نه تنها در مورد فضای اجتماعی، بلکه همچنین برای ساختار اقتصادی و کسب و کار، تغییر ثابت امری عادی تلقی می گردد. برای عوامل و دلایل این تغییرات در کشور، جستجوی تغییر و تحول شرایط اقتصادی ضروری بوده - این فرایند طی سالیان متمادی اجرا شده و مکانیزم بازار به واقعیت تبدیل شده است - و اهمیت و تاثیر پدیده جدید رو به رشد می باشد. این پدیده، اقتصاد جدید یا جهانی شدن نامیده شده است که به طور نمونه در مرزهای ملی هماهنگ کننده ابزارهای مدیریت مشاهده می شود.

مقدمه

نتیجه این فرایند این واقعیت است که سرمایه گذاران به پیوستن شرکت هایشان به بازار و یا شراکت با شرکت های خارجی که برای چنین مدیریتی ارزش افزوده را به همراه خواهد داشت پافشاری می کنند. با این منطق، یک ابزار در دسترس، کنترل کردن است. کنترل کردن یک سیستم مدیریتی خاص است که حسابداری، هزینه ها و سیستم محاسبه هزینه های شرکت و بودجه شرکت ها را برای این هدف استفاده می کند.

در ابتدا، شرکت ها باید بر روی حسابداری، هزینه ها و سیستم محاسبه هزینه های شرکت تجدید نظر کنند.

اطلاعات حسابداری

به طور کلی حسابداری به دو بخش حسابداری مالی و حسابداری مدیریت طبقه بندی می شود. این طبقه بندی به ویژه برای کنترل کردن بسیار مهم است. کنترل از حسابداری مدیریتی به وسیله ارائه اطلاعاتی که مدیران در داخل سازمان ها از آنها استفاده می کنند استفاده می کند.

به عنوان نمونه مدیر تولید می خواهد یک گزارش از تعداد واحدهای مختلف تولیدی محصول به منظور ارزیابی محصول تولیدی تهیه کند و یا مدیر فروشی می خواهد گزارشی از سودآوری نسبی دو محصول به منظور تمرکز بر روی فروش بیشتر بدست آورد.

کاربرد سیستم های حسابداری (نرم افزار حسابداری) در مدیریت هزینه های کسب و کار

شرکت ها اغلب گزارشات حسابداری مدیریتی این چنینی را به دلیل اطلاعات محرمانه در اختیار کاربران عادی قرار نمی دهند.

از سوی دیگر، کاربران عادی ترجیح می دهند تا برای مشاهده و ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها به صورت کلی در نظر بگیرند. بنابراین حسابداری مالی برای شرکت ها از اهمیت خاصی برخوردار است. در واقع هدف کلی تهیه چنین گزارشاتی ارائه آنها به سهام داران است.

حسابداری مالی و حسابداری مدیریتی این اطلاعت ارزشمند را برای گروه خاصی از کاربران بدست می آورد. مدیران به وسیله اطلاعات حسابداری که از هزینه ها، مزایا، عرضه و تقاضاها تهیه شده اند قادر به تصمیم گیری برای سازمان هستند.

حسابداری به دلیل برخورداری از برخی اطلاعات مهم لازم است زیرا این اطلاعات گزارشاتی را درباره هزینه ها به ما می دهند. هزینه ها باعث می شوند تا مدیران با توجه به به مقدار سود و زیان فرایندها دانش لازم و کافی برای فرصت های به وجود آمده را بدست بیاورند.

اطلاعات هزینه ها

مدیران از برخی دیگر از طبقه بندی هزینه ها استفاده می کنند، با توجه به رابطه هزینه و کالا؛ دو روش هزینه های مستقیم و هزینه های غیر مستقیم به وجود می آیند. هزینه های مستقیم به معنای این است که این هزینه به طور مستقیم با هزینه کالا در ارتباط است و هزینه های غیر مستقیم به معنای این است که به صورت مستقیم با هزینه کالا در ارتباط نیست.

کاربرد سیستم های حسابداری (نرم افزار حسابداری) در مدیریت هزینه های کسب و کار

هزینه یک کالا موضوعی است که مدیران برای محاسبه هزینه یک کالا، فروشگاه ها، بخش ها، خطوط تولیدی و یا واحد های تولیدی از آن استفاده می کنند. هزینه های غیر مستقیم نیز با هزینه های مستقیم دارای نقاط مشترکی هستند به همین دلیل حسابداران به هزینه های غیر مستقیم هزینه های مشترک نیز می گویند.

هزینه های مستقیم یک شرکت برای ارزیابی و تست واحد خاصی از شرکت مثلا واحد تولیدی به کار می رود. هزینه های سربار به شرکت ها توانایی تولید هزینه های غیر مستقیم مانند هزینه های آب و برق، مالیات بر املاک، استهلاک، بیمه، اجاره و هزینه های دیگر را می دهند.

علاوه بر این، روش های طبقه بندی دیگری برای هزینه ها وجود دارد که به درک مفهوم هزینه کمک می کند که رفتار هزینه از این موضوعات می باشد. این مدل طبقه بندی هزینه دارای ویژگی هایی می باشد که در زیر به آن اشاره می کنیم.

  • هزینه های متغیر که مانند فعالیت های متغیر تغییر می کنند.
  • هزینه های ثابت که مانند حجم فعالیت ها تغییر نمی کنند.

نتیجه گیری

کلیه بهاهایی که شرکت متحمل می شود در نهایت به هزینه تبدیل می شوند. اگر شرکت بلافاصله هزینه را پرداخت نکند، بلکه آن را تا زمان فروش کالاها به یک حساب موجودی روی ترازنامه اضافه کند، آنگاه آن هزینه انبارشدنی نامیده می شود.

کاربرد سیستم های حسابداری (نرم افزار حسابداری) در مدیریت هزینه های کسب و کار

هزینه های انبار شدنی هزینه های محصول نامیده می شوند. هزینه های غیر انبارشدنی هزینه های دوره نامیده می شوند زیرا شرکت آنها را در دوره تحمیل شده، پرداخت می کند.

برای گزارشگری مالی خارجی، رفتار کردن با کل هزینه های تولید به عنوان هزینه های محصول، لازم و ضروری می باشد. با استفاده از هزینه یابی جذبی کامل، شرکت به هر واحد کالای تولید شده، هزینه های تولید متغیر واحد به علاوه سهمی از هزینه های تولید ثابت برای ارزش گذاری موجودی تخصیص می دهد. روش هزینه یابی متغیر ارزش گذاری موجودی تنها شامل هزینه های تولید متغیر هر واحد می شود.

شرکت هایی که از هزینه یابی متغیر استفاده می کنند، با هزینه های تولید ثابت به عنوان هزینه های دوره تحمیل هزینه ها رفتار می کنند. شرکت ها با کلیه هزینه های غیر تولیدی به عنوان هزینه های دوره رفتار کرده و به همین خاطر طبق این روش ها، هزینه های انبار نشدنی به شمار می روند.

منتشر شده در مقالات

هزینه یابی

روشهای هزینه یابی در واقع روشها و نظامهایی می باشند که منجر به انجام ثبت های حسابداری و تهیه گزارشاتی می گردند که مدیریت را در ارتباط با کنترل هزینه های مواد، دستمزد و سربار کمک و یاری می نمایند.هزینه یابی به دو روش هزینه یابی جذبی و هزینه یابی مستقیم (متغیر) صورت می پذیرد در ذیل به توضیح مختصری راجب هر کدام می پردازیم.

هزینه یابی جذبی : در این روش سربار ثابت ساخت برای تولید کالاهای مورد نظر در واحدهای تولیدی جذب محصولات تولید شده می گردد و پس از فروش کالالها در بخش بهای تمام شده کالا ثبت می گردد به بیان دیگر هزینه های تولیدی اعم از هزینه هایی که برای تولید و ساخت مواد مستقیم ، دستمزد پرداختی مستقیم ، سربار متغیر ساخت ، سربار ثابت ساخت و یا هزینه هایی که برای تولید کالاهای در جریان تولید می پردازیم را گویند از طرفی کالاهای تولیدی فروش نرفته ، مقادیری از سربار ثابت تحقق یافته دوره جاری را به دوره آتی منتقل می کنند

نکته : سود و زیان و بهای تمام شده کالای فروش رفته تابعی از حجم فروش است.

هزینه یابی مستقیم یا متغیر : این روش شامل هزینه هایی است که به طور مستقیم با تولید کالای مورد نظر در ارتباط است و به بیان دیگر با افزایش هزینه های تولید و ساخت کالا این نوع از هزینه نیز افزایش می یابد و به گونه ای با حجم کالای تولیدی در ارتباط مستقیمی قرار دارد.به عنوان مثال : برای تولید و ساخت کالا هزینه هایی را مانند مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم ، سربار متغیر ساخت و هزینه هایی از این دست را باید بپردازیم تا کالا تولید گردد بنابراین به تمامی هزینه های مستقیم و متغیر از مرحله فراهم آوردن مواد کالا تا آخرین هزینه برای کالا که با عنوان بهای تمام شده کالا در نظر میگیریم را هزینه یابی مستقیم گوییم که باید هزینه های انجام شده را در هزینه های دوره ای و در صورت حساب سود و زیان ثبت کنیم علاوه بر این در این روش باید دو حساب کنترل سربار ساخت و دو حساب سربار جذب شده ، یکی برای سربار ثابت و دیگری برای سربار متغیر مورد استفاده قرار می گیرد.

سربار ساخت : به هزینه ای که برای تولید کالا منظور میکنیم گویند مانند اجاره بهای محل مورد نظر ، هزینه استهلاک حقوق و دستمزد کارکنان که این میزان هزینه به تعداد تولید کالا بستگی ندارد.

نکته : هزینه های غیر تولیدی همچون هزینه های اداری و تشکیلاتی ، هزینه های توزیع و فروش در صورت سود و زیان در بخش هزینه های مستقیم ثبت می گردند.

هزینه های سربار به دو بخش سربار ثابت و سربار متغیر تقسیم می شود و علت این تفکیک این است که مدیریت بتواند با کیفیت بهتری اقلام سربار متغیر تولید را کنترل کند در این بین باید هزینه ها را به طبقه بندی کنیم و منظور از این طبقه بندی یعنی برقراری تصمیمیات اصولی بهای تمام شده کالای فروش رفته و هزینه های توزیع و فروش و هزینه های اداری و عمومی است.

در روش هزینه یابی متغیر ، هزینه های سربار ساخت جزء هزینه های دوره ای می باشند و هزینه هایی مانند هزینه های عمومی ، هزینه های اداری و همچنین فروش نیز در این هزینه های دره ای ثبت می گردند اما به دلیل حذف سربار ثابت ساخت از بهای تمام شده موجودی ها و نقض اصل بهای تمام شده برای گزارشگران مالی روش پذیرفته شده ای نیست ولی در حسابداری مدیریت جایگاه بسیار مهم وموثری دارد.

میتوان گفت تفاوت روش هزینه یابی جذبی و روش هزینه یابی متغیر در نحوه رفتار این دو روش با اقلام ثابت بهای تمام شده ساخت است یعنی در روش هزینه یابی جذبی این اقلام نیز بخشی از بهای تمام شده محصولات را تشکیل می دهند و در روش هزینه یابی مستقیم ، کلیه این اقلام به عنوان هزینه دوره تلقی می شوند.

توسط روش هایی می توان با مقایسه گزارش های سود و زیانی که با استفاده از اطلاعات یکسان و با به کار بردن هریک از این روش ها تهیه کرد به تفاوت های دیگر این دو روش پی برد.

از مهم ترین اهداف هزینه یابی جذبی و هزینه یابی متغیر می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • مديران قابل ارزيابي شوند(بر مبناي هزينه‌يابي متغير)
  • تصميمات مديريت (مانند خريد يا ساخت، ادامه توليد، خريد از بيرون و ... كه اين تصميمات بر اساس هزينه‌يابي جذبي گرفته مي‌شود)
  • قيمت گذاري داخل كارخانه و بين واحدها (استفاده از هزينه‌يابي متغير)
  • ذينفعان فقط يك استاندارد را مي پذيرند(هزينه ‌يابي جذبي)
منتشر شده در مقالات
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس