های اقتصادی که به رکود اقتصادی منجر می شد اشاره دارد و نهاد آن بر چارچوب همکاری اقتصادی کشورها بنا است.

از اهداف اصلی این صندوق جهانی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1.کمک به بنا نمودن نظام چند جانبه پرداخت ها در حوزه مبادلات ارزی میان اعضا و در حذف محدودیت های تبدیل ارز خارجی که مانع رشد تجارت جهانی می شود

2.ایجاد تسهیلات لازم برای توسعه و تعدیل تجارت جهانی و همکاری در جهت پیشبرد و حفظ بازار کار و درآمدهای حقیقی و نیز توسعه منابع درآمد زا برای تمام اعضا به عنوان هدف اساسی در سیاست گذاری های اقتصادی

3.تقویت ثبات در بازار تبدیل ارز و حفظ نظام یکپارچه در مبادلات ارزی میان اعضا و نیز اجتناب از افت ارزش ارز به دلیل رقابت های نادرست در بازار جهانی

4.ایجاد همکاری مالی بین المللی از طریق یک نهاد ثابت که ابزار لازم برای مشاوره و تشریک مساعی در مشکلات مالی جهانی را فراهم می آورد

5.ایجاد دسترسی موقت اعضا به منابع صندوق با رعایت جوانب امنیتی لازم برای تسهیل در اصلاح ترازهای پرداخت ناهماهنگ

در واقع هدف اصلی صندوق بین المللی پول که به صندوق IMF نیز مشهور است جلوگیری از فقر،ایجاد تسهیلات مالی برای کشورهایی که خواستار تنظیم تراز پرداختشان هستند،ارتقای میزان همکاری مالی و کمک به رشد اقتصادی و بازار کار در سطح بین المللی است در این راستا سیستم نرخ های تبدیل ارز و پرداخت های بین المللی که برای مبادله کالا و خدمات بین کشورها ضروری بود سبب شد تا نرخ تبدیل ارز از ثبات قابل توجهی برخوردار باشد. میتوان گفت تاکنون تغییری در اهداف این سازمان جهانی به وجود نیامده است اما در نوع عملکرد آن که نظارت و کمک تخصصی و مالی است متناسب با رشد و تقاضای کشورهای عضو دستخوش تغییرات شده است.

انواع منابع اعطایی صندوق به اعضا شامل موارد زیر می باشد :

 

  • ترانش ذخیره
  • ترانش اعتباری
  • تسهیلات تعدیل ساختاری
  • تسهیلات تعدیل ساختاری مستقل
  • حساب اعتبار حق برداشت مخصوص

 

کارکردهای اصلی صندوق بین المللی پول کدامند؟

صندوق بین المللی پول از کارکردهای مختلفی برای تحقق اهداف خود استفاده می کند که به سه مورد از اصلی ترین آنها اشاره می کنیم :

بازبینی : صندوق به طور منظم تغییر و تحولات اقتصادی را در سطح کشوری،منطقه ای و جهانی تحت نظر قرار می دهد و معمولا به طور سالیانه صندوق بین المللی پول سیاست های اقتصادی کشورهای عضو را بررسی و در مورد این سیاست ها با مقامات کشورهای عضو بحث و تبادل نظر می کند.هدف اصلی این بحث و تبادل نظر کسب اطمینان از ثبات اقتصادی و شناسایی ریسک های موجود است همچنین تاثیر سیاست های کشورها بر اقتصاد کشورهای دیگر و بر اقتصاد جهانی را هم بررسی می کند و نتیجه این بررسی ها گزارش هایی است که با موافقت کشورهای مربوطه برای اطلاع عموم منتشر می شود.

وام : در مواردی که کشورهای عضو با کسری تراز پرداخت ها روبه‌رو می شوند و با روش های عادی مانند وام های تجاری نمی توانند با این مشکل روبه‌رو شوند،صندوق بین المللی پول با ارئه وام های کوتاه مدت و میان مدت این امکان را برای کشورها فراهم می کند تا با انجام اصلاحات لازم مشکل کسری تراز پرداخت های خود را حل کنند.

نکته : وام های صندوق بین المللی پول به صورت مشروط ارائه می شود به ین معنی که کشور گیرنده وام موظف است اصلاحات اقتصادی خاصی را که مورد توافق قرار می گیرد انجام دهد تا کسری تراز پرداخت ها مرتفع شود.

کمک های فنی : این کمک ها معمولا برای ارتقا سطح آگاهی و توان مدیریتی کشورهای عضو و کمک به آنها برای اصلاح روش های مدیریتی ارائه می شود که ممکن است در زمینه های مختلفی مانند سیاست های مالی،سیاست های پولی،بهبود روش های آماردهی و تنظیم و وتدوین مقررات مالی و اقتصادی ارائه شود.

صندوق بین المللی پول در مقابله با بحران اقتصادی روش هایی را در نظر دارد که عبارت است از :

 

  • پیش بینی روندهای اقتصادی
  • کمک در سیاست گذاری
  • اعطای منابع مالی
  • بازبینی اقتصادی کشورها
  • کمک به کشورهای با درآمد پایین
  • افزایش نقدینگی

 

اصلاحات انجام گرفته در صندوق بین المللی پول 

بحث اصلاح صندوق بین المللی پول مدتی است که توسط برخی از کشورها و مجامع بین المللی و سازمان های غیر دولتی مطرح شده است و پیشنهاد های مختلفی برای اصلاح صندوق مطرح شده است که برخی از این اصلاحات توسط صندوق تصویب شده و بحث بر سر تکمیل فرایند اصلاحات و اجرایی شدن آنها همزمان با بحث در مورد چگونگی اصلاحات بیشتر همچنان ادامه دارد.در اینجا به مهم ترین اصلاحاتی که در حال حاضر مورد بحث است اشاره می کنیم :

  • اصلاح سهمیه ها 
  • ارتقا سطح مدیریت
  • اصلاح هیات اجرایی
  • تغییر حد نصاب های رای گیری
  • تنوع در مدیریت و کارکنان
  • حیطه وظایف

 

 

منتشر شده در مقالات
چهارشنبه, 06 مرداد 1395 10:48

نرخ بهره چیست و انواع آن کدام است؟

به بهای پول وام گرفته شده نرخ بهره گویند.هنگامی که مبلغی پول برای مدت معینی به عنوان وام داده می شود و به صورتی است که،مبلغی که وام گیرنده به وام دهنده می پردازد بیش از مبلغ دریافتی اولیه است بنابراین میتوان در پایان یک دوره معین مبلغ دریافتی و مبلغ بازپرداخت را با عنوان مبلغ پرداختی یا نرخ بهره نسبت به کل پول دریافتی بیان کرد.

نرخ بهره برداری معمولا برای یک سال محاسبه می شود و هرگاه مدت آن تعیین نگردد منظور همان دوره سالانه خواهد بود.

انواع مختلف وام مانند وام مسکن،وام قروض کوتاه مدت یا بلند مدت دولتی،وام سرمایه گذاری ثابت وجود دارند که باید توجه داشت که در هر زمان میتوان نرخ های بهره متفاوتی را مشاهده کرد.دلایل وجودی خود نرخ های بهره سبب وجود این نرخ های متفاوت می شوند که این دلایل عبارت است از :

 

  • تورم
  • امکان غیر نقدینگی
  • رجحان زمانی
  • امکان نکول

تورم : ارزش واقعی مبلغ وام تا زمان سر رسید به نسبت میزان تورم به علت تورم قیمت ها در اقتصاد کاهش خواهد یافت به همین دلیل وجود نرخ بهره برای جبران خطر کاهش قدرت خرید پول وام دهنده امری است که ضرورت می یابد.

امکان غیر نقدینگی : وسیله پرداخت برای کالاها و خدمات مورد پذیرش امری همگانی نیست اما در این میان وام دادن به معنای مبادله پول با یک دارایی غیر پولی مانند اوراق قرضه یا اسناد خزانه است.اگر نیاز وام دهنده به پول بیش از موجودی او باشدبه ناچار باید دارای غیر پولی خود را به پول تبدیل کند و یا اینکه دست به استقراض بزند که این عمل در صورتی امکان می پذیرد که قبل از تاریخ سر رسید باشد.معاوضه یک دارایی نقدی (یعنی پول) با دارایی دیگری که از نقدینگی کمتری برخوردار است میتواند در صورت نیاز وام دهنده به پول متضمن ریسک زیان برای او باشد به همین دلیل تبدیل دارایی غیر نقدی به وجه نقد ممکن است با مشکلات،تاخیر و یا حتی زیان همران باشد بدین منظور در جریان وام دادن تقبل این ریسک باید جبران گردد و همین امر ضرورت وجود بهره را ایجاب می کند.

رجحان زمانی : پس اندازی که در اثر تعویق مصرف با عنوان مبلغ وام داده شده به وجود می آید به هر اندازه تمایل به مصرف حال پول نسبت به مصرف آینده آن زیادتر می باشد بدیهی است که مبلغ بیشتری باید برای تعویق مصرف پول پرداخت بدین معنی که نرخ بهره بیشتر خواهد بود.

امکان نکول : تقبل این ریسک نیز دلیل دیگری برای وجود نرخ بهره است زیرا ممکن است وام دهنده نسبت به باز پرداخت وام از سوی وام گیرنده مطمئن نباشد در این شرایط است که میزان چند ریسکی به نوع وام پرداختی بستگی دارد.

منتشر شده در مقالات

نخستین کشوری که قانون مالیات بر ارزش افزوده را برای کالاها و خدمات تولید شده خود وضع کرد آلمان بود پس از آن فرانسه نیز تصمیم به اخذ مالیات بر ارزش افزوده گرفت این امر به سرعت در تمامی کشورها توسعه یافت و هم اکنون در ایران نیز در حال اجرا می باشد.

مالیات بر ارزش افزوده در چند مرحله و برای نیل به اهداف و برنامه های توسعه اقتصادی کشور انجام می گیرد.مالیات بر ارزش افزوده نوعی از انواع مالیات می باشد که مصرف کننده در هنگام خرید کالا یا استفاده از خدمات،آن را به طور غیر مستقیم می پردازد.ویژگی انعطاف پذیر مالیات بر ارزش افزوده باعث شده است تا سیاست گذاران اقتصادی برای اهداف تولید و مصرف از آن استفاده می کنند.مالیات بر ارزش افزوده می تواند یک وسیله جهت رونق بازار حمایتی و تشویقی در دوران رکود اقتصادی گردد.عواملی که سبب می شود بخش تولید رونق بیابد معاف کردن بخش هایی از پرداخت مالیات و جهت دادن سرمایه های اقتصادی به سوی بخش های مفید است.

از بعد دیگر تصویب قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت بخش های خاص سبب شده است که این مالیات ابزاری برای تثبیت بازار گردد بدین معنا که برخی از کالاها معاف از پرداخت مالیات می شوند و تنها برای کالاهای خاص ملزم به پرداخت مالیات هستند فایده دیگر این طرح این است که افرادی که کالای بیشتری مصرف می کنند مشمول پرداخت مالیات بیشتری نیز می شوند و این امر سبب می شود که فرار مالیاتی به حداقل میزان خود برسد.

از مزیت های دیگر این طرح می توان به این اشاره کرد که دولت ها می توانند برای کنترل الگوی مصرف و مدیریت هدفمند نهاد تولید در جهت رونق اقتصادی از آن استفاده کنند.همچنین معافیت تولید کنندگان داخلی از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده سبب می شود از تولیدکنندگان داخلی حمایت گردد و صنعت صادرات کالا رونق بیشتری یابد بدین صورت درآمد حاصل از این صادرات وارد بازار اقتصاد شده و سبب توسعه بیشتر آن می گردد.

ویژگی های مالیات بر ارزش افزوده عبارت است از :

  • انعطاف بالا
  • اثر تورمی اندک
  • رشد نقدینگی در بخش تولید
  • تنظیم بازار
  • جهت دهی نظام تولید و توزیع کالاها
  • تقویت صادرات
  • رشد و توسعه اقتصادی

بر اساس دیدگاه فعالان اقتصادی درآمدهای مالیاتی از روش های بسیار مناسبی برای درآمد زایی دولت است اما در کشور ما به دلیل این که درآمدهای دولت تنها از طریق فروش و صادرات نفت صورت گرفته است بنابراین تغییر ساختارهای مربوطه و سوق دادن بخش های مربوطه به این سمت تا حدودی دشوار می باشد و نیازمند زمان بیشتری است این در حالی است که کشورهای اروپایی و برخی از کشورهای آسیایی که حتی می توان گفت که فاقد منابع طبیعی بالقوه هستند و یا منابع نفتی بسیار کوچکی دارند در دنیای اقتصاد پیشتاز هستند و این بدین دلیل است که از مکانیزم مالیاتی جدید و همچنین مالیات بر ارزش افزوده استفاده می کنند.

موضوع آخر این که در صورتی دولت ها می توانند از درآمدهای حاصل از مالیات خود مطمئن شده و روی آن ها سرمایه گذاری کنند که در زمینه گسترش فرهنگ پرداخت مالیات به جنبه های ایده ال برسند و همچنین پشتوانه موثری وجود داشته باشد تا مالیات بر ارزش افزوده بتواند بر عدالت اقتصادی اثرات سودمند خود را بگذارد.

منتشر شده در مقالات

حسابداری علمی است که دارای اصطلاحات و لغات تخصصی مربوط به خود می باشد آشنایی با اصطلاحات پرکاربرد سبب می شود در مواجه با آن ها دانسته هایی هرچند کوچک داشته باشیم که ممکن است ما را در انتخاب روش درست مدیریت حساب های خود یاری کند.در این مقاله به معرفی چند اصطلاح حسابداری می پردازیم.

حسابداری دولتی

به مجموعه فعالیت های سازمان های دولتی مانند تجزیه و تحلیل،ثبت و گزارش،طبقه بندی،تلخیص و تفسیر گزارشات موجود که با رعایت قوانین و اصول حسابداری دولتی انجام می گردد گویند که شامل عملیاتی همچون تهیه گزاش های مالی،حفظ حساب های ارگان های دولتی و وصول و پرداخت منابع مالی دولتی می باشد.

حساب مستقل

برای جداسازی برنامه ها از محلی که منبع درآمد مالی به طور جداگونه ای می باشد حساب مستقلی وجود دارد که شامل وجوه نقدی یا غیر نقدی و به طور خلاصه کلیه منابع و دارایی های مالی که برای هدف خاصی و بر اساس قوانین و مقررات از پیش تعیین شده می باشد.حساب مستقل باعث ایجاد واحد حسابداری و مالی مستقلی می شود که خود شامل حساب های دائمی و موقت می باشد.

حسابداری نقدی 

در این نوع حسابداری درآمد ها از وصول وجوه نقدی موجود و هزینه ها از پرداخت وجوه نقدی موجود در سال مالی منظور می گردد.براساس این مبنا تحقق یافتن درآمدها،تعهدات،هزینه ها که می تواند در نتیجه خرید یا فروش کالا باشد در شاخه درآمدها یا هزینه ها نمی گنجد بلکه شرط اصلی برای ثبت تمامی موارد بالا در گرو پرداخت هزینه ها می باشد بنابراین صورت های مالی که بر اساس حسابداری نقدی بررسی می شوند دارای حساب های دریافتی و پرداختی نمی باشند.

حسابداری تعهدی

بر اساس این نوع حسابداری درآمدهای حاصل از فروش و ارائه کالاها در سال جاری به حساب مالک منظور می گردد اگرچه درآمد حاصل از فروش یا ارائه کالا در سال های مالی قبل نیز دریافت می گردد و هزینه های مربوط به خرید یا دریافت خدمات مورد نظر در حساب در نظر گرفته می شود بنابراین هزینه کالاهای خریداری شده در سال های مالی قبل یا بعد از خرید پرداخت می گردد.بر اساس این حسابداری درآمدها و هزینه ها در دوره سال جاری در حساب منظور می گردند حتی اگر دریافت ها یا پرداخت ها در همان سال صورت نپذیرد.

حسابداری نیمه تعهدی 

حسابداری نیمه تعهدی ترکیبی از حسابداری نقدی و حسابداری تعهدی است که برای درآمدها از حسابداری نقدی و برای هزینه ها از حسابداری تعهدی استفاده می گردد از دیدگاه دیگر در حسابداری نیمه تعهدی درآمدهای دریافت شده و هزینه های پرداخت شده در حساب های دوره مالی جاری منظور می گردند.

حسابداری تعهدی تعدیل شده

ثبت و شناخت درآمدها در دوره مالی جاری توسط حسابداری تعهدی تعدیل شده انجام میگردد که قابلیت آماده بودن،در دسترس بودن و محاسبه شدن را داراست.منظور از آماده بودن درآمد این است که در زمان موردنظر یا مدت زمان کوتاهی پس از پایان دوره قابل وصول بودن می باشد به گونه ای که پرداخت هزینه ها و تعهدات از درآمد مذکور قابل اجرا باشد و منظور از قابلیت محاسبه این است که مبلغ ریالی آن را در هر زمان بتوان به میزان دقیق محاسبه کرد بر اساس این مبنا هزینه های موجود در دوره موردنظر پرداخت گردیده و در حساب ثبت می گردند.

حسابداری نقدی تعدیل شده

بر اساس این حسابداری ثبت درآمدهای حاصل از دریافت وجوه نقدی و ثبت هزینه های حاصل از پرداخت وجوه نقد بابت تعهدات صورت گرفته ایجاد می شود به عبارت دیگر وجوه نقدی در زمان وصول و وجوه نقدی در زمان پرداخت ناشی از ارائه خدمات مانند خرید یا فروش کالا شناخته شده و ثبت می گردند.

سالی مالی

به یک سال شمسی که که از اول فروردین آغاز و تا پایان اسفند ماه ادامه دارد گویند.

نکته: مفهوم "دوره مالی" در سازمان و شرکت های مختلف میتواند در بازه های زمانی متفاوتی انتخاب شود و لزوماً یک سال به طول نیانجامد یا از اول فروردین ماه آغاز نشود.

بودجه کل کشور

به برنامه مالی دولت که برای یکسال مالی برنامه ریزی می شود گویند که در آن پیش بینی های لازمه انجام گرفته و درآمدها و هزینه های در نظر گرفته شده اعم از منابع تامین اعتبار،هزینه های لازم برای انجام عملیات مورد نظر در آن ذکر می گردد این بودجه از چند قسمت تشکیل شده است و شامل بودجه عمومی،بودجه شرکت ها و نهادهای دولتی و بودجه موسسات دیگر می باشد.

تفریغ بودجه 

از نظر لغوی به معنای فارغ ساختن است اما در اصطلاح حسابداری به معنای مشخص شدن نتیجه اجرای بودجه می باشد.

صورت حساب عملکرد بودجه

مقایسه هزینه های واقعی و هزینه های پیش بینی شده و همچنین مقایسه درآمدهای پیش شده و درآمدهای واقعی را گویند.

دیون بلامحل

عبارت است از بدهی های قابل پرداخت در سال های گذشته که برای آن ها اعتباری در نظر گرفته نشده یا برای اعتبارات جاری اضافی می باشند و در هر دو صورت توسط یکی از راه های زیر بدون اختیار دستگاه مربوطه ایجاد شده است 

الف)قوانین در نظر گرفته شده از سوی مراجع ذیصلاح انواع بدهی های مربوط به وزارت خانه ها،موسسات دولتی و شرکت های دولتی که ناشی از خدماتی مانند حق اشتراک آب،برق،گاز و یا هزینه های مخابرایی و پستی و امثال آن ها که خارج از اختیارات دستگاه اجرایی ایجاد شده می باشد.

ب)سایر بدهی های خارج از اختیارات دستگاه اجرایی که این بخش از طرف وزارت اقتصادی و دارایی تعیین و اعلام می گردد.

درآمد عمومی

بر اساس قانون بودجه کل کشور تمامی درآمدهای وزارت خانه ها،موسسات دولتی و مالیات،سود و زیان سهام شرکت های دولتی و سایر درآمدها تحت عنوان درآمد عمومی منظور می گردد.

درآمد اختصاصی

به موجب قوانین تصویب شده تمامی درآمدهای حاصل از مصارف خاص در بودجه کل کشور که با عنوان درآمد اختصاصی منظور می گردند و دولت وظیفه دارد که تا سه سال پس از تصویب این قوانین بودجه اختصاصی را حذف نماید.

مازاد

به میزان درآمد بر هزینه اضافی که در صورت حساب درآمد و هزینه منظور می گردد گویند.

سایر منابع تامین اعتبار

منابعی که سبب تولید اعتبار می گردند مانند وام،برگشتی از پرداخت های سال های قبل،انتشار اوراق قرضه که ماهیت درآمد ندارند.

وجوه عمومی 

نقدینه های مربوط به وزارت خانه ها،نهادهای دولتی و غیر دولتی،موسسات عمومی غیر دولتی و سایر سازمان های وابسته به سازمان های ذکر شده که خصوصی نیست را گویند و منحصرا برای مصارف عمومی می باشد و به وسیله قانون امکان دخل و تصرف در آن وجود دارد.

ذیحساب-عامل خزانه

شخصی است که به موجب حکم وزارت خانه اقتصادی و دارایی به منظور نظارت و تامین هماهنگی لازم در جهت اجرای مقررات مالی و محاسباتی در وزارت خانه ها،موسسات،شرکت های دولتی و اجرایی منصوب گشته است و سایر وظایف وی به شرح زیر می باشد.

1-نظارت بر امور مالی و محاسباتی بر اساس قانون مصوب و اطمینان از صحت اجرای درست آن ها

2-نظارت بر اسناد و دفاتر مالی 

3-نگهداری و حفظ وجوه و نقدینگی های اوراق بهادار

4-نگهداری و حفظ حساب های مربوط به اموال دولتی

معاون ذیحساب

فردی که بر اساس حکم وزارت امور اقتصادی و دارایی به این سمت منصوب می گردد.

تشخیص

عبارت است از عملی که برای تعیین و انتخاب کالا یا خدماتی که سبب ساز رسیدن به هدف های مورد نظر دستگاه های اجرایی انجام می گیرد.

 

منتشر شده در مقالات

مجموعه‌ ای از پیش بینی‌های مالی که هر فرد را برای یک زندگی توام با آرامش و آسایش در آینده نزدیک و دور آماده می‌کند مدیریت مالی نام دارد. مجموع این برنامه ریزی شامل جنبه‌های مختلفی است که فقط به پس انداز کردن و سرمایه گذاری هنگفت در سرمایه گذاری‌های خاص خلاصه نمی‌شود. این سرمایه گذاری‌ها فقط بخش کوچکی از یک برنامه ریزی جامع هستند. در یک برنامه ریزی مالی کامل و دقیق، وضعیت مالی امروز فرد و یا خانواده بررسی شده و اهداف مالی در آینده نزدیک و دور نیز مورد نظر قرار خواهد گرفت و با توجه به آنها روش و یا روشهای حصول این اهداف و قابل دسترس بودن آنها مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

برنامه ریزی مالی به کلیه جنبه‌هایی توجه می‌کند که استقلال مالی و یا اهداف مالی فرد را در آینده تضمین خواهد کرد. پس انداز برای آینده با هدف خرید اتومبیل و یا منزل و یا پس انداز بازنشستگی (RRSP) از مواردی است که عموم افراد با آن آشنایی دارند و تعداد کثیری آن را اجرا می‌کنند. یک برنامه ریزی کامل شامل موارد فوق است ولی فقط به آنها خلاصه نمی‌شود و این موارد فقط بخش کوچکی از یک برنامه ریزی مالی است. برای حصول به یک برنامه کامل باید به موارد بسیاری توجه دقیق شود که موارد زیر بخشی از آنها است:

 

-          میزان درآمد فرد و یا یک خانواده

-          سرمایه و موجودی نقدی و غیر نقدی

-          بدهی و تعهدهای مالی کوتاه و بلند مدت

-          هزینه‌ها و مخارج روزانه زندگی

-          میزان و نوع مناسب سرمایه گذاری

-          خریدهای بزرگ و هزینه ‌های اصلی و مهم در طی دوران زندگی (مانند خرید خانه، اتومبیل و مسافرت‌های تفریحی)

-          هزینه‌ های مرتبط با آینده فرزندان و جوانان (هزینه ‌های تحصیل، ازدواج و کمکهای مالی برای شروع زندگی مستقل)

-          وضعیت، نیازهای مالی و محل تامین آنها در زمان بازنشستگی

-          هزینه‌ ها و نیازهای مالی در زمان بیماری

-          هزینه‌ ها و نیازهای مالی در زمان از کارافتادگی

-          هزینه ‌ها و نیازهای مالی در زمان پس از درگذشت فرد یا افرادی از خانواده

-          نوع و میزان بیمه پزشکی و بیمه عمر مورد نیاز

 

یک برنامه ریزی جامع مالی از بخش‌هایی زیر تشکیل شده است:

 

-          برنامه ریزی سرمایه گذاری (Investment Planning)

-          برنامه ریزی بازنشستگی  (Retirement Planning)

-          برنامه ریزی تحصیلی  (Educational Planning)

-          برنامه ریزی دارایی ها  (Estate Planning)

-          برنامه ریزی بیمه  (Insurance Planning)

-          برنامه ریزی مالیاتی  (Tax Planning)

-          مدیریت نقدینگی  (Cash Management)

-          مدیریت بدهی ها  (Debt Management)

 

یکی از ابزارهای کاربردی برای دستیابی به اهداف و برنامه های مالی ذکر شده در بالا، استفاده از نرم افزار حسابداری متناسب با نیازها فردی است. برای مثال اگر شما قصد مدیریت مالی و برنامه ریزی مالی برای محل کار و یا فعالیت تجاری خود را دارید، می توانید از یک نرم افزار حسابداری فروشگاهی، تولیدی، بازرگانی شرکتی مرتبط با فعالیت خود و صنف کاریتان استفاده کنید و اگر قصد مدیریت مالی برای خانواده خود را دارید بهتر است از ابزارهایی که دسترسی راحت تری به آنها دارید استفاده نمایید.

پارمیس برای این کار، استفاده از نرم افزار حسابداری شخصی پارمیس همراه را به شما توصیه می کند. این نرم افزار به صورت رایگان با امکانات بسیاری در اختیار کاربرا ن IOS و اندروید قرار گرفته است که مدیریت مالی دقیق هزینه ها و درآمد ها را برای کاربران فراهم می کند.

 

برای مشاهده امکانات و دانلود رایگان این اپلیکیشن حسابداری موبایل روی این لینک کلیک کنید.

 

منتشر شده در اخبار حسابداری

سرمایه گذاری در بورس، جزء یکی از فعالیت هایی است که برخی افراد به صورت مستقل تمام زمان خود را صرف تحلیل و سرمایه گذاری در بازار سهام می کنند و برخی دیگر نیز در کنار سایر فعالیت های تجاری خود، بخشی از سرمایه خود را در بورس سرمایه گذاری می کنند. این در حالی است که اگر نتوان به درستی روند صعودی و نزولی بورس را تحلیل کرد، ممکن است سرمایه خود را در زمان کوتاهی از دست بدهیم و بدون هیچگونه سودی از بورس دست بکشیم. اما در مقابل اگر بتوان تصمیمات درستی بگیریم و در بازار مناسبی سرمایه گذاری کنیم، احتمال بیشتری برای بدست آوردن سود وجود خواهد داشت. حال آنکه با تمام محاسبات و تحلیل های حرفه ای در این زمینه نیز، تمام سرمایه گذاران و سرمایه داران بورس به خوبی میدانند که بخشی از سرمایه گذاری در بورس همواره با ریسک از دست دادن سرمایه همراه خواهد بود.

برای سرمایه‌گذاری در بازار سهام و بورس باید نکات زیادی را رعایت کنیم تا دچار ضرر و زیان نگردیم. موارد زیر از جمله آنها هستند که توجه به این نکات می‌تواند مفید بوده و ما را در رسیدن به اهدافمان یاری کند.

 

۱- انتخاب صنعت برتر: در میان صنایع مختلف، صنعتی را انتخاب کنیم که چشم‌انداز روشنی دارد. بدین معنی که:

-         در آینده بیشتر به آنها نیاز است

-         کمتر قابل تکثیرند

-         قابل واردات نیستند و کشورهایی که از نظر صنعت جلوتر از ما هستند بیشتر و ارزان‌تر و بهتر تولید نمی‌کنند.

در واقع اگر قرار باشد مساله عضویت در wto مطرح شود ما در آن صنایع مزیت داریم. ( فرضا در مقابل صنعت ساختمان، خودرو، معدن، قند و شکر، سیمان، ریسندگی و بافندگی، کاغذ، چرم، فلزات اساسی، معدنی غیرفلزی، رایانه، دارویی، مواد غذایی، شیمیایی، نفتی، تجهیزات، شوینده و غیره بعضی نیاز به مصرف آنها کاهش می‌یابد، بعضی‌ها قابل تکثیرند، بعضی‌ها را دیگران بهتر و ارزان‌تر از ما تولید می‌کنند و در بعضی ما مزیت داریم).

 

۲- از میان صنایع برتر سبد سهام انتخاب ‌کنیم: سعی کنیم در میان انواع صنعت، ۴ تا ۵ صنعت برتر را انتخاب کنیم و در هر کدام با خرید یک سهم ۲۰ تا ۲۵ درصد سرمایه مان را سرمایه‌گذاری کنیم تا ریسک سرمایه‌گذاری را پایین بیاوریم.

برای مثال در معدن یک سهم، در ساختمان یک سهم، در رایانه یک سهم، در پتروشیمی یک سهم و در دارویی یک سهم انتخاب می‌کنیم که اگر به هر دلیلی آن سهم دچار زیان شد یا نماد آن سهم در بورس بسته شد یا دچار صف فروش گشت و به نقدینگی نیازمند شدیم دچار مشکل نشویم.

اما چرا خرید چهار تا پنج سهم؟ برای اینکه اگر سرمایه را بیش از حد خرد و پراکنده کنیم، مدیریت کمتری اعمال می‌گردد و جمع کردن سرمایه دشوار خواهد شد.

 

۳- انتخاب شرکت برتر در میان یک صنعت: پس از گزینش چهار یا پنج ردیف صنعت برتر، در داخل صنعت به سراغ شرکتی می‌رویم که میانگین بازدهی آن از بقیه بیشتر است و مواردی که در ادامه ذکر میکنیم را برای آن در نظر می‌گیریم.

 

۴- میزان نقد شوندگی سهم: سهمی را انتخاب می‌کنیم که میزان معاملات آن در روز زیاد است، به این معنی که آن سهم را زیاد می‌خرند و زیاد می‌فروشند، حجم معاملات شرکت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خریدار، تعداد فروشنده، سوابق باز بودن نماد سهم و… تاثیرگذارند. اگر سهمی انتخاب کنیم که نقد شوندگی آن خوب نباشد هنگام فروش سهم دچار مشکل می‌گردیم. بعضاً ممکن است شش ماه نماد آن بسته باشد. نقد شوندگی سهم مثل رتبه کنکور است در بورس ما معمولا رتبه یک تا ۵۰ خوب و ۵۰ تا ۱۰۰ قابل قبول است و بالاتر از ۱۰۰ ضعیف. لازم به یاد آوری است که رتبه نقد شوندگی سهام ثابت نیست و در یک دوره سه تا شش ماهه ممکن است تغییر کند، بنابراین نیاز است مرتب اطلاعات مان را به روز نگه داریم.

 

۵- میزان سهام شناور آزاد سهم: میزان سهامی است که دست سهامداران خرد یا اصطلاحاً دست مردم است. سهمی را انتخاب می‌کنیم که میزان سهام شناور آزاد آن بالای ده پانزده درصد باشد البته سهامی که میزان شناور آزاد آن خیلی زیاد باشد خوب نیست و بهتر است که سهم دو سه سهامدار عمده داشته باشد. سهم بدون سهامدار عمده مثل تحصیلکرده بدون حمایت در جامعه ما است. بدون حمایت می‌ماند و در گرفتن قرارداد‌ها خیلی موفق نخواهد بود.

 

۶- p/e سهم: یعنی نسبت سود پیش‌بینی شده سالانه به قیمت روز سهم. مثلا اگر قیمت سهمی امروز ۱۰۰ تومان است و سود پیش‌بینی شده سالانه سهم ۲۵ تومان است، ۱۰۰ تقسیم بر ۲۵ می‌شود ۴، می‌گوییم p/e این سهم ۴ است.

P/e در هر صنعتی با صنعت دیگر متفاوت است. P/e سهام داخل یک صنعت را با هم مقایسه می‌کنیم اگر همه فاکتورهای چند سهم درون یک صنعت با هم برابر بود سهمی را انتخاب می‌کنیم که p/e پایین‌تری دارد. در واقع p/e بیانگر این است که جو بازار از یک سهم به‌خصوص چه انتظاری دارد. میزان بالای این نسبت می‌تواند نشان دهنده این واقعیت باشد که سهامداران به آینده سهم خوش بینند و باور دارند که پیشرفت قابل ملاحظه ای خواهد داشت؛ ضمن اینکه ریسک سهم نیز زیاد است. P/e پایین نشان دهنده این است که این سهم رشد خود را کرده است یا سهامداران به آینده سهم خیلی اعتقاد ندارند، ضمن اینکه ریسک این سهم زیاد نیست.

 

۷- میزان پرداخت سود نقدی سهم: هر شرکتی که پیشنهاد پرداخت سود نقدی بالاتری داشته باشد بهتر است. سعی کنید سهامی را انتخاب کنید که پیشنهاد پرداخت سود نقدی بالاتر از ۸۰ درصد دارند. البته ممکن است سهمی برای ترغیب سهامداران پیشنهاد ۱۰۰ درصد تقسیم سود نقدی را مطرح کند، ولی در مجموع به وعده‌های خود عمل نکنند. به همین دلیل باید به عملکرد گذشته سهم نیز در انجام وعده‌هایش توجه کنید.

 

۸- سرمایه شرکت: با توجه به شکل و موقعیت خاص بورس در کشور ما و دامنه نوسان و حجم مبنا، سهام‌هایی که سرمایه کمتری دارند برای انتخاب مناسب‌ترند ضمن اینکه ریسک آنها بیشتر است.

 

۹- برنامه طرح و توسعه شرکت: آیا شرکت طرحی برای توسعه دارد یا خیر؟ مسلماً انتخاب شرکتی که برنامه توسعه و افزایش تولید و تنوع در فعالیت دارد به جای شرکتی که پروژه جدید و طرحی برای آینده ندارد بهتر است. مخصوصا سرمایه‌گذاری که تصمیم به استمرار و ادامه سرمایه‌گذاری دارد حتما باید به این نکته توجه کند.

 

۱۰- ریسک سهم: ریسک به معنای دلهره و ترس سهامدار از زیان در سهم است. معمولا بعضی از شرکت‌ها به‌دلیل عملکرد مدیریتی خوب سوابق درخشانی برای خود به‌وجود آورده‌اند، این شرکت‌ها در قیمت سهم، در eps یا پیش‌بینی سود سهم، در طرح‌های توسعه و افزایش سرمایه سهم و در تعدیل مثبت و یا منفی سهم صادقانه عمل کرده و عملکرد آنها به هدف دستکاری در قیمت سهم نیست و تمام تلاش خود را بکار می‌گیرند تا سهامداران دچار ضرر و زیان نگردند؛ اگر سوابق ده سال قبل آنها را مرور کنید رشد تدریجی بدون نوسان‌های شدید مثبت و منفی را می‌بینید و برعکس.

بعضی شرکت‌ها که تعداد آنها در بورس ما کم هم نیست دستکاری در قیمت، اعلام eps‌ های غیر واقعی، تعدیل مثبت یا منفی‌های غیر واقعی به منظور متضرر ساختن سهامداران خرد و جمع کردن سهم و یا برعکس فروش سهم و فرار از سهم است. بنابراین در میان سهام‌های یک صنعت، سهمی را انتخاب می‌کنیم که ریسک آن کم باشد.

 

۱۱- جوان بودن شرکت: صنایع و شرکت‌ها نیز همانند انسان مراحلی را طی می‌کنند. این مراحل شامل تولد، رشد، بلوغ و کهنسالی است در میان یک صنعت نیز پتروشیمی را مثال بزنیم: سهم a با سرمایه کم و تاسیسات آن تازه نصب و راه اندازی شده فاز یک آن شروع بکار کرده و سود آن نیز زیاد نیست (p/e =10).

سهم b فاز دو و سه آن نیز تکمیل شده سرمایه آن چند برابر اولی است، ولی هنوز فاز چهار و پنج طرح و توسعه را دارد (p/e = 9).

سهم c طرح‌های آن تکمیل شده، ولی از عمر تاسیسات آن بیش از ۱۵ سال نگذشته و نیروی انسانی آن نیز در وضعیت میانسالی هستند (p/e = 8).

سهم d در مرحله کهنسالی است کارخانه کار می‌کند، جایی برای طرح و توسعه ندارد، سرمایه آن بسیار زیاد و تاسیسات آن نیز فرسوده شده است و نیروی انسانی آن نیز اکثریت در مرز بازنشستگی است (p/e = 7). طبیعی است که اولویت در انتخاب و خرید سهم به ترتیب a، b و در نهایت c و d است.

 

۱۲- میزان رشد سود پیش‌بینی شده سهم: شرکت‌هایی که eps واقع بینانه اعلام می‌کنند و در طول سال به‌ دلیل عملکرد مطلوب مرتب سود پیش‌بینی شده خود را تعدیل مثبت می‌دهند و بالا می‌برند برای سرمایه‌گذاری مناسب‌ترند. این موضوع را باید از سوابق شرکت‌ها متوجه شد.

 

۱۳- گزارش‌های دوره‌ای سهم: شرکت‌ها موظف به ارائه گزارش به‌موقع عملکرد خود در دوره‌های سه ماهه، شش ماهه، نه ماهه، و سالانه هستند. سهمی را انتخاب می‌کنیم که در گزارش خود پیش‌بینی سود خود را پر کرده باشد. برای مثال در گزارش دوره سه ماهه ۲۵درصد، شش ماهه ۵۰ درصد، و در گزارش ۹ ماهه ۷۵ درصد سود پیش‌بینی شده خود را پوشش داده باشد.

 

۱۴- کف قیمتی: هر سهمی را که مورد توجه قرار دهید یک سقف قیمتی دارد (حداکثر قیمت سهم) و یک کف قیمتی (حداقل قیمت سهم). به یک سهم زمانی وارد شوید که در وضعیت کف قیمتی است و این کف و سقف متناسب با زمان و وضعیت سهم و گزارش آن متغیر است و با تجربه به‌دست می‌آید.

 

۱۵- اخبار سیاسی و اقتصادی: همواره به اخبار سیاسی اقتصادی داخلی و خارجی توجه داشته باشید. ممکن است گوش دادن به اخبار یا مطالعه روزنامه‌های اقتصادی وقت شما را بگیرد، اما کمک بزرگی به شما خواهد کرد تا بتوانید در برخی موارد روند بازار را پیش‌بینی کنید و همین‌طور صنایع خاصی را مورد توجه قرار دهید.

 

امیدواریم این مطلب آموزشی به سودآوری هرچه بیشتر شما در بازار سهام و بورس کمک کند.

فراموش نکنید که این مقاله را با دوستان خود به اشتراگ بگذارید تا از نکات آموزشی آن در سرمایه گذاری بهره ببرند.

 

جهت آگاهی از به روز ترین مقالات آموزشی پارمیس، لطفاً در صفحه لینکدین کمپانی پارمیس ما را همراهی کنید.

https://www.linkedin.com/company/parmisit

منتشر شده در مقالات
پنج شنبه, 26 فروردين 1395 10:20

عوامل ورشکستگی بانک ها چیست؟

بانک های خصوصی یا دولتی جزء پایه های مهم هر نظامی می باشد که میزان نقدینگی و عدم شکست و افت سرمایه بانک ها میتواند تاثیر مستقیمی بر اقتصاد، کارآفرینی، زندگی افراد، مشکلات اقتصادی و ... داشته باشد.

در این مقاله قصد داریم اهداف قانون ورشکستگی بانک‌ها، علل ورشکستگی بانک‌ها و مقررات بانکی را بررسی کنیم. همچنین به بررسی دلایل برخورد متفاوت با بانک ها و راههای ممکن برای پیشگیری از بحران‌های بانکی میپردازیم.

 

ورشکستی یک بانک چه اتفاقاتی را به دنبال دارد؟

یکی از مسائل مطرح در ورشکستی هر شرکت و سازمان و ارگانی، باز پس گیری حق و حقوق طلبکاران و منافع آنها می باشد. حال اینکه در بانک ها به علت تعداد بیشمار سپرده گذاران که شامل سرمایه داران و یا افرادی با سطح مالی متوسط در جامعه هستند که هر کدام به نوعی در تولید سرمایه آن بانک سهیم بوده اند و در زمان ورشکستی یقیناً خواستار حق و حقوق قانونی خود می باشند.

ناتوانی یک بانک از انجام تعهداتش موضوعاتی را مطرح می‌کند که بسیار فراتر از سهامداران و مشتریان آن است. به‌عنوان مثال ممکن است سایر بانک‌ها تحت‌تاثیر این وضعیت قرار گیرند و به این ترتیب یک بحران سیستمی به‌وجود آید. نظام پرداخت‌های یک کشور ممکن است دچار اختلال شود و این امر ممکن است آثار گسترده اقتصادی داشته باشد.

زمانی که بانک ورشکسته در بیش از یک کشور اشتغال به فعالیت داشته باشد، مساله از این هم پیچیده‌تر می‌شود. علاوه‌بر تمام اینها، این مساله که تعداد زیادی از رای‌دهندگان سرمایه‌های خود را از دست داده‌اند، نتایج سیاسی خاص خود را خواهد داشت. دولتی که نتوانسته باشد برای پیشگیری از ناتوانی بانک‌ها در ایفای تعهداتشان اقدامی انجام دهد، با کاهش محبوبیت در میان مردم روبه‌رو خواهد شد و این امر اثر منفی بر شانس انتخاب مجدد آن دولت خواهد داشت. در اکثر کشورها ورشکستگی یک بانک، حداقل تا حدودی متفاوت از ورشکستگی سایر موسسات تجاری تلقی شده است.

 

آیا امکان پیشگیری از بحران ورشکستی بانک ها ممکن است؟

برای اینکه از بحران‌های بانکی پیشگیری شود، کشورها سیستمی از وضع مقررات و نظارت دارند، اما عموما تصدیق شده است که هدف چنین سیستمی نباید به صفر رسیدن احتمال ورشکستگی باشد. چراکه ایجاد چنین وضعیتی مشکلات خاص خود را خواهد داشت. یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که مکررا گفته شده است، افزایش مخاطره اخلاقی است؛ چراکه انجام فعالیت‌های مخاطره آمیز توسط مدیران بانک‌ها و کسانی که در بانک‌ها سپرده‌گذاری می‌کنند را تشویق می‌کند. وضعیت ایده‌آل آن است که سیستمی طراحی شود که بر اساس آن رفتار کسانی که مدیریت بانک‌ها را بر عهده دارند کنترل شود و در عین حال کسانی که در بانک‌ها پول خود را پس‌انداز می‌کنند نیز برای رفتار خویش مسئولیت‌پذیر باشند.

اگر سپرده‌گذاران از هر مسوولیتی مبرا دانسته شوند، سپرده‌ها قطع نظر از هر نوع ریسکی به بانکی‌ که بیشترین سود را می‌دهد خواهند رفت و این به نوبه خود انتظام بازار را به هم خواهد زد و خطرهای بی‌ثباتی را افزایش خواهد داد. البته این امر بدون شک در جایی درست است که مشتریان بانک‌ها به‌طور کافی آموزش دیده باشند و دسترسی به اطلاعات بروز و قابل استفاده داشته باشند، اما در عمل این شرایط به سختی محقق می‌شود و این دلیل دیگری است که چرا سپرده‌گذاران اغلب به‌عنوان طبقه‌ای ممتاز در ورشکستگی بانک‌ها تلقی می‌شوند.

 

سیستم وضع مقررات بانکی باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

بسیاری از بانک‌ها گاه به مشکلات نقدینگی برخورد می‌کنند. این مشکلات نقدینگی ایجاب می‌کند که از بانک مرکزی به‌عنوان وام‌دهنده واپسین درخواست کمک کنند. هنگامی که یک سری شرایط خاص وجود داشته باشد، بانک مرکزی می‌تواند تامین مالی نقدی اضطراری انجام دهد. در صورتی که مشکل بانک، تنها مشکل نقدینگی باشد، این تامین مالی می‌تواند به تنهایی کمک کند که بانک به وضعیت عادی بازگردد. اما اگر بانک، مشکلاتی داشته باشد که فراتر از تامین مالی از طرق غیررسمی یاد شده باشد، لازم است سایر عوامل نیز بررسی شود؛ بنابراین اموری همچون تلاش برای بازسازی و نجات بانک دارای مشکل و زنده نگه داشتن آن تا تصفیه آن به نحو موثر باید مورد بررسی قرار گیرد.

سیستم وضع مقررات باید حاوی قواعدی باشد که اثری مثبت بر رفتار مدیران بانک‌ها داشته باشد و قانون حاکم بر مدیریت شرکت‌ها باید حاوی مقرراتی باشد که رفتار مدیران بانک‌ها را کنترل کند به‌عنوان مثال باید مقرراتی درباره سلب صلاحیت از مدیران شرکت‌ها و حکم به پرداخت جریمه شخصی مالی برای آنها وضع کرد.

اگر تلاش‌ها برای بازسازی بانک به نتیجه نرسید، بانک یا آنچه از آن باقی مانده است باید تصفیه شود. هنگامی که یک بانک تصفیه می‌شود، احتمال اندکی وجود دارد که تمامی طلبکاران، تمامی مطالباتی که از بانک دارند را دریافت کنند. در حقیقت دارایی اندکی برای تقسیم باقی می‌ماند و طلبکارانی که مطالباتشان را با وثیقه تضمین نکرده‌اند باید انتظار دریافت مبلغی اندک یا حتی عدم دریافت هیچ مبلغی را داشته باشند. در اینجا می‌توان با برخی و نه تمام طلبکاران بانک‌ها برخوردی ویژه و خاص داشت.

 

یک قانون ورشکستگی بیانگر چه اهدافی است؟

اهداف و غایت‌های یک قانون ورشکستگی عبارتند از:

-         بازگرداندن شرکت به وضعیت سوددهی

-         به حداکثر رساندن دریافتی‌های طلبکاران

-         فراهم آوردن یک نظام عادلانه و منصفانه برای طبقه‌بندی طلبکاران

-         تعیین دلایل ناتوانی شرکت از ایفای تعهداتش

-         مجازات مقامات و مدیرانی که با سوء‌مدیریت خود باعث ورشکستگی شرکت شده‌اند

 

اگر یک بانک ورشکسته به وضعیت سوددهی بازگردانده شود، از طلبکاران نیز حمایت شده است؛ چراکه آنها می‌توانند کل مطالبات خود را دریافت کنند. در این میان سه سوال اساسی مطرح می شود:

-         چگونه می‌توان دریافتی‌های طلبکاران را در هنگام ورشکستگی یک بانک افزایش داد؟

-         آیا می‌توان یک نظام عادلانه و منصفانه برقرار کرد که بر اساس آن با برخی از طلبکاران برخورد ویژه و جدا از دیگران صورت گیرد؟

-         چگونه مجازات مدیران و مقامات عالی بانک می‌تواند به طلبکاران کمک کند؟

 

در حقوق ورشکستگی شرکت‌ها معیار ارزیابی ورشکستگی یک موسسه دارای دو مولفه است؛

اولی عبارت است از ترازنامه و بررسی اینکه آیا اموال شرکت بیشتر از تعهدات آن است یا خیر؟

اگر دارایی‌های شرکت کمتر از تعهدات آن باشد از جهت تکنیکی شرکت ورشکسته است.

دومین معیار، جریان نقدینگی است. بر اساس این معیار، این نکته را بررسی می‌کنیم که آیا وقتی قانونا از شرکت خواسته می‌شود که دیون خود را بپردازد، شرکت می‌تواند این کار را انجام دهد؟

در صورتی که شرکت نتواند بدهی خود را بپردازد و ادعایی هم در مورد مشروعیت و قانونی بودن بدهی نداشته باشد (در صورتی که برخی شرایط شکلی وجود داشته باشد و رعایت شود) در اکثر نظام‌های حقوقی طلبکاران این حق را دارند که از دادگاه رسیدگی به ورشکستگی شرکت را درخواست کنند. برای اکثر انواع شرکت‌های تجاری، معیار مهم، معیار دوم است. در اکثر موارد کسی که با شرکتی معامله می‌کند، وضعیت ترازنامه آن شرکت را نمی‌داند. و اگر مطالبات خود را که درخواست می‌کند دریافت نماید برایش اهمیتی هم ندارد که وضعیت ترازنامه شرکت چگونه باشد. بنابراین معیاری که معمولا بیشترین اهمیت را دارد معیار جریان نقدینگی است.

نکته : در مورد بانک‌ها یک معیار سوم نیز وجود دارد که از آن تحت عنوان معیار مقرراتی یاد می‌شود. این معیار در جایی اعمال می‌شود که بانکی که از جهت تکنیکی ورشکسته نیست و دارایی‌هایش از تعهداتش بیشتر است، نمی‌تواند حداقل سرمایه‌ای را که در کشور محل فعالیتش برای وی الزامی شده است تامین کند. هنگامی که ناظر بانکی متوجه می‌شود که بانک در چنین وضعیتی قرار دارد، اقدام درخصوص آن بانک را آغاز می‌کند.

در بسیاری از کشورها در این مورد تا حدودی انعطاف وجود دارد تا به مدیران بانک فرصت داده شود که از مقررات بانکی تبعیت کنند. معمولا منافع طلبکاران نیز در این است که در چنین مواردی به مدیران بانک فرصت داده شود؛ مشروط به اینکه ناظر بانکی به دقت وضعیت بانک را تحت نظر داشته باشد و مدیران نیز تلاش کنند که بانک را به وضعیت عادی بازگردانند؛ اما در جایی که در کشور یک ناظر قوی و دارای منابع کافی وجود نداشته باشد، این فرصت‌ها که به بانک داده می‌شود مشکل‌ساز خواهد بود.

 

اقداماتی که بعد از ورشکستی بانک صورت میگیرد چیست؟

بانک ورشکسته باید بلافاصله تحت نظارت یک حافظ اموال قرار داده شود تا از ارزش اموالش حفاظت شود و منافع طلبکاران مورد حمایت قرار گیرد. مهم است که قوانین ذی‌ربط، اختیارات و وظایف مشخصی را برای حافظ اموال مشخص کنند و این اختیارات و وظایف شامل موارد ذیل خواهند بود:

 

• لازم است که حافظ اموال بانک اختیار داشته باشد که کنترل اموال بانک را فوراً در اختیار گیرد، وضعیت مالی بانک را کنترل کند و هر اقدامی که برای جمع آوری مطالبات بانک لازم است انجام دهد.

 

• حافظ اموال بانک باید تمامی اختیاراتی را که مدیران شرکت قبلاً داشته‌اند، دارا باشد، البته این امر فقط برای مدتی محدود و تحت نظارت مقام نظارتی بانکی خواهد بود.

 

• برای اکثر طلبکاران، بهترین نتیجه این خواهد بود که بانک، وارد مرحله تصفیه نشود. حافظ اموال باید این اختیار را داشته باشد که بررسی کند آیا راه دیگری غیر از تصفیه نیز برای حل مشکل بانک وجود دارد یا خیر؟ و اگر چنین راهی وجود داشته باشد باید گزارش دهد.

 

• وقتی که حافظ اموال پس از بررسی وضعیت کلی مالی بانک به این نتیجه رسید که راه دیگری غیر از تصفیه بانک وجود ندارد، قانون باید اجازه دهد که عملیات تصفیه فورا آغاز شود.

 

• حافظ اموال در تصمیم‌گیری درخصوص اینکه چه اقدامی انجام دهد نباید توجهی به منافع سهامداران داشته باشد.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که وجود حسابداران با تجربه می تواند در حسابرسی و حسابداری امور بانکی موثر باشد و با تحلیل داده های آماری و عددی بانک راهکارهای جلوگیری از بحران ورشکستگی را بیابند.

منتشر شده در اخبار حسابداری
صفحه1 از2
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس